عبور قیمت دلار در بازار آزاد ایران از مرز ۲۲۰ هزار تومان را دیگر نمیتوان صرفاً یک نوسان کوتاهمدت در بازار ارز تلقی کرد. دلار که در نخستین روز شهریور از مرز ۲۰۰ هزار تومان گذشته بود، تنها حدود ۱۰ روز بعد به بالای ۲۲۰ هزار تومان رسید؛ افزایشی که نشاندهنده شتاب گرفتن دوباره سقوط ارزش پول ملی در شرایط تشدید نااطمینانی سیاسی، محدودیت درآمدهای ارزی، تورم سنگین و کسری بودجه دولت است.
اکنون پرسش اصلی اقتصاد ایران دیگر این نیست که آیا دولت قادر است برای چند روز یا چند هفته نرخ ارز را پایین بیاورد؛ پرسش این است که آیا مجموعه سیاستهای اقتصادی و منابع ارزی موجود توان متوقف کردن روند بلندمدت کاهش ارزش ریال را دارد یا نه.

از ۶۰ هزار تا ۲۲۰ هزار تومان در کمتر از دو سال و نیم
در نخستین روزهای سال ۱۴۰۳ دلار در بازار آزاد حدود ۶۰ تا ۶۲ هزار تومان معامله میشد. در ۴ فروردین همان سال نرخ ۶۱ هزار و ۸۰۰ تومان گزارش شده بود. اکنون دلار از ۲۲۰ هزار تومان عبور کرده است؛ یعنی قیمت ارز آمریکا نسبت به آن مقطع حدود ۲۶۵ درصد افزایش یافته است.
شتاب این سقوط در ماههای اخیر نیز قابل توجه بوده است. دلار ۱۳ اردیبهشت امسال به بیش از ۱۸۷ هزار تومان رسیده بود، در مقاطعی از خرداد تا حدود ۱۵۷ هزار تومان عقب نشست، اما در مرداد و شهریور مجدداً وارد موج صعودی شد و تنها طی ۱۰ روز نخست شهریور از محدوده ۲۰۰ هزار تومان به بیش از ۲۲۰ هزار تومان رسید.
چنین حرکتی بیش از آنکه فقط درباره قیمت یک ارز خارجی باشد، منعکسکننده کاهش اعتماد به ریال و فروپاشی ارزش آن به عنوان ابزار تجارت داخلی است.
حالا اگرچه پول ملی هنوز ابزار رسمی پرداخت در ایران است و بنابراین نمیتوان از «پایان مبادلات ریالی» سخن گفت، اما در اقتصادی با چنین تورمی، خانوارها و بنگاهها، قیمت دارایی، مسکن، خودرو، مواد اولیه و حتی سود فعالیت اقتصادی را با نرخ ارز میسنجند.

تورم ۸۹ درصدی؛ موتور داخلی سقوط ریال
عامل تعیینکننده دیگر، تورم است. براساس تازهترین آمار مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه در مرداد ۱۴۰۵ به نزدیک ۱۰۰ درصد و تورم سالانه به بیش از ۱۰۰ درصد رسیده است. تورم خوراکیها نیز بیش از میانگین عمومی بوده و فشار آن مستقیماً بر دهکهای پایین درآمدی وارد میشود.
این ارقام اهمیت افزایش نرخ ارز را دوچندان میکنند. برخلاف دورههایی که جهش دلار عمدتاً محصول شوک سیاسی بود و با کاهش ریسک سیاسی بخشی از افزایش قیمت بازمیگشت، این بار اقتصاد ایران همزمان با یک تورم داخلی بسیار بالا مواجه است.
حتی مقامهای دولت نیز به بخش مهمی از این مسئله اذعان کردهاند. معاون اجرایی مسعود پزشکیان گفته است دولت به دلیل ناترازی بودجه ناچار به چاپ پول است؛ اقدامی که خود به افزایش تورم منجر میشود.
به همین دلیل، حتی اگر بانک مرکزی آنگونه که عبدالناصر همتی تأکید کرده منابع ارزی لازم برای پاسخ به تقاضای بازار را در اختیار داشته باشد، عرضه ارز تنها میتواند بخشی از نوسانات کوتاهمدت را مدیریت کند. تزریق دلار نمیتواند به تنهایی کسری بودجه، رشد نقدینگی، تورم مزمن، کاهش تولید و محدودیت تجارت خارجی را برطرف کند.

