پتروپالایشگاه گچساران مشهور به لیشتر در شرایطی که هنوز در نخستین گامهای فعالیت است با پروندهای سنگین از رانت و فساد در طول دوره وارد شدن از فیلیپین و انتقال طرح به گچساران مواجه است.
طرحی که نمایشی از رانت و لابی و فساد مدیرعامل وقت پالایشگاه اصفهان محسن غدیری و نقش تاجگردون نماینده گچساران در فسا استخدامی و انتقال طرح است.
انتشار فهرست نیروهای معرفیشده برای اشتغال در پروژه پالایشگاه گچساران در منطقه لیشتر، بار دیگر مناقشه قدیمی استخدامهای محلی در این طرح را به صدر بحثهای استان کهگیلویهوبویراحمد بازگردانده است. فهرستی که در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود، مشخص میکند نیروهای معرفیشده نه بر اساس یک فرایند رقابتی و شفاف، بلکه با سهمیهبندی طایفهای، ارتباط با مسئولان و نزدیکی به شبکههای سیاسی انتخاب شدهاند.
مطابق اطلاعات منتشرشده، از مجموع ۷۰۰ نفر معرفیشده، ۱۲۰ نفر به طایفه دولتیاری، ۵۰ نفر به بویراحمد گرمسیر، ۲۵۰ نفر به فرزندان مسئولان، ۸۰ نفر به بستگان نماینده و لیدرهای انتخاباتی، ۱۰ نفر به طایفه نارک موسی و ۱۹۰ نفر به ایلات باوی، قشقایی و دیگر طوایف غیربومی اختصاص یافته است.

اهمیت
انتشار این فهرست صرفاً در اعداد آن نیست. پالایشگاه لیشتر از ابتدا با وعده ایجاد
اشتغال برای جوانان گچساران، لیشتر، باشت، خیرآباد، دشتمور و بویراحمد گرمسیر
معرفی شد. اکنون منتقدان میپرسند اگر انتقال پروژه با توجیه محرومیتزدایی و
اشتغال بومی انجام شده، چرا فهرست پذیرفتهشدگان، شیوه امتیازدهی، رشتههای
موردنیاز و نتایج آزمون یا مصاحبه عمومی نمیشود؟
وعده اشتغال؛ نقطه آغاز اعتراضها
اعتراض
به استخدامهای پالایشگاه گچساران موضوع تازهای نیست. پیش از انتشار فهرست اخیر
نیز گروههایی از جوانان بومی منطقه اعلام کرده بودند که فرصتهای شغلی پروژه به
نیروهای خارج از محدوده یا افراد برخوردار از روابط سیاسی واگذار شده است.
خبرگزاری
ایلنا در تیرماه ۱۴۰۵ گزارش داد جوانان
مناطق باشت، لیشتر و بویراحمد گرمسیر خواستار اولویت استخدام بومیان در پروژه در
حال ساخت پالایشگاه گچساران شدهاند. معترضان به این رسانه گفته بودند جذب نیروهای
غیربومی، برخلاف وعدهها و اصل اولویتدادن به مردم منطقه است. این اعتراض نشان میدهد
اختلاف بر سر استخدامها دستکم از چند ماه پیش وجود داشته و انتشار فهرست ۷۰۰ نفره تنها مرحله تازهای از همان بحران
است.

