تغییر مدیرعامل
پتروشیمی اروند در زمستان ۱۴۰۴، پس از ماهها حاشیه پیرامون مدیریت
محمدرضا کریمی، این انتظار را ایجاد کرده بود که یکی از بزرگترین شرکتهای پتروشیمی
منطقه ماهشهر وارد دورهای تازه از ثبات مدیریتی شود؛ اما کمتر از یک سال بعد،
گزارشهای رسیده از داخل این شرکت نشان میدهد که اینبار بخش منابع انسانی و وضعیت
حقوق و مزایای کارکنان به یکی از مهمترین کانونهای نارضایتی تبدیل شده است.

محمد شریعتمداری،
مدیرعامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس، در ۹ دی ۱۴۰۴ یدالله مصدقیفر را بهعنوان
مدیرعامل پتروشیمی اروند منصوب کرد. مصدقیفر پیش از آن مدیرعامل پتروشیمی گچساران
و پتروشیمی امیرکبیر و همچنین رئیس مجتمع پتروشیمی بوعلی سینا و مجتمع فرآورش بندر
امام بود.
این تغییر
بخشی از موج جابهجایی مدیران در هلدینگ خلیج فارس بود. محمدرضا کریمی، مدیرعامل پیشین
اروند، بعدتر به مدیریت کارخانه آبنیرو پتروشیمی بندر امام و عضویت هیئتمدیره
پتروشیمی گچساران رسید. دوره کریمی نیز بدون حاشیه نبود. افزون بر انتقادهایی
درباره برخی انتصابها و مدیریت منابع انسانی، وضعیت پروژه توسعهای «اروند ۲» نیز موضوع پرسش رسانههای
تخصصی قرار گرفته بود. کریمی در آذر ۱۴۰۴ گفته بود مأموریت اصلی اروند تکمیل
زنجیره کلر است و وعده داده بود پیشرفت پروژه PVC دوم شرکت بهزودی نمایان خواهد شد.
منابع انسانی؛ کانون تازه اعتراضها
یکی از
نخستین تغییرات مهم مصدقیفر در اروند، تغییر در مدیریت منابع انسانی بود. در ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، مریم حسیننژاد با
حکم مدیرعامل به این سمت منصوب شد. براساس سوابق رسمی منتشرشده، او پیشتر سرپرست
روابط عمومی و امور بینالملل پتروشیمی اروند بوده و سابقه مدیریت فرهنگسراهای
شرکت عملیات غیرصنعتی و فعالیت کارشناسی در اداره فروش اروند را داشته است.

این انتصاب از آن جهت مورد توجه بخشی از کارکنان قرار گرفت که مدیریت منابع انسانی پتروشیمی اروند در سالهای اخیر چند بار دستخوش تغییر شده است. تنها در مرداد ۱۴۰۴، ابراهیم چگنی با سابقه بیش از دو دهه فعالیت در صنعت پتروشیمی به این سمت منصوب شده بود.
منابع فیدوس نیوز در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی میگویند پس از تغییرات جدید، اختلافها بر سر پرداخت حقوق، مزایا و نحوه برخورد با نیروهای قراردادی و روزمزد افزایش یافته است. بر اساس این گزارشها، پس از جنگ اخیر، بخشی از مزایا کاهش یافته یا متوقف شده و کارکنان، بهویژه نیروهای قراردادی و روزمزد، نسبت به آنچه «کسر غیرموجه حقوق» و «رفتار تبعیضآمیز» میخوانند اعتراض دارند.
سابقه اعتراض به سیاستهای پرداخت و قراردادها در اروند موضوع تازهای نیست. پترونیوز پیشتر از تحصن دو شبانهروزی کارکنان مدتمعین این شرکت در اعتراض به آنچه «نگاه تبعیضآمیز میان کارکنان رسمی و قراردادی» توصیف شده بود خبر داده است. کارکنان در پیام خود از تغییر شرایط قرارداد، کاهش مزایا و رد شدن درخواستهای آنان برای برگزاری جلسه با مدیران انتقاد کرده بودند.
حتی در
سالهای پیش نیز اعتراض کارگران پیمانکاری اروند به کاهش حقوق و مزایا به تجمع و
اعتصاب منجر شده بود؛ نشانهای از اینکه نظام پرداخت در این شرکت سابقهای طولانی
از اختلاف میان مدیریت و نیروی انسانی دارد.