دلار ۲۵۰ هزار تومانی؛ از هشدار تا سناریوی قابل تصور
پیشبینی دلار ۲۵۰ هزار تومانی طی ماه آینده نیز اکنون در تحلیل برخی کارشناسان بازار دیده میشود. کامران سلطانی، دبیر پیشین کانون صرافان، با اشاره به اینکه تورم عمومی به بازار ارز منتقل شده، رسیدن دلار به حدود ۲۵۰ هزار تومان را دور از انتظار ندانسته است.
تحلیل دیگری که بر تفاوت تورم، نقدینگی و درآمدهای نفتی استوار است، میانگین نرخ دلار در سال ۱۴۰۵ را در شرایط تداوم وضعیت موجود در محدوده تقریبی ۱۹۱ تا ۲۵۸ هزار تومان برآورد کرده بود.
هرچند سناریوی ۳۰۰ هزار تومان بدبینانهتر است، اما کاملاً از ادبیات اقتصادی حذف نشده است. برخی مدلها در صورت ادامه تورم بالا، رشد نقدینگی و تشدید محدودیت منابع ارزی، محدوده ۲۲۰ تا ۳۰۰ هزار تومان را برای پایان سال مطرح کردهاند. با این حال، ۳۰۰ هزار تومان را باید یک سناریوی پرریسک دانست.
حتی تحلیلهای انجامشده درباره قدرت خرید نشان میدهد با دلار ۲۵۰ هزار تومانی، ارزش دلاری حداقل دستمزد بهشدت کاهش خواهد یافت و عبور دلار از ۳۰۰ هزار تومان میتواند سطح واقعی دستمزد را به محدودههایی بیسابقه در اقتصاد معاصر ایران برساند.

حتی توافق نیز مشکل را یکشبه حل نمیکند
نکته مهم این است که کاهش ریسک سیاسی یا حتی دستیابی به توافق خارجی الزاماً به معنای بازگشت فوری اقتصاد ایران به شرایط دو یا سه سال قبل نیست.
تجربه ماههای گذشته نشان داده است که انتشار اخبار مثبت سیاسی میتواند دلار را در کوتاهمدت پایین بیاورد. در خرداد، همزمان با افزایش خوشبینی نسبت به مذاکرات، دلار تا محدوده ۱۵۷ هزار تومان عقب نشست.
اما مشکل بنیادی اقتصاد ایران اکنون تنها تحریم نیست. کسری بودجه، رشد نقدینگی، مشکلات نظام بانکی، افت سرمایهگذاری، ضعف تولید و تورمی که به ۱۰۰ درصد نقطهبهنقطه رسیده، عواملی هستند که حتی در صورت کاهش تنش خارجی نیز به سرعت ناپدید نخواهند شد. به همین دلیل عبور دلار از ۲۲۰ هزار تومان را شاید بتوان «نقطه بدون بازگشت» به معنای فنی و عبور اقتصاد ایران از یک مرز روانی و ساختاری مهم دانست: مرحلهای که بازگرداندن اعتماد به ریال دیگر با مداخله روزانه بانک مرکزی یا تزریق ارز امکانپذیر نیست.
دولت برای تغییر این مسیر به چیزی بسیار فراتر از کنترل بازار ارز نیاز دارد؛ مهار کسری بودجه، محدودکردن خلق پول، احیای تجارت خارجی، افزایش درآمد پایدار ارزی و در نهایت بازسازی اعتماد عمومی به پول ملی.
در غیر این صورت، رسیدن دلار به ۲۵۰ هزار تومان یک جهش قابل انتظار و ادامه مسیری خواهد بود که اقتصاد ایران هماکنون در آن قرار گرفته است؛ و ۳۰۰ هزار تومان، از یک عدد دور از ذهن به سناریویی تبدیل خواهد شد که بازار ناچار است آن را نیز در محاسبات خود جدی بگیرد.
