پتروشیمی مسجد سلیمان، بهعنوان یک دارایی عمومی که به منافع بازنشستگان و مردم تعلق دارد، متأسفانه تبدیل به حیاطخلوت مدیرانی شده که مسئولیتپذیری را با حضور پررنگ در شبکههای اجتماعی عوض کردهاند. بحران کنونی این شرکت، ناشی از ترکیبی از بدهیهای انباشته، تعهدات پرداختنشده، فشارهای مالیاتی و قفل شدن جریان نقدینگی است؛ بحرانی که ریشه اصلی آن در مدیریت نادرست و فقدان شفافیت قرار دارد.
لزوم شفافیت و پاسخگویی
اگر قرار است «قهرمانی» در کار باشد، این قهرمانی نه در ژستهای رسانهای، بلکه در ارائه توضیحات روشن درباره این ترازنامه سنگین و پذیرش مسئولیت معنا پیدا میکند. بدون این شفافیت، پتروشیمی مسجد سلیمان همچنان بهعنوان نمونهای از هزینههای سنگین مدیریتنشدن باقی خواهد ماند.