حضور دوباره بابک زنجانی در اقتصاد ایران، اینبار با نام «گروه ارزشآفرینی داتوان»، به مناطق آزاد رسیده است. این مناطق بهدلیل برخورداری از امتیازهای گمرکی، مالیاتی، ثبتی و تجاری، میتوانند بستر مناسبی برای شکلگیری شبکههای گسترده و کمشفاف اقتصادی باشند. اخبار هفتههای اخیر نشان میدهد داتوان فعالیت خود را در منطقه آزاد اروند آغاز کرده و همزمان برنامههایی برای حضور در اینچهبرون و چابهار در دست بررسی یا اجرا دارد.
در منطقه آزاد اروند، فعالیت ناوگان حملونقل اینترنتی داتوان در آبادان، خرمشهر و مینوشهر آغاز شده است. سازمان منطقه آزاد اروند نیز سخنان زنجانی درباره ظرفیتهای اقتصادی و لجستیکی این منطقه را منتشر کرده است. همزمان، او از انتقال تاکسیهای داتوان به منطقه آزاد اینچهبرون و بهکارگیری رانندگان بومی در گرگان و گنبدکاووس خبر داده است. در چابهار نیز مجموعه داتوان برای جذب راننده فراخوان منتشر کرده و گزارشهایی از احتمال حضور این گروه در پروژه پایانه مرزی ریمدان انتشار یافته است.
سرمایهگذار یا شبکهساز
بنابراین، نام داتوان تاکنون دستکم در ارتباط با مناطق آزاد اروند، اینچهبرون و چابهار مطرح شده است؛ هرچند جزئیات قراردادها، میزان سرمایه آوردهشده، نحوه واگذاری مجوزها و تعهدات مالی طرفین بهصورت عمومی منتشر نشده است. همین فقدان شفافیت، نگرانی درباره واگذاری تدریجی بخشی از شبکه حملونقل، لجستیک و فعالیتهای اقتصادی مناطق آزاد به مجموعه تحت مدیریت فردی با سابقه بابک زنجانی را افزایش میدهد.

مسئله فقط ورود چندصد تاکسی یا راهاندازی یک اپلیکیشن حملونقل نیست. مناطق آزاد دروازه واردات، صادرات، ترانزیت، انبارداری، ثبت شرکت و نقلوانتقال مالیاند. شرکتی که شبکه حملونقل، لجستیک، خدمات مالی و تجارت مرزی را همزمان در اختیار بگیرد، عملاً به بخشی از زیرساخت اقتصادی منطقه دسترسی پیدا میکند.
زنجانی پیشتر نیز با ایجاد مجموعهای از شرکتهای بههمپیوسته، بانکها، صرافیها و شرکتهای حملونقل داخلی و خارجی فعالیت میکرد. پرونده قضایی او با بازنگشتن حدود دو میلیارد یورو از منابع حاصل از فروش نفت گره خورد. قوه قضاییه بعداً اعلام کرد اموال شناساییشده او برای تسویه بدهی به کشور منتقل شده و سهام ۱۷ شرکت متعلق به وی به شرکت ملی نفت واگذار شده است.

به همین دلیل، معرفی دوباره زنجانی بهعنوان فردی که قرار است «سرمایه» وارد مناطق آزاد کند، بدون انتشار اسناد منشأ سرمایه قابل پذیرش نیست. مدیرعامل آوانریل در سال ۱۴۰۴ گفته بود زنجانی سهامدار داتوان نیست، اما سرمایههای خارجی او از طریق شرکتهایی که پیشتر با آنها همکاری داشته، به ایران منتقل میشود. این توضیح بهجای رفع ابهام، پرسشهای بیشتری درباره مالک واقعی، منشأ منابع و ساختار حقوقی داتوان ایجاد کرد.
از مناطق آزاد تا بافت تاریخی گرگان
الگوی توسعه همزمان دهها شرکت و پروژه بزرگ، پیش از آنکه جریان واقعی و قابل حسابرسی سرمایه اثبات شود، میتواند ویژگیهای یک ساختار شبهپانزی را پیدا کند: اعتبار یک پروژه پشتوانه پروژه بعدی میشود، وعده سرمایهگذاری جای آورده قطعی را میگیرد و شبکهای از قراردادها، مجوزها و داراییهای عمومی پیرامون یک برند شکل میگیرد. البته اطلاق حقوقی «پانزی» به داتوان نیازمند اسناد مالی و رسیدگی رسمی است؛ اما شباهتهای ساختاری، ضرورت حسابرسی مستقل را جدی میکند.

در کنار این تحرکات، خبر مذاکره زنجانی برای تملک و احیای حدود ۵۰ هکتار از بافت تاریخی گرگان نیز جنجال آفرید. مدیرکل میراث فرهنگی گلستان اصل بازدیدها و بررسی طرح را تأیید کرد، اما بعداً تأکید شد هیچ واگذاری نهایی انجام نشده و هرگونه اقدام باید تابع ضوابط مالکیت و میراث فرهنگی باشد.
گستردگی اعتراضها و حساسیت نسبت به واگذاری بخشی از نخستین بافت تاریخی ثبتشده کشور، ظاهراً این برنامه را دستکم در وضعیت کنونی متوقف یا به عقب رانده است؛ بااینحال سندی درباره انصراف قطعی داتوان منتشر نشده است.
پرسش اصلی اکنون این است: مدیران مناطق آزاد بر اساس کدام ارزیابی اهلیت، منابع عمومی و مجوزهای اقتصادی را در اختیار داتوان قرار میدهند؟ اگر منابع تازهای وارد کشور شده، منشأ، میزان و مسیر انتقال آن باید اعلام شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که مناطق آزاد بهجای دریافت سرمایه، میزبان بازسازی شبکهای شوند که هزینه شکست احتمالی آن سالها بعد بر دوش دولت، مردم محلی و داراییهای عمومی باقی بماند.