افشای فساد مربوط به استفاده از کارتهای بازرگانی اجارهای، معاملات حوالههای ارزی پتروشیمیها به شکل پولشویی و جابهجایی طلا میان ایران و امارات، خورشید گزدرازی، رئیس اتاق بازرگانی بوشهر، پسران و شماری از نزدیکانش را در مرکز کارتلی خانوادگی که این شبکه تبانی و انتقال پول کثیف را در دست دارند قرار میدهند.
خورشید گزدرازی؛ علی و ابوالفضل، پسران او، در فعالیتهای ارزی و تجاری مورد بحث نقش محوری داشته و ابوذر گزدرازی، پسرعموی رئیس اتاق بازرگانی بوشهر، بخشی از ارتباطات این مجموعه در امارات را پیش میبرد. این موضوع روشن کننده چیدمان هدفمند اعضای خانواده در ایران و امارات است تا شبکه بتواند پل انتقال ارزی در یک لایه زیرزمینی و غیر رسمی را ایفا کند.

تنوع فعالیت اعضای خانواده به معاملات حواله، واردات کالا و تجارت فلزات گرانبها مسیری است که هر بخشی از آن در ساختار اقتصادی جمهوری اسلامی بستر تجارت سیاه پول کثیف است که بی دخالت نهادهای امنیتی و نظامی قابلیت انجام ندارد. از این رو میتوان دریافت حفظ صندلی ریاست اتاق بازرگانی بوشهر بی مجوز و ارتباط شکل گیری خانواده گزدرازی با نهادهای امنیتی ممکن نیست.
با در نظر گرفتن افشای الگوی شبکه تراستیها باید در مورد کارتل خانوادگی گزدرازی نیز این پرسش اصلی مطرح باشد که منابع مالی این معاملات چگونه تأمین شده، تعهدات آنها بر عهده چه اشخاصی قرار گرفته و چه کسانی از سودشان بهره بردهاند.
جایگاه خورشید گزدرازی در اتاق بازرگانی، اهمیت پاسخگویی را دوچندان میکند. ریاست نهادی که نمایندگی فعالان اقتصادی را بر عهده دارد، مسئولیتی عمومی در برابر اعضای آن ایجاد میکند. هنگامی که فعالیت اقتصادی رئیس و نزدیکانش موضوع اتهام قرار میگیرد، روشنکردن مرز میان منافع شخصی و اختیارات نهادی، ضرورتی برای حفظ اعتبار اتاق است.
کارتهای اجارهای و رد پول در حسابهای بانکی
تصاویر اسناد ثبتی در اختیار فیدوس نیوز، حضور خورشید گزدرازی در مقام رئیس هیئتمدیره شرکت «بازرگانی آیندهسازان بندر لیان» و مهدی گزدرازی در مقام نایبرئیس هیئتمدیره را نشان میدهد. تاریخ شروع سمت هر دو، بیستویکم اسفند ۱۴۰۳ درج شده است. شرکت در تیرماه ۱۳۹۲ تأسیس شده و صادرات و واردات، خریدوفروش کالا و دریافت تسهیلات ارزی و ریالی از جمله موضوعات فعالیت آن است.
این حضور شرکتی، پرسشی مشخص درباره تعارض منافع ایجاد میکند: چه سازوکاری تضمین میکند که ارتباطات و امکانات اتاق بازرگانی به امتیازی برای شرکتهای مرتبط با مدیران آن تبدیل نشود؟ پاسخ باید در ضوابط، تصمیمها و معاملات قابل بررسی دیده شود. عنوان نمایندگی بخش خصوصی، مسئولیت توضیح درباره منافع تجاری را از دوش مدیران برنمیدارد.
طبق گفته منابع مطلع، یکی از محورهای فعالیت مورد ادعا، انجام معاملات با کارتهای بازرگانی اشخاص دیگر بوده است. در این روایت، صاحبان اسمی کارتها کنترل واقعی بر واردات نداشتهاند و تأمین پول، پیگیری ثبت سفارش و استفاده از ارز به دست افراد دیگری انجام شده است. چنین وضعیتی، در صورت احراز، میتواند فاصلهای میان صاحب نام و صاحب منفعت ایجاد کند؛ فاصلهای که مسئولیت مالیاتی و ارزی را متوجه یک نفر و سود تجارت را نصیب دیگری میکند.
