یک شاهد محلی میگوید سالها در شبکه قاچاق دریایی هرمزگان فعالیت کرده در گفتوگویی تفصیلی از سازوکاری سخن میگوید که بر اساس آن برخی شناورها و فعالان قاچاق سوخت در ازای همکاری عملیاتی با نهادهای نظامی از امکان فعالیت و نوعی مصونیت برخوردار میشوند. مهمترین بخش روایت او استفاده از برخی شبکههای محلی برای انتقال تجهیزات و مهمات ــ از جمله مین ــ به آبهای اطراف تنگه هرمز است اما با تشدید عملیات مینگذاری در تنگه هرمز در تابستان ۲۰۲۶ بررسی آن اهمیتی فراتر از یک پرونده محلی پیدا کرده است.
در محله سورو، جایی
در امتداد ساحل بندرعباس که زندگی بسیاری از خانوادهها نسلها با دریا گره خورده
است قاچاق سوخت فقط داستان چند قایق نیست در روایتی که چندین فرد مطلع محلی در اختیار
این گزارش قرار داده مرز میان اقتصاد غیررسمی قاچاق سازمانیافته و فعالیت امنیتی
و نظامی به تدریج محو شده است.

به گفته این شاهد برخی قایقها و شناورهای محلی که در انتقال غیرقانونی سوخت فعالیت دارند در مقاطعی اجازه یافتهاند بدون مزاحمت جدی فعالیت کنند و در مقابل بخشی از شبکه در حمل تجهیزات نظامی و مأموریتهای دریایی به کار گرفته شده است.
او در یکی از حساسترین قسمتهای
مصاحبه اعلام کرد برخی افراد «مهمات» و حتی «مین» را با شناور به دریا منتقل کردهاند
دقیقاً فرمان مشخصی از سوی فرماندهی سپاه برای ارائه مجوز قاچاق در مقابل مینگذاری
صادر شده است.
تنگهای که بار دیگر با مین روبهرو شده است
تنگه هرمز در ماههای اخیر بار دیگر به یکی از خطرناکترین نقاط ژئوپولیتیک جهان تبدیل شده است رویترز در ۳۱ اوت گزارش داد که حملات تازه آمریکا به اهداف ایرانی در جزیره لارک پس از مشاهده تهدیدهای مرتبط با عملیات مینگذاری صورت گرفت. آسوشیتدپرس نیز گزارش داد نیروهای آمریکایی مواضعی را هدف قرار دادند که به گفته مقامهای آمریکایی، نیروهای سپاه در آنجا برای استفاده از راکتها و مینهای دریایی آماده میشدند.
تنها چند روز پیش از آن پس از عملیات گسترده پاکسازی، اعلام شده بود مینهای موجود در مسیرهای بینالمللی کشتیرانی تنگه پاک شدهاند. رویترز در ۲۵ اوت گزارش داد که عملیات مینروبی مسیر بینالمللی به پایان رسیده و همزمان نسبت به مینگذاری مجدد ایران هشدار داده شده است.
بنابراین اصل این موضوع که مین
دریایی بخشی از توان و تاکتیک جاری ایران در تنگه هرمز است، دیگر صرفاً یک سناریوی
نظری نیست اما سؤال متفاوتی باقی میماند: این مینها چگونه به آب منتقل میشوند و
چه کسانی در پایینترین لایه زنجیره لجستیکی قرار دارند؟ روایت محله سورو بندرعباس
دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند.
«قایقهایی که همه فکر میکنند برای سوختاند»
شهود مورد مصاحبه مشترکا میگویند برخی شناورهایی که در ظاهر در شبکه قاچاق فعالیت میکنند رابطهای متفاوت با نیروهای نظامی و دریایی دارند.
در مصاحبه شهود عینی بارها از قایقهای
متعلق یا مرتبط با سپاه، مرزبانی و دریابانی سخن گفتند که در محدوده مسکونی سورو
نگهداری یا جابهجا میشوند و شبکهای از افراد محلی برای مأموریتهایی فراتر از
قاچاق سوخت مورد استفاده قرار میگیرند.

