در پالایشگاه شازند اراک، آنچه امروز بهعنوان افشاگری و ارائه اسناد فساد مطرح میشود، بیش از آنکه نشانهای از شکلگیری یک اراده واقعی برای مبارزه با فساد باشد، بیانگر رقابت آشکار دو باند فاسد بر سر منافع، قدرت و سهمخواهی است.
هفته گذشته، با دریافت مجموعهای از اطلاعات و مستندات درباره فساد تیم چراغی، شامل خود چراغی، حسین افسر و علیرضا خدابخشی، و بررسی دقیق مسیر ارسال این اسناد، در نگاه نخست چنین برداشت میشد که بخشی از بدنه این مجموعه صنعتی بهدنبال مقابله با تخلفات ساختاری و مالی است. اما این تصور زمانی رنگ باخت که مدارک دیگری از سوی وابستگان چراغی درباره فعالیتها و تخلفات محسن نوری، عزتالله غلامی و علی اکبری، بهعنوان باند رقیب، به دست رسید.
انتشار این اسناد نشان داد که ماجرا نه یک حرکت اصلاحگرایانه، بلکه بخشی از یک تسویهحساب درونساختاری و رقابت میان دو شبکه فساد است که هر یک میکوشند با افشای طرف مقابل، موقعیت خود را تثبیت کرده یا سهم بیشتری از منابع و رانتها به دست آورند.
در عمل، هر دو جریان فاسد، با طراحی سناریوهای جداگانه، در حال بیرون کشیدن نخهای فساد یکدیگرند. هرچند این افشاگریهای متقابل میتواند بخشی از واقعیتهای پنهان را آشکار کند، اما نباید این نکته را نادیده گرفت که هر دو طرف پروندهدار و مسئلهدارند و افشای فساد، زمانی معنا و اعتبار دارد که از رقابتهای باندی و منافع شخصی جدا شود.