نام
محسن بیگلربیگی طی سالهای اخیر بارها در حاشیه انتصابات صنعت پتروشیمی ایران مطرح شده است؛ فعال سیاسی متولد ۱۳۶۸ که مسیر فعالیتش از فضای سیاسی و فعالیتهای اصلاحطلبانه آغاز شد و بعدها به مدیریت و بازرگانی در شرکتهای پتروشیمی و سرانجام به حلقه مدیریتی شرکت صنایع
پتروشیمی خلیج فارس رسید.
اما نام بیگلربیگی تنها با سمتهای رسمی او شناخته نمیشود. در شبکههای اجتماعی و برخی رسانههای تخصصی صنعت نفت، گزارش های متعددی درباره میزان نفوذ او بر انتصابات و تصمیمهای مدیریتی
هلدینگ خلیج فارس مطرح شده است. از جمله اتهامهایی مانند دریافت پول در ازای انتصاب یا قراردادی پیمانکاری و تامین؛ موضوعی که دامنه اعتراضها به آن تا صحن علنی مجلس نیز کشیده شد.

از فعالیت سیاسی تا پتروشیمی غدیر
سوابق سیاسی بیگلربیگی دستکم به اوایل دهه ۱۳۹۰ بازمیگردد. او عضو
شاخه جوانان جبهه مشارکت مازندران بوده و در مهر ۱۳۸۹ بازداشت شده است. این منبع میگوید او در دادگاه بدوی به دو سال حبس و در تجدیدنظر به یک سال و شش ماه محکوم شده بود. گزارشهای دیگری نیز از بازداشت مجدد او در سال ۱۳۹۳ همراه با دو عضو حزب ندای ایرانیان خبر دادهاند.
بعدها بیگلربیگی وارد صنعت پتروشیمی شد. منابع تخصصی صنعت از حضور او در پتروشیمیهای ابنسینا و مهر و سپس عضویت در هیئتمدیره و معاونت بازرگانی پتروشیمی غدیر خبر دادهاند. در سال ۱۳۹۸ نیز او به عنوان معاون بازرگانی غدیر درباره فروش خارجی محصولات این شرکت با رسانهها گفتوگو میکرد.
این مسیر در آبان ۱۴۰۳ وارد مرحله تازهای شد. عبدالعلی علیعسگری، مدیرعامل وقت هلدینگ خلیج فارس، بیگلربیگی را سرپرست پتروشیمی هنگام کرد. متن حکم منتشرشده نشان میدهد این انتصاب بر اساس مصوبه هیئتمدیره پتروشیمی هنگام انجام شده بود.

شریعتمداری و صعود سریع در هلدینگ خلیج فارس
پس از ورود
محمد شریعتمداری به مدیریت هلدینگ خلیج فارس، جایگاه بیگلربیگی نیز تقویت شد. در ۱۷ آذر ۱۴۰۳ رسانهها گزارش دادند که شریعتمداری طی حکمی او را به عنوان «دستیار و مشاور مدیرعامل» منصوب کرده است؛ در حالی که بیگلربیگی همزمان سرپرستی پتروشیمی هنگام را نیز برعهده داشت.
او بعدها در هیئتمدیره پتروشیمی نوری نیز حضور یافت. منابع منتشرشده درباره سوابق او، علاوه بر این سمتها، ریاست کمیته فنی کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران را نیز در کارنامهاش ذکر کردهاند.
همین تمرکز چند مسئولیت، بیگلربیگی را به یکی از بحثبرانگیزترین چهرههای مدیریتی ماههای نخست حضور شریعتمداری در هلدینگ تبدیل کرد.
در رسانهها و کانالهای تلگرامی منتقد، ادعاهایی بسیار فراتر مطرح شد. برخی کانالها مدعی شدند بیگلربیگی در انتصابات مدیران شرکتهای پتروشیمی نفوذ داشته و حتی از ارتباط او با برخی انتصابات در شرکتهای زیرمجموعه سخن گفتند. برای نمونه در مواردی مدعی حمایت او از برخی انتصابات مدیریتی شده است. همچنین طی سالهای مختلف اتهامهای سیاسی و مالی دیگری علیه او مطرح کرده است.
اعتراض در مجلس و استعفا از سه جایگاه
نقطه عطف پرونده بیگلربیگی در ۱۴ اسفند ۱۴۰۳ رقم خورد؛ زمانی که در صحن علنی مجلس مستقیماً به انتصاب او اعتراض شد. نمایندگان تاکید کردند وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه درباره انتصاب بیگلربیگی نظر منفی داده بودند و با وجود آن، او سه جایگاه در مجموعه پتروشیمی خلیج فارس در اختیار گرفته است.
چند روز بعد، بیگلربیگی از
مسئولیتهای خود کنارهگیری کرد. یکی از نمایندگان مجلس نیز اعلام کرد که او از «هر سه جایگاه» استعفا داده است. خبر استعفای بیگلربیگی از پتروشیمی هنگام به طور مستقل توسط چند رسانه حوزه انرژی منتشر شد و رحمان منصوریان جایگزین او شد.
این همزمانی باعث شد منتقدان، خروج بیگلربیگی را نتیجه فشار مجلس و نهادهای نظارتی بدانند، هرچند در اطلاعیه رسمی پتروشیمی هنگام علت استعفا تشریح نشد.

نفوذ رسمی پایان یافت؛ پرسش درباره نفوذ غیررسمی باقی ماند
ماجرای بیگلربیگی اما با استعفا تمام نشد. نام او بعدتر بار دیگر در ساختار پتروشیمی دیده شد و منابع سال ۱۴۰۴ از حضورش در هیئتمدیره پتروشیمی نوری خبر دادند؛ سمتی که در دیماه همان سال با ورود تقی صانعی پایان یافت.
همین رفتوآمدها زمینه ادامه گمانهزنی درباره رابطه پیوسته بیگلربیگی با شبکه مدیریتی هلدینگ خلیج فارس را فراهم کرد. پرسش مهمتر، اما درباره ادعاهای مربوط به دوران پس از کاهش حضور رسمی اوست.
منابع نزدیک به صنعت و کانالهای منتقد مدعیاند بیگلربیگی پس از کنار رفتن از برخی سمتها همچنان در حوزه انتصابات، پیمانکاری و تأمین کالا نفوذ داشته است. برخی روایتها از فشار بر مدیران عامل یا مدیران بازرگانی برای هدایت قراردادها نیز سخن میگویند.
سابقه حضور همزمان یک چهره نه چندان موثر سیاسی سابق در چند جایگاه حساس هلدینگ، اعتراض آشکار نمایندگان مجلس و وجود استعلام منفی امنیتی در خصوص فعالیت های اقتصادی و استعفای سریع پس از علنیشدن این اعتراضها، موضوع بیگلربیگی را به پروندهای قابل بررسی در ارزیابی دوره مدیریتی محمد شریعتمداری تبدیل کرده است.
مسئله اصلی اکنون نه تکرار اتهامهای شبکههای اجتماعی، بلکه پاسخ به چند پرسش قابل سنجش است: بیگلربیگی در کدام انتصابات نقش داشته است؟ با کدام پیمانکاران و تأمینکنندگان ارتباط کاری داشته؟ چرا پس از استعفا نیز در تصمیمگیری شرکتهای زیرمجموعه هلدینگ دخالت میکرده؟ و اگر دستگاههای نظارتی درباره او گزارشی تهیه کردهاند، نتیجه این بررسیها چه بوده است؟