به گفته یکی از شهود: «حتی مهمات… حتی قایقهای مرزبانی و دریابانی… حتی مین که میبردند روی دریا میریختند.» این جمله قلب روایت عینی در گزارش است.
آنچه از دوربین ستاد فرماندهی سنتکام در طول جنگ با جمهوری اسلامی ایران به نمایش درآمده نشان میدهد که استفاده از شناورهای کوچک برای مینگذاری از نظر فنی با دکترین شناخته شده نیروی دریایی سپاه سازگار است.
مؤسسه نیروی دریایی آمریکا در تحلیل ساختار «نیروی دریایی منطقه خاکستری ایران» نوشته است که ناوگان سپاه بر تعداد زیادی شناور کوچک و سریع و ذخیره مینهای دریایی تکیه دارد و این ترکیب میتواند عبور و مرور در هرمز را بشدت مختل کند.
تحلیل دیگری از همین مؤسسه توضیح
میدهد که قایقهای کوچک کلاس عاشورا برای انتقال سریع تعداد محدودی مین مورد
استفاده قرار میگیرند یعنی مینگذاری لزوماً به یک کشتی مینگذار بزرگ و به آسانی
قابل شناسایی نیاز ندارد.
اقتصاد یک همکاری؛ سوخت در برابر خدمت
روایت شاهد یک لایه دیگر نیز دارد او نمیگوید همه قاچاقچیان عضو سپاهاند و نمیگوید همه قایقهای سوختبر مین حمل میکنند او محدودتر اما ساختاریتر است: در میان اقتصاد بزرگ قاچاق هرمزگان، برخی شبکهها از حمایت یا اغماض برخوردارند و این امتیاز میتواند در ازای همکاری با ساختارهای امنیتی و نظامی داده شود.
به گفته او، گاهی فعالیت قاچاق
در یک محدوده متوقف میشود اما گروههای خاص همچنان امکان فعالیت دارند در مقاطع دیگر
پس از نشست یا تصمیم مسئولان محلی دوباره اجازه کار داده میشود.

در یکی از بخشهای مصاحبه، شاهد مدعی است پس از دورهای حدوداً دوماهه که قاچاق سوخت در محله سورو بندرعباس متوقف شده بود فرماندهی محلی مرزبانی اجازه ازسرگیری فعالیت را اخیرأ به پاس خدمات مین گذاری و شناسایی کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را که اطلاع میدادند به نهادهای امنیتی به این قاچاقچیان سوخت داده است.
وجود اقتصاد بسیار گسترده قاچاق سوخت در هرمزگان قابل تردید نیست در آوریل ۲۰۲۵، رئیس کل دادگستری هرمزگان از کشف شبکهای زیرزمینی در ساحل قشم خبر داد که شامل چهار مخزن بزرگ و هشت خط لوله به طول بیش از سه کیلومتر بود و سوخت را مستقیماً از خشکی به شناورها منتقل میکرد.
ابعاد چنین زیرساختی نشان میدهد قاچاق دریایی سوخت الزاماً فعالیت پراکنده چند فرد با گالن و قایق نیست در مواردی با شبکههای لجستیکی، مخازن، خطوط انتقال و شناورهای متعدد سروکار داریم.
رویترز نیز پیشتر گزارش کرده
بود که اختلاف شدید قیمت ناشی از یارانههای انرژی و کاهش ارزش پول ایران، انگیزه
اقتصادی بزرگی برای قاچاق سوخت از این کشور ایجاد کرده است. این همان محیط اقتصادی
است که میتواند «مجوز فعالیت» را به کالایی بسیار ارزشمند تبدیل کند.
وقتی اجرای قانون گزینشی میشود
شاهدی دیگر درباره چیزی است که میتوان آن را «مصونیت عملیاتی» نامید او از خودروها و شناورهایی سخن میگوید که به گفته او به واسطه ارتباط با نهادهای امنیتی یا افراد بانفوذ، با محدودیتهایی متفاوت از مردم عادی روبهرو هستند.