در ادامه اعتراضها، تصاویری از تجمع
جوانان جویای کار در مقابل محل پروژه منتشر شد. حاضران، روند جذب نیرو را
«ناعادلانه و غیرشفاف» توصیف میکردند و خواستار انتشار ضوابط استخدام بودند. برخی
ویدئوهای شبکههای اجتماعی نیز صدای شلیک و تلاش نیروهای انتظامی برای متفرقکردن
تجمعکنندگان را نشان میدادند. بااینحال، درباره تعداد مجروحان یا بازداشتشدگان،
گزارش رسمی و قابل اتکای مستقلی منتشر نشده است.
تکرار
اعتراضها نشان میدهد مشکل تنها بر سر اشتغال چند نفر نیست؛ مسئله اصلی، بیاعتمادی
به سازوکاری است که مشخص نمیکند چه نهادی افراد را معرفی کرده، معیار بومیبودن
چگونه سنجیده شده و سهم تخصص، سابقه و آزمون در انتخابها چه اندازه بوده است.
پروژهای که چند بار تغییر مسیر
داد
روایت ارائهشده از سوی منابع محلی، پالایشگاه گچساران را به طرح خرید و انتقال یک پالایشگاه دستدوم از فیلیپین مرتبط میداند؛ پروژهای که ابتدا قرار بود در بندرعباس اجرا شود و سپس محل اجرای آن به اصفهان و پس از آن گچساران تغییر کرد.
سابقه این پتروپالایشگاه به موضوع تصمیم انتقال شماری از طرحهای توسعهای اصفهان به هرمزگان باز میگردد. محسن غدیری، مدیرعامل وقت پالایشگاه اصفهان، در اردیبهشت ۱۴۰۳ اعلام کرده بود برخی پروژهها با هدف توسعه فعالیتها و تسریع صادرات به استان هرمزگان منتقل میشوند و موافقتهای اولیه برای تأمین خوراک نیز در دست بررسی است. او دو ماه بعد از انتقال تمام طرحهای توسعه پالایشگاه اصفهان، از جمله زنجیره ارزش الپیجی و پروژههای مرتبط، به بندرعباس سخن گفت.
منابع محلی مدعیاند انتقال نهایی پروژه به گچساران با حمایت و لابی غلامرضا تاجگردون، نماینده گچساران و باشت، صورت گرفته و وعده اصلی آن، ایجاد فرصت شغلی برای جوانان منطقه بوده است. نفوذ سیاسی او در پیگیری طرحهای اقتصادی حوزه انتخابیه و انتظاری که درباره اشتغال بومی ایجاد شده، موجب شده نام او در مرکز انتقادهای کنونی قرار گیرد.
تاجگردون
و دیگر مسئولان استان باید روشن کنند آیا برای انتقال پروژه، تعهد مکتوبی درباره
درصد استخدام نیروهای بومی وجود داشته است یا خیر. اگر چنین تعهدی وجود دارد، متن
و ضمانت اجرای آن باید منتشر شود؛ اگر وجود ندارد، باید توضیح داده شود چرا اشتغال
محلی بهعنوان مهمترین دستاورد پروژه تبلیغ شده است.

ابهام درباره پیمانکاران و
قرارداد EPC
غدیری
از آغاز بانی انتقال این پالایشگاه از فیلیپین بود به همین دلیل در بدو انتقال و
مراحل ساخت سهم ویژه ای در لابی های صورت گرفته تامین تجهیزات را در اختیار داشت. منابع
آگاه میگویند در دوره مدیریت محسن غدیری، امور مرتبط با واردات تجهیزات به شرکتی
از مجموعه آبسان واگذار شد و قرارداد مهندسی، تأمین تجهیزات و ساخت نیز با مشارکت
شرکت طراحی و ساختمان نفت، موسوم به ODCC،
پیش رفت.
ارتباط نزدیک غدیری با مدیرعامل وقت آبسان محسنی که شهرت به رانت دارد منجر به آن شد امور واردات این پالایشگاه در بخش تامین تجهیزات به این شرکت محول شود. نکته جالب اینکه کارEPC شرکت نیز با ترک تشریفات به شرکت طراحی و ساختمان نفتODCC واگذار شد ولی شرط این انتقال با دستور غدیری مشارکت با آبسان زلال در بخش EPC بود.
نکته جالب اینکه مدیر مشارکت آبسان و
ODCC یکی از مدیرانی بود که غدیری در آن مقطع انتخاب کرده
بود و مقطعی
با هماهنگی خود غدیری سرپرست کارگاه یکی از پروژه های
اصفهان بوده است.
آزمون شفافیت برای
مسئولان و مجریان پروژه
پرونده لیشتر اکنون با دو دسته پرسش روبهرو است: نخست، نحوه انتقال و واگذاری پروژه و دوم، سازوکار استخدام. درباره بخش اول باید اسناد خرید پالایشگاه، دلایل تغییر مکان، ارزیابی محیطزیستی، روش انتخاب پیمانکاران، امتیازهای فنی و مالی شرکتکنندگان و قرارداد نهایی منتشر شود. درباره بخش دوم نیز ارائه فهرست رشتههای موردنیاز، ظرفیت هر عنوان شغلی، شیوه ثبتنام، نتایج آزمون و مصاحبه و تعداد نیروهای بومی و غیربومی ضروری است.
پالایشگاه گچساران قرار بود نماد توسعه
صنعتی و اشتغال در یکی از مناطق محروم کشور باشد؛ اما ادامه سکوت ممکن است آن را
به نماد دیگری از توزیع فرصتهای عمومی میان شبکههای سیاسی و طایفهای تبدیل کند.
پاسخگویی شفاف، نه لطف مدیران و نمایندگان، بلکه حق جوانانی است که سالها وعده
داده شد نخستین بهرهمندان این پروژه خواهند بود.