وقتی هزینه نیروی انسانی اولین گزینه صرفهجویی میشود
شرایط مالی پتروشیمی اروند در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نیز آسان نبوده است. براساس اطلاعات ارائهشده در مجمع شرکت، جنگ ۱۲ روزه موجب از دست رفتن حدود ۸۵ هزار و ۳۵۵ تن تولید اروند شده است. علاوه بر آن، مشکلات تأمین خوراک، محدودیت مصرف کلر و افزایش شدید نرخ برق و مواد اولیه بر عملکرد شرکت فشار وارد کرده است. در سال ۱۴۰۴ نیز حدود ۷۰۰ میلیارد تومان کاهش سود گزارش شده است.
اما پرسش کارکنان این است که چرا جبران این فشار اقتصادی باید از محل حقوق و امکانات نیروی انسانی آغاز شود؟ بهویژه در منطقهای مانند بندر ماهشهر که بخش قابل توجهی از امکانات ورزشی، رفاهی و فرهنگی خانوادههای کارکنان از طریق شرکتهای پتروشیمی تأمین میشود، قطع یا محدود کردن مزایای رفاهی صرفاً یک کاهش کوچک در فیش حقوقی نیست؛ چنین تصمیمهایی مستقیماً کیفیت زندگی کارکنان و خانوادههای آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
منابع فیدوس
نیوز همچنین از محدود شدن برخی مزایای ورزشی و خدمات جانبی کارکنان خبر دادهاند.
درباره جزئیات و دامنه این محدودیتها تاکنون توضیح عمومی روشنی از سوی پتروشیمی
اروند منتشر نشده است.
نگرانی از سبک مدیریتی مصدقیفر
بخش دیگری از نارضایتیها متوجه شیوه مدیریت یدالله مصدقیفر است. شماری از کارکنان و فعالان صنعت پتروشیمی در پیامهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، نحوه تعامل او با نیروی انسانی در دورههای مدیریت پتروشیمی امیرکبیر و گچساران را مورد انتقاد قرار دادهاند. این منتقدان معتقدند توجه به مسائل پرسنلی و ایجاد رضایت سازمانی از نقاط قوت کارنامه او نبوده است.
منابع
مطلع همچنین به فیدوس نیوز گفتهاند که مصدقیفر برای ادامه درمان بیماری خود به
آلمان سفر کرده است. مسئله اصلی، فارغ از حضور یا غیبت مدیرعامل، این است که آیا
ساختار مدیریتی شرکت در نبود او قادر به حل اختلافهای پرسنلی و جلوگیری از گسترش
نارضایتی است یا خیر.
هلدینگ خلیج فارس چه مسئولیتی دارد؟
پتروشیمی اروند یک شرکت کوچک یا کماهمیت نیست. این مجموعه از بزرگترین تولیدکنندگان زنجیره کلر و PVC ایران است و عملکرد آن مستقیماً بر زنجیره گستردهای از صنایع پاییندستی تأثیر میگذارد.

از این رو، موضوع منابع انسانی اروند را نمیتوان صرفاً اختلافی داخلی میان چند کارمند و مدیر تلقی کرد. شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس بهعنوان سهامدار و مجموعه بالادستی باید روشن کند ضوابط پرداخت حقوق و مزایا در شرکتهای تابعه چیست و چرا کارکنان یک شرکت باید نسبت به شرکت مشابه در همان منطقه احساس تبعیض داشته باشند.
اداره
تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی و نهادهای نظارتی
استان خوزستان نیز در برابر گزارشهای مربوط به کاهش حقوق، تغییر شرایط قرارداد،
اخراج، قطع مزایا یا تبعیض میان گروههای مختلف نیروی انسانی مسئولیت نظارتی دارند.
در صنعتی که میلیاردها دلار گردش مالی دارد، سهم حقوق و مزایای کارکنان در مقایسه با هزینه خوراک، پروژه، تجهیزات و قراردادهای پیمانکاری رقم تعیینکنندهای نیست. از همین رو، کاهش هزینه از محل رفاه نیروی انسانی، بدون توضیح شفاف درباره ضرورت و مبنای قانونی آن، میتواند بیش از آنکه صرفهجویی ایجاد کند، به کاهش انگیزه، افت بهرهوری و افزایش تنش در محیط صنعتی منجر شود.
اکنون
چند پرسش مشخص پیش روی مدیریت پتروشیمی اروند و هلدینگ خلیج فارس قرار دارد: آیا
حقوق و مزایای کارکنان پس از جنگ کاهش یافته است؟ کدام مزایا حذف شده و این تصمیم
بر چه مبنای قانونی اتخاذ شده؟ وضعیت نیروهای قراردادی و روزمزد چگونه است؟ و آیا
تغییرات مدیریتی در منابع انسانی توانسته رضایت کارکنان را افزایش دهد یا خود به
عامل تازهای برای نارضایتی تبدیل شده است؟
پاسخ
روشن به این پرسشها میتواند مشخص کند که تغییر مدیرعامل پتروشیمی اروند آغاز یک
اصلاح مدیریتی بوده یا تنها نام مدیران تغییر کرده و مشکلات قدیمی نیروی انسانی
همچنان پابرجا مانده است.