در روایتهای محلی همراه این
پرونده همچنین گفته شده برخی خودروهای فعال در شبکه سوخت با پلاکهای نامتعارف
مخدوش یا بدون پلاک در جادهها تردد میکنند و تصادفهای مرگبار آنها لزوماً به
برخورد قضایی متناسب منجر نمیشود که چنین رویهای با هماهنگی سپاه و اطلاعات کشوری
مشخصاً سیاست رسمی دستگاه قضایی هرمزگان است.
سورو؛ جایی که اقتصاد سایه وارد زندگی روزمره شده است
بخش قابلتوجهی از مصاحبه اصلاً
درباره سپاه یا مین نیست درباره محله قاچاقچیان سوخت بندرعباس زیر نظر افرادی مثل
پردل و حسن بیپول است.

شاهد که خود فعالیت در قاچاق را انکار نمیکند میگوید از سر اجبار و شرایط اقتصادی این استان جنوبی ایران مشرف به تنگه هرمز است که مشاغل نصیب غیربومیان میشود و آنها مجبور هستند برای گذران زندگی تن به قاچاق سوخت بدهند و در بخشهایی از گفتوگو با تناقضی آشکار از اقتصادی سخن میگوید که خودش نیز جزئی از آن بوده اما اکنون آنرا برای جامعه محلی ویرانگر میداند.
او میگوید زمانی شمار محدودی در قاچاق فعالیت داشتند اما به تدریج پول قاچاق وارد مناسبات روزمره این محله شد روایت او آمیختهای از خشم، اعتراف، اغراقهای محاورهای و مشاهدات اجتماعی است.
اما مضمون اجتماعی حرف او روشن است: اقتصاد غیرقانونی وقتی به یکی از اصلیترین منابع درآمد یک جامعه ساحلی تبدیل شود فقط بازار کار را تغییر نمیدهد؛ نظام منزلت، قدرت، روابط اجتماعی و نسبت مردم با حکومت را نیز تغییر میدهد.
او در جملهای قابل توجه میگوید:
«خودم که قاچاقچیام میگویم خدا کند نباشد… با قاچاق کسی
در آسایش نیست.» شاید این جمله بیش از بسیاری از موارد مطرحشده در مصاحبه ماهیت
تناقض هرمزگان را نشان میدهد. مردمی که در اقتصادی گرفتار شدهاند که هم غیرقانونی
است و هم برای بخشی از آنان تنها مسیر دستیابی سریع به درآمد محسوب میشود.
چرا قاچاقچی محلی میتواند برای یک نیروی نظامی مفید باشد؟
از منظر نظامی، استفاده احتمالی از شبکههای غیرنظامی مزایای روشنی دارد یک نیروی دریایی رسمی قابل رصد است. پایگاههای آن مشخصاند. شناورهای بزرگ آن را ماهوارهها، هواپیماهای شناسایی و سامانههای اطلاعاتی دنبال میکنند.
اما هزاران قایق ماهیگیری، لنج تجاری و شناور کوچک محلی مسئله دیگری هستند شناوری که امروز سوخت حمل میکند از نظر ظاهری ممکن است تفاوت چندانی با دهها یا صدها قایق دیگر منطقه نداشته باشد.
در ادبیات نظامی این وضعیت بخشی از جنگ «منطقه خاکستری» محسوب میشود فضایی میان فعالیت کاملاً غیرنظامی و عملیات آشکار نظامی که در آن انتساب یک اقدام به حکومت دشوارتر میشود.
نیروی دریایی سپاه نیز مدتهاست
به دلیل اتکای آن به تاکتیکهای نامتقارن، شناورهای سریع، پراکندگی عملیاتی و
غافلگیری مورد توجه تحلیلگران قرار دارد. اقتصاد غیرقانونی ساحل توانسته به زیرساخت
پنهان جنگ نامتقارن تبدیل شود.

یک مین ارزان، یک بحران بسیار گران
اهمیت موضوع را جغرافیا تعیین میکند تنگه هرمز صرفاً یک آبراه محلی در جنوب ایران نیست اداره اطلاعات انرژی آمریکا برآورد کرده است در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی از این مسیر عبور میکرد رقمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG نیز از همین تنگه عبور میکرد.
پس از بحران ۲۰۲۶ این ارقام بهشدت سقوط کردهاند دادههای تازه EIA نشان میدهد جریان نفت از هرمز که در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ حدود ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز بود، در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
این اعداد نشان میدهند چرا حتی تعداد محدودی مین میتواند اثری بسیار بزرگتر از هزینه تولید و استقرار آن داشته باشد مین دریایی سلاح یک ارتش فقیر در برابر ناوگان گرانقیمت است: نسبت هزینه به اثر آن بهشدت نامتقارن است.تجربه تاریخی خلیج فارس نیز این موضوع را نشان داده است. در سال ۱۹۸۸ ناو آمریکایی USS Samuel B. Roberts با یک مین ایرانی برخورد کرد حادثهای که به عملیات گسترده Praying Mantis منتهی شد.
به همین دلیل حتی احتمال وجود مین
کافی است تا کشتیها، بیمهگران و شرکتهای انرژی رفتار خود را تغییر دهند برای ایجاد
اخلال اقتصادی، لزوماً نیازی نیست دهها کشتی غرق شوند گاهی کافی است جهان نداند مین
بعدی کجاست.
ادعایی که بحران ۲۰۲۶ آن را حساستر کرده است
زمانبندی شهادت سورو اهمیت ویژهای دارد در روزهای پایانی اوت، آمریکا و ایران پس از بیش از یک ماه بار دیگر مستقیماً آتش ردوبدل کردند و یکی از دلایل اعلامشده حملات آمریکا، جلوگیری از استقرار مجدد مین در هرمز بود.
در اول سپتامبر نیز دادههای کشتیرانی نشان میداد تردد کشتیهای کالایی در تنگه همچنان بسیار پایین است رویترز گزارش داد تنها پنج کشتی در یک روز از آبراه عبور کردهاند و هیچ نفتکش مایع در میان آنها ثبت نشده است.
در چنین شرایطی، هر اطلاعات قابلاعتنا درباره زنجیره لجستیکی مینگذاری ارزش اطلاعاتی و خبری بسیار بالایی پیدا میکند اما دقیقاً همین اهمیت، استاندارد اثبات را نیز بالاتر میبرد.

حکومت از یک سو توقیف میکند؛ شاهد از حمایت گزینشی میگوید
یکی از پیچیدگیهای این پرونده این است که حکومت ایران رسماً خود را در حال مبارزه با قاچاق سوخت معرفی میکند این ادعا کاملاً ساختگی نیست نیروهای امنیتی و قضایی ایران در سالهای اخیر بارها شناورها و محمولههای قاچاق را توقیف کردهاند. برای مثال، در سال ۲۰۲۵ مقامهای هرمزگان از کشف شبکه گسترده مخازن و خطوط زیرزمینی انتقال سوخت در قشم خبر دادند.
در موارد دیگری نیز شناورهای
حامل میلیونها لیتر سوخت توقیف شدهاند پس پرسش دقیقتر این نیست که «آیا حکومت
با هیچ قاچاقچیای برخورد نمیکند» شواهد موجود چنین گزارهای را تأیید نمیکنند.
پرسش مهمتر این است: آیا اجرای قانون گزینشی است؟
آیا گروههایی که فاقد ارتباط سیاسی
و امنیتیاند بازداشت و محمولههایشان مصادره میشود، در حالی که شبکههایی با
کارکرد امنیتی یا نظامی امکان ادامه فعالیت پیدا میکنند؟ این دقیقاً همان روایت
شاهد سورو را مطرح میکند.
قاچاق بهعنوان نظام پاداش
مدلی که شاهد توصیف میکند بیشتر به یک اقتصاد امتیاز شباهت دارد حکومت الزاماً لازم نیست به همکار محلی حقوق رسمی پرداخت کند. میتواند به او چیزی بسیار باارزشتر بدهد: حق فعالیت در یک بازار ممنوعه. در چنین مدلی اجرای گزینشی قانون خود به ابزار پرداخت تبدیل میشود.
کسی که اجازه دارد سوخت یارانهای را با قیمت بالاتر از مرز خارج کند از تفاوت قیمت سود میبرد. دولت لازم نیست این پول را مستقیماً تأمین کند رانت حاصل از تفاوت قیمت نقش پاداش را ایفا میکند.