مسیر بررسی این ادعا از حسابهای بانکی میگذرد. شناسایی فردی که وجه ریالی خرید ارز یا سپرده بانکی را تأمین کرده، در کنار بررسی ثبت سفارش و اسناد ترخیص، میتواند گردانندگان واقعی معامله را مشخص کند. تمرکز صرف بر نام دارنده کارت، برای روشنشدن این زنجیره کافی نیست. نهادهای مسئول باید معلوم کنند پول از کجا آمده، کالا به چه کسی رسیده و درآمد حاصل از فروش در کدام حساب نشسته است.

در همین زمینه، اسنادی درباره بدهی مالیاتی بیش از ۸۶ میلیاردی شرکت «آسمانفر شمال سیراف» و انقضای کارت بازرگانی آن در سال ۱۳۹۹ مطرح شده است. چنین موضوعی در دوره ریاست گزدرازی بر اتاق بازرگانی بوشهر شاید گوشهای از شبکه معاملات جعلی با کارتهای بازرگانی تاریخ گذشته باشد که ذیل ضمانتهای ریاست اتاق امکان انجام یافتهاند.
حوالههای پتروشیمی، مسیر امارات و سرنوشت پروندهها
منابع آگاه همچنین یادآور شدهاند علی و ابوالفضل گزدرازی در ارتباط با تخلفات چندصد میلیاردی در حوزه حوالههای ارزی پتروشیمی و قاچاق طلا بازداشت شده و پرونده آنان پس از پرداخت مبالغ کلان رشوه و رایزنی از طریق بازرسان وزارت صمت و مقامات قضایی و امنیتی استان بوشهر جمع شده است. نکتهای کهب ار دیگر احتمال قوی ارتباط خانواده گزدرازی با حلقههای فساد امنیتی استان بوشهر را نمایان میکند.
فرد دیگر این شبکه خانوادگی ابوذر گزدرازی است، ایفای نقش واسطهگری در امارات، جابهجایی حوالههای ارزی، تجارت شمش طلا و نقره و فعالیت در قاچاق سیگار در فهرست سوابق او دیده شده که این امر کنار ارتباط خویشاوندی او با خورشید گزدرازی او را مهرهای مهم در بدنه این حلقه فساد خانوادگی ساخته است.


مسیر رشد یک خانواده در دل فساد
با مرور سوابق شخص خورشید گزدرازیسیر رشد سریف و مبتنی بر تبانی و فساد خانواده روشن میشود. نزدیکان به ریاست اتاق بازرگانی بوشهر میگویند او با مدرک تحصیلی دیپلم، فعالیت خود را در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی با کارگری و جابهجایی کالا در موتورلنجها آغاز کرد و از طریق یکی از بستگانش، به نام نامدار محمدیفرد، وارد گمرک بوشهر شد. پس از ترک این کار، مدتی در دفتر حسین شفیعی، از دیگر بستگانش، بهعنوان نیروی خدماتی فعالیت کرد؛ سپس به دفتر بازرگانی ماشاالله قدوسی رفت و بعد در دفتر مرتضی حمیداوی مشغول شد.
بر اساس همین روایت، در اوایل دهه ۱۳۸۰، ناظر وقت گمرکات استان زمینه آشنایی گزدرازی با یک تاجر افغان مقیم دبی را فراهم کرد؛ تاجری که نماینده توزیع سیگار مارلبورو در خاورمیانه و همچنین نماینده واردات روغن توتال معرفی شده است. واردات این دو کالا از طریق گزدرازی انجام میشد و افزایش تراکنشهای ناشی از ترخیص آنها، زمینه ارتباط او با هادی حطیم، از مدیران وقت بانک ملت استان بوشهر، را فراهم کرد.
