مدیریت ناکارآمد امیر آذری بر پتروشیمی هرمز، این روزها به یکی از موضوعات داغ تبدیل شده است. با گذشت نزدیک به یکسال از انتصاب او به سمت مدیرعامل، وضعیت این پتروشیمی دچار آشفتگی و بینظمی شده و در نتیجه، زیانهای گستردهای به بار آمده است.
بحران ناشی از استخدامهای نادرست
جذب نفرات غیر بومی و بیتجربه، که تنها به خاطر روابط رانتی در این مجموعه مشغول به کار شدهاند، به بحران جدی در پتروشیمی هرمز دامن زده است. در کنار این، حذف نیروهای کارآمد از مجموعه به وضوح بر کیفیت و کارایی عملکرد این شرکت تأثیر منفی گذاشته است.
گزارشها حاکی از آن است که پس از تغییرات مدیریتی در پتروشیمی هرمز خلیج فارس، مجری ابرپروژه استراتژیک الفین هرمز، این طرح کلیدی ملی با وضعیت بحرانی مواجه شده است. توقف کامل فعالیتها، رهاشدگی اجرایی، بحران مالی و تخلفات گسترده، همگی نشانههایی از خطر توقف یک مگا پروژه با ارزش بالغ بر ۴ میلیارد دلار را به همراه دارد.
این وضعیت نه تنها تهدیدی برای آینده پتروشیمی هرمز است، بلکه میتواند تبعات اقتصادی گستردهای برای کشور به همراه داشته باشد. آیا این بحران به زودی حل خواهد شد یا باید منتظر پیامدهای وخیمتری بود؟