تصاویر روزهای اخیر از جنوب ایران صحنