جامعهی آبادان در رابطه با ناپدید شدن زنان و قتلهای موسوم به "ناموسی"، متاسفانه کارنامهای سیاه دارد. قتلهای زنجیرهای و ناپدید شدنهای مرموز، نشاندهندهی واقعیت تلخی است که زنان این شهر با آن دست و پنجه نرم میکنند.
زنجیرهی درد و رنج
فرید بغلانی، قاتل زنجیرهای که با دوچرخه در کنارهی بهمنشیر ۱۵ زن (و یک پسر بچه) را خفه کرد، تنها یکی از چهرههای وحشتآور این داستان است. فاطمه بریحی که به دست همسر عقدیاش در کنار شط سر بریده شد، فاطمهی ۱۶ سالهای که چندی پیش، قطعات بدنش در محل دپوی زبالههای آبادان پیدا شد و فاطمه مشعلی، دختر جوانی که سالها پیش در محدودهی خیابان تهلنجیها ناپدید و بعد از چند هفته، پیکرش در شط کشف شد، تنها گوشهای از زنجیرهی ناپدیدی، ربایش، خودکشی و قتل زنان در آبادان است.
این حوادث نه تنها نشاندهندهی عدم امنیت برای زنان در این شهر است، بلکه بیانگر علل عمیقتری است که در بطن جامعه نهفته است. بیتوجهی به حقوق زنان و نادیده گرفتن صدای آنها، به شکلگیری چنین وضعیتهایی منجر شده است. آیا صدای این زنان به گوش کسی میرسد؟