اعلام تصمیم استانداری خوزستان برای تشکیل کارگروه ویژه پیشگیری از خودکشی، بار دیگر توجهها را به یکی از نگرانکنندهترین بحرانهای اجتماعی در ایران جلب کرده است؛ بحرانی که نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله فردی یا روانشناختی دانست و بدون بررسی نقش فقر، بیکاری، تبعیض، فساد گسترده اداری و سیاستهای اقتصادی حکومت، برای آن راهحل مؤثری پیدا کرد.
سیدمحمدرضا موالیزاده،
استاندار خوزستان، روز سهشنبه پنجم آبان ۱۴۰۵ در نشست شورای اجتماعی استان اعلام کرد که کارگروهی ویژه برای بررسی
عوامل مؤثر بر اقدام به خودکشی و هماهنگی میان دستگاههای مسئول تشکیل خواهد شد.
او بر ضرورت شناسایی
عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأکید کرد، اما در گزارش منتشرشده از این نشست،
آمار مشخصی درباره میزان افزایش خودکشی یا تعداد موارد ثبتشده در ماههای اخیر
ارائه نشد.

این تصمیم در شرایطی
اعلام شده که مشکلات اقتصادی و اجتماعی در مناطق مختلف جنوب ایران، از خوزستان و
کهگیلویه و بویراحمد گرفته تا بوشهر و هرمزگان، نگرانیهای گستردهای درباره آینده
معیشتی خانوادهها ایجاد کرده است.
افزایش خودکشی یک بحران
سراسری در جنوب ایران
با این حال، بحران خودکشی
را نباید تنها به خوزستان محدود کرد. بر اساس گزارش مرکز دادههای باز ایران، نرخ
خودکشی در کشور از حدود ۴.۷
مورد به ازای هر صد هزار نفر در سال ۱۳۹۰ به بیش از هفت مورد در سال ۱۴۰۲ رسیده است. تعداد موارد ثبتشده نیز در همین دوره از حدود سه هزار و
۵۰۰ مورد به بیش از شش هزار مورد افزایش یافته
است.
این گزارش نشان میدهد
که کهگیلویه و بویراحمد در سال ۱۴۰۲
از استانهای دارای بالاترین نرخ خودکشی نسبت به جمعیت بوده است.
در هرمزگان نیز یک پژوهش
منتشرشده در مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان نشان میدهد که طی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲، تعداد ۵۴۱ مورد مرگ بر اثر خودکشی و ۹ هزار و ۵۲۲ مورد اقدام به خودکشی در سامانه
بهداشتی استان ثبت شده است. این آمار بهتنهایی افزایش موارد در سال جاری را اثبات
نمیکند، اما گستردگی مسئله را نشان میدهد.
پرسش اصلی این است که چه
شرایطی جامعه را به چنین نقطهای رسانده و حکومت چه مسئولیتی در برابر آن دارد.

حکومت و دولت بلاتکلیف
عامل ناامیدی در جامعه
در مناطق جنوبی ایران،
بخش بزرگی از زندگی اقتصادی مردم به فعالیتهای صنعتی، نفت و پتروشیمی، تجارت مرزی،
گمرک، صیادی، حملونقل و خدمات وابسته است. هرگونه اختلال طولانیمدت در این فعالیتها
میتواند امنیت شغلی و معیشت هزاران خانواده را تحت تأثیر قرار دهد.
بلاتکلیفی شغلی، اخراج
کارگران، تعطیلی واحدهای تولیدی، کاهش قدرت خرید، گرانی مستمر و احساس تبعیض در
دسترسی به فرصتهای اقتصادی، از مهمترین عواملی هستند که باید در بررسی بحران
سلامت روان در جنوب ایران مورد توجه قرار گیرند.
در چنین شرایطی، مسئولان
نمیتوانند از مردم انتظار داشته باشند که پیامدهای فشارهای اقتصادی را بهتنهایی
تحمل کنند و سپس برای رسیدگی به آسیبهای ناشی از این وضعیت، تنها به تشکیل کمیتههای
اداری بسنده کنند.
پژوهشی منتشرشده در نشریه
علمی «لنست پابلیک هلث» در سال ۲۰۲۴
نیز نشان میدهد که بیکاری، فقر و دشواریهای مالی میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر
خطر خودکشی داشته باشند. این پژوهش بر اهمیت حفظ اشتغال، حمایت از افراد کمدرآمد
و سیاستهای حمایتی دولتها در کاهش این خطر تأکید کرده است.
البته خودکشی پدیدهای
چندعاملی است و سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید میکند که عوامل روانی، اجتماعی،
اقتصادی و محیطی در کنار یکدیگر بر این مسئله تأثیر میگذارند.

در چنین وضعی دولت و
نهادهای اجرایی مسئولاند شرایطی فراهم کنند که شهروندان از حداقل امنیت اقتصادی،
فرصت اشتغال، حمایت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامت روان برخوردار باشند. این در
حالی است که فساد گسترده اداری و دو سال بلاتکلیفی در نتیجه جنگ و سیاستهای موجود
عملا باعث تشدید این وضع بوده، ضمن آنکه تاثیر سرکوب گسترده شهروندان و کشتار در دی
ماه سال گذشته را نیز به عنوان یک عامل تشدید کننده مهم باید در نظر داشت.
باید تاکید کرد نمیتوان
از یک سو نسبت به افزایش آسیبهای اجتماعی ابراز نگرانی کرد و از سوی دیگر، پیامدهای
سیاستهای اقتصادی، ضعف نظارت بر بازار کار، تبعیض در استخدام و ناکارآمدی نظام
حمایت اجتماعی را نادیده گرفت.
البته در حال حاضر تشکیل کارگروه پیشگیری از خودکشی در خوزستان،
اگر به انتشار شفاف آمار، شناسایی عوامل خطر و اجرای برنامههای مشخص حمایتی منجر
نشود، نمیتواند پاسخ مناسبی به ابعاد این بحران باشد. در کنار ضرورت اصلاح سیاستهای
اقتصادی و اشتغال، گسترش فوری خدمات روانشناختی و مشاورهای نیز اهمیت اساسی دارد.

ضرورت تقویت فوری
اورژانس اجتماعی در جنوب
اورژانس اجتماعی، مراکز
مشاوره، روانشناسان و مددکاران اجتماعی باید با حضور فعالتر در محلهها، مدارس،
دانشگاهها و محیطهای کار، امکان شناسایی و حمایت از افراد در معرض خطر را فراهم
کنند. اطلاعرسانی عمومی درباره نشانههای بحران روانی و راههای دریافت کمک نیز
باید بخشی از برنامههای پیشگیری باشد.
در ایران، شهروندانی که
با افکار خودکشی یا بحران شدید روانی روبهرو هستند، میتوانند با اورژانس اجتماعی
به شماره ۱۲۳ تماس بگیرند. این
خدمات برای مداخله در بحران و ارجاع افراد به حمایتهای تخصصی در نظر گرفته شده
است.
اما حمایت روانشناختی،
هرچند ضروری، جایگزین مسئولیت اقتصادی و اجتماعی حکومت نیست. مسئولان باید پاسخ
دهند برای جلوگیری از بیکاری، حمایت از کارگران اخراجشده، کاهش فشار معیشتی،
مقابله با تبعیض و ایجاد چشماندازی قابل اتکا برای جوانان جنوب ایران چه اقدام
مؤثری انجام دادهاند.
بحران خودکشی را نمیتوان
صرفاً پشت درهای جلسات اداری مدیریت کرد. رسیدگی جدی به آن، علاوه بر خدمات درمانی
و اجتماعی، مستلزم پاسخگویی حکومت درباره شرایطی است که زندگی روزمره و آینده
اقتصادی بخش بزرگی از جامعه را تحت فشار قرار داده است.