خرید یک کشتی از ژاپن، ورود آن به ایران و ثبت شناور با نام «نامآوران» با مشارکت حطیم تغییر مسیر تجارت گزدرازی است. شناور همچنان در مالکیت این افراد قرار دارد، اما با پرچم خارجی فعالیت میکند؛ اقدامی که برای اجتناب از پرداخت مالیات و الزامات بیمه است.
ورود گزدرازی به واردات خودرو در اواسط دهه ۱۳۸۰ و استفاده از کارتهای بازرگانی اجارهای و فعالیت از سال ۱۳۹۷ در حوزه حوالههای ارز نیمایی گستردگی پلکانی شبکه فعالیت خانواده گزدرازی است.طبق اسناد استافده از ظرفیت اتاق بازرگانی بوشهر این امر را ممکن ساخته گزدرازی با وجود برخورداری از دو کارت بازرگانی حقیقی و حقوقی، معاملات مورد نظرش را به نام خود یا پسر و بستگانش انجام نداده و از کارتهای اجارهای افراد نیازمند استفاده کند.

علی گزدرازی ، در این روایت نفر دوم مجموعه و ادارهکننده فعالیتهای اقتصادی خانواده معرفی شده است. ازدواج او با دختر یکی از ساکنان محلی امارات و برگزاری مراسمی با اعزام نزدیک به صد مهمان از بوشهر به دبی و اسکان آنان در یک هتل با هدف ساختن شبکه خانواده در امارات است که امروز کلید اصلی تجارت پولوشویی مبتنی بر هیمن مسیر ایجاد شده صورت میگیرد.
در اختیار داشتن شرکت بازرگانی گزدرازی با مدیریت او نشان از نقش او در بحث واردات و صادرات و امور گمرکی متعلق به خانواده دارد. همچنین اجبار به همکاری با این بازرگانی از سوی اتاق بازرگانی بوشهر با رانت ویژه خورشید دایره نفوذ شبکه را وابسته به سمت ریاست اتاق بازرگانی کرده است.
ابوالفضل و ابوذر، مهرداد، هادی و مهدی گزدرازی، دیگر اعضای خانواده هستند که هرکدام هدایت بخشی از شبکه انتقال ارز، طلا یا معاملاتی با هدف پولشویی و را برعهده دارند. حلقهای که از همان سنین جوانی در کمتر از ۶ سال هرکدام به ثروتی عظیم رسیدهاند که به شکل املاکی در ایران و کشورهای دیگر قرار دارد.

چهرههای کلیدی بیرون از دایره اعضای خانواده
میلاد خضری، فرزند خسرو و کارمند دفتر خورشید گزدرازی، در اسناد هماهنگکننده مجموعه است. او نقش نگهدارنده اطلاعات و اسرار فعالیتهای این کارتل را برعهده دارد. مدیریت شرکتهای پوششی که محل انجام معاملات مرتبط با پولشویی است برای خضری جایگاهی در سطح صندوق اسرار خانواده گزدرازی ساخته است.
در بخش مربوط به واسطههای دریافت کارت بازرگانی، نام ماشاالله مشایخ، موسی زارعی و جبار محمدیفرد ذکر شده است. این افراد با حمایت خورشید گزدرازی برای دریافت کارتها اقدام میکنند. ابوالقاسم محمدزاده نیز بهعنوان فرد مسئول پیگیری ثبت سفارش در سازمان صنعت، معدن و تجارت معرفی شده است. در بخش بانکی، از هادی حطیم، با عنوان یکی از مدیران بانک ملت در مرکز، و همچنین مدیریت بانک سپه استان بوشهر نام برده شده است. نقش این گروه، تسهیل امور بانکی و سفارشهای مرتبط با معاملات است.
به این فهرست باید دو نام دیگر را بعنوان ابزار توسعه شبکه و پوشش سازی برای معاملات کثیف گزدرازی ها در نظر داشت نام علی رجایی فیروزآبادی و مسعود شکرانی که هرکدام تحت همان الگوی هدایت شرکتهای کاغذی لایههای میانی حلقه فساد توسعه یافته گزدرازی هستند.

