در هفتههای اخیر، پرونده تراستیهای نفتی با نامهای متعددی همراه بوده است، اما یکی از مبهمترین و مهمترین این نامها، «شایان» است. این نام در گزارشها بهعنوان مستعار ذکر شده و هنوز هویت واقعی صاحب آن بهطور رسمی اعلام نشده است. شایان بهعنوان «مدیرکل سابق سوخت و انرژی وزارت اطلاعات» معرفی شده و گفته میشود که از سمت خود کنار گذاشته شده است. اسناد موجود او را در مرکز شبکهای قرار میدهند که احتمالاً از وظیفه نظارتی خود فراتر رفته و وارد فرآیند سازماندهی و انتخاب تراستیهای نفتی شده است.
بررسی منابع دیگر نیز کمکی به رفع ابهام هویتی نمیکند. برخی رسانهها گزارش دادهاند که شایان علاوه بر مدیریت بخش سوخت و انرژی، پیشتر بازجوی ارشد وزارت اطلاعات در پروندههای مهم نفتی بوده و در پروندههایی مانند دکلهای نفتی و کرسنت فعالیت داشته است.

شبکهای فراتر از یک اداره
اهمیت شایان تنها به سمت او محدود نمیشود. گزارشها نشان میدهند که شبکه منتسب به او به اداره سوخت و انرژی محدود نبوده است. نامهایی مانند عربسرخی بهعنوان همکار مستقیم او، فردی با نام مومنی در اداره حقوقی وزارت اطلاعات بهعنوان ارائهدهنده پشتیبانی حقوقی و میثم درزی یا درزینژاد، مدیرکل صندوق بازنشستگی وزارت اطلاعات، در ارتباط با همین ساختار مطرح شدهاند.
در بخش خصوصی نیز نام تراستیهایی چون محمدهادی مومنین و روحالله رضوی دیده میشود. درباره رضوی حتی ادعا شده که به فرد مورد اعتماد شایان تبدیل شده و اطلاعات تراستیهای رقیب را برای خارج کردن آنها از بازار در اختیار شبکه قرار میداده است. گزارشهای بیرونی نیز افرادی مانند علی بایندوریان، احمد معروفانی، احسان سخایی، احسان تحیری، محسن فلاحیان، علی رضایی و احسان دستغیب را در شمار اعضای منتسب به شبکه شایان قرار دادهاند.
با چنین دامنهای از ارتباطات، پرسش مهمتر میشود: چرا تقریباً همه اجزای شبکه با نام و مشخصات معرفی شدهاند اما فردی که بهعنوان محور آن معرفی میشود همچنان پشت یک نام مستعار قرار دارد؟

فرضیههای پنهان ماندن هویت شایان
در نبود اطلاعات رسمی، درباره علت این وضعیت میتوان دو فرضیه را مورد بررسی قرار داد؛ فرضیههایی که در حال حاضر شواهد کافی برای قطعی دانستن هیچیک وجود ندارد. فرض نخست این است که برخلاف گزارشهای مربوط به برکناری شایان، او همچنان به شکلی در بدنه یا شبکه پیرامونی نهادهای امنیتی حضور و نفوذ دارد. در این صورت، ارتباطات باقیمانده میتواند به سپری برای جلوگیری از انتشار نام واقعی و سوابق او تبدیل شده باشد. اهمیت این فرضیه زمانی بیشتر میشود که حتی گزارشهای مدعی برکناری قریبالوقوع یا برخورد با او نیز همچنان از انتشار هویتش خودداری کردهاند. هرچند برکناری شایان، در صورت صحت، پایان ماجرا نیست؛ زیرا شبکه منتسب به او در بخشهای تخصصی، حقوقی و اقتصادی امتداد داشته است.
اما فرضیه دوم حساستر است: احتمال خروج شایان از ایران. برخی چهرههای مرتبط با پرونده تراستیها طبق گزارشها از ایران خارج شدهاند و دادستان تهران نیز اعلام کرده برای ۱۵ تراستی پرونده تشکیل شده و از اینترپل برای آنها اعلان قرمز درخواست شده است. اگر شایان نیز از کشور خارج شده باشد، ممکن است انتشار هویت واقعی یک مدیر دارای سابقه امنیتی، امکان شناسایی محل اقامت، سوابق سفر و در نهایت پیگیری بینالمللی او را برای مخالفان جمهوری اسلامی یا نهادهای خارجی آسانتر کند.
این صرفاً یک فرضیه است، اما با در نظر گرفتن رده بالای امنیتی شایان، آشکار شدن هویت و اطلاعات او در خارج از ایران میتواند از منظر امنیتی برای جمهوری اسلامی بسیار پرهزینهتر از شناسایی یک تاجر یا واسطه نفتی باشد. حتی سناریوی دیگری نیز در امتداد همین فرض قابل تصور است: اینکه دستگاههای امنیتی، در صورت خروج شایان، عامدانه هویت او را محرمانه نگه داشته باشند تا پیش از آشکار شدن مشخصاتش برای دیگران، خود امکان ردیابی و دسترسی به او را پیدا کنند. برای این سناریو نیز تاکنون سند علنی در دست نیست.

با وجود همه این فرضیهها، یک مسئله روشن باقی میماند. تقریباً تمام روایتهای منتشرشده درباره «شبکه شایان»، همین فرد را در نقطهای تعیینکننده میان نظارت امنیتی، انتخاب تراستیها و سازماندهی شبکه فروش نفت قرار میدهند. تحلیلگران نیز مسئله را فراتر از بازنگشتن پول میدانند و میپرسند چه کسی تراستیها را انتخاب، از آنها پشتیبانی و درباره ادامه فعالیتشان تصمیمگیری کرده است.
از همین رو، تا زمانی که نام واقعی شایان، سمت دقیق او، دوره مسئولیتش، میزان اختیاراتش و ارتباط او با مدیران اجرایی و نظارتی فروش نفت روشن نشود، رسیدن به عمق پرونده تراستیها دشوار خواهد بود. ماجرای شایان، فقط شناسایی یک مدیر متهم نیست؛ بلکه میتواند کلیدی برای یافتن دیگر مقاماتی باشد که امکان انتخاب، تأیید و ادامه فعالیت تراستیهایی را فراهم کردند که اکنون بازنگشتن میلیاردها دلار منابع نفتی به آنها نسبت داده میشود.
در نتیجه شاید مهمترین نام پرونده تراستیها، نه نامهایی باشد که تاکنون افشا شدهاند، بلکه همان نامی باشد که هنوز کسی آن را نمیگوید: نام واقعی «شایان.»