اگر در مقابل از فرد خواسته شود
اطلاعات بدهد یک شناور را جابهجا کند تجهیزات منتقل کند یا مأموریت دیگری انجام
دهد یک رابطه غیررسمی میان رانت اقتصادی و خدمت امنیتی شکل میگیرد.
این مدل «حمایتگری» و شبکهسازی
برای دسترسی به منابع نه بر اساس قواعد عمومی، بلکه بر اساس وفاداری ارتباط و
ارائه خدمت توزیع میشود.

«قایق نظامی را کنار خانه من نیاورید»
یکی از تکاندهندهترین قسمتهای شهادت نه درباره پول است و نه درباره مین. درباره ترس مردم عادی است. شاهد از اعتراض ساکنان محلی نقل میکند که نمیخواهند شناورهای مرتبط با سپاه در کنار خانههایشان مستقر شوند زیرا بیم دارند در صورت حمله نظامی خانههای آنها نیز هدف یا قربانی انفجار شوند.
به تعبیر او مردم میپرسند چرا
باید «قایق سپاه» در مجاورت خانههایشان قرار گیرد وقتی ممکن است حمله به آن خانوادههای
غیرنظامی را نیز در معرض خطر قرار دهد. این بخش از روایت در شرایط نظامی کنونی
جنوب ایران معنای دیگری پیدا کرده است.
وقتی تجهیزات یا عملیات نظامی با زیرساخت غیرنظامی مخلوط شود تشخیص میدان جنگ از محله مسکونی دشوارتر میشود و هزینه آن را الزاماً کسانی نمیپردازند که تصمیم گرفتهاند این دو فضا را در هم ادغام کنند.
سپاه سابقه و توان شناختهشده
استفاده از شناورهای کوچک و مینهای دریایی دارد مقامهای آمریکایی در روزهای اخیر
از تلاش تازه برای استقرار مین خبر دادهاند عملیات نظامی علیه اهداف مرتبط انجام
شده و عبور کشتیها از هرمز به شدت مختل شده است.
از سورو تا هرمز؛ پروندهای که ارزش ادامه تحقیق دارد
«سپاه به قاچاقچیان در ازای مینگذاری مجوز میدهد» یک شاهد دیگری دارای سابقه فعالیت در شبکه قاچاق دریایی هرمزگان گفت بخشی از اقتصاد غیرقانونی سوخت در سورو با ساختارهای امنیتی و نظامی پیوند خورده و برخی فعالان آن در ازای امکان ادامه قاچاق، خدمات لجستیکی از جمله انتقال تجهیزات نظامی ارائه کردهاند صحبتی که حساسترین بخش آن به حمل مین مربوط است.
آنچه این گزارش را در سپتامبر ۲۰۲۶ به موضوعی با اهمیت بینالمللی تبدیل میکند اتفاقی است که همزمان چند کیلومتر آنسوتر در آبهای هرمز جریان دارد. مین دیگر تهدیدی فرضی نیست تردد کشتیها سقوط کرده است. آمریکا به مواضع مرتبط با تلاش برای مینگذاری حمله کرده است.
نیروی دریایی سپاه همچنان توان شناختهشدهای برای جنگ نامتقارن با شناورهای کوچک دارد. و تنگهای که در شرایط عادی یکی از مهمترین شریانهای انرژی جهان است بار دیگر نشان داده که چگونه یک سلاح نسبتاً ارزان میتواند تجارت جهانی چندین میلیارد دلاری را مختل کند.
در پایینترین حلقه این زنجیره، قایقهای اقتصاد زیرزمینی هرمزگان در ازای حق قاچاق به بخشی از لجستیک جنگی تبدیل شدهاند آنگاه داستان سورو دیگر داستان یک محله یا حتی یک استان نخواهد بود.
داستان سازوکاری خواهد بود که در
آن قانون میتواند همزمان ابزار مجازات و پاداش باشد قاچاقچی در یک روز مجرم و در
روز دیگر دارایی عملیاتی باشد و چند قایق کوچک محلی، در نقطه اتصال اقتصاد سیاه ایران
با یکی از حساسترین میدانهای نظامی جهان قرار گیرند.