ریاست اتاق بازرگانی بوشهر، فرصت تسهیل امور شبکه فساد
سازوکار مورد ادعا از دریافت کارت بازرگانی به نام اشخاص فاقد صلاحیت و تأمین موجودی حساب آنان آغاز میشود. مطابق روایتها، واریزکننده پول به حساب صاحب کارت، نخستین سرنخ برای شناسایی گردانندگان واقعی معاملات است. در مرحله بعد، کالایی شناسایی میشود که صاحب آن بدون دریافت ارز نیمایی و با ارز آزاد وارد کرده، اما برای آن ثبت سفارش انجام نداده است. سپس واسطهها با پیشنهاد مالی، کالا را از طریق صلحنامه به نام دارنده یک کارت بازرگانی اجارهای منتقل میکنند؛ کارتی که، بنا بر این ادعا، در اختیار خورشید یا افراد مرتبط با او قرار دارد.
پس از انتقال اسمی کالا، عوامل مجموعه برای دریافت ثبت سفارش به واحد مربوط در سازمان صمت مراجعه میکنند و سپس فرایند تخصیص ارز در بانک پیگیری میشود. در اسناد، از سپردهگذاری ۳۵ درصدی و پرداخت مابهازای ریالی خرید ارز نیمایی سخن رفته و تأکید شده است که شناسایی تأمینکنندگان این وجوه میتواند نقش گردانندگان اصلی را روشن کند. نتیجه این الگو بهرهبرداری از ارز نیمایی، فرار مالیاتی با کارتهای اجارهای، اجتناب از پرداخت کسردریافتیهای احتمالی گمرکی و کسب ثروت نامشروع است.
سابقه پروندههای اقتصادی بوشهر، حساسیت نسبت به نظارت بر تجارت استان را افزایش میدهد. در گزارشی منتشرشده در بهمن ۱۳۹۳، ناظر گمرکات استان از تأیید ۴۸۰ میلیارد ریال اختلاس، معادل ۴۸ میلیارد تومان، در گمرک بوشهر خبر داده بود. در آن پرونده، از نقش چهار کارمند گمرک و درگیری پانزده حقالعملکار و ترخیصکار سخن گفته شد. نام گزدرازیها در متن این خبر نیامده است، اما پرونده نشان میدهد بررسی تخلفات تجاری باید ارتباط میان کارکنان، واسطهها و صاحبان معاملات را در بر گیرد.
در چنین بستری، ادعای برخورد متفاوت با خانواده رئیس اتاق بازرگانی، پرسشی درباره عملکرد نهادهای نظارتی است. آیا گزارشهای مطرحشده بررسی شدهاند؟ آیا حسابها و تعهدات ارزی اشخاص مرتبط مورد رسیدگی قرار گرفتهاند؟ اگر پروندهای وجود داشته، نتیجه آن چه بوده است؟ پاسخ به این پرسشها باید مشخص و قابل پیگیری باشد.
همزمان، روایتی منتشرشده درباره سعید زرینفر، معاون اسبق استاندار بوشهر، خبر از بازداشت و سپس آزادی او در امارات میدهد. چهرهای امنیتی که مطابق روایت اسناد آزادی او منوط به ارائه اطلاعات درباره شبکههای پولشویی حاکمیت بوِزه بخش مرتبط با اتاق بازرگانی بوشهر و گزدرازیها است. این امر اثبات حضور و فعالیت فعالیت خانواده گزدرازی در امارات است.
خورشید گزدرازی و نهادهای مسئول باید درباره اتهامهای مطرحشده توضیح دهند. روشنکردن منافع شرکتی، مسیر معاملات و سرنوشت رسیدگیهای احتمالی، حداقل پاسخگویی در برابر اعضای اتاق و مردم بوشهر است. اعتبار اتاق بازرگانی با حسابهای روشن و اجرای یکسان قانون حفظ میشود. هیچ جایگاه اقتصادی نباید مانع بررسی منافع خانوادگی یا سپری در برابر مطالبه پاسخ شود.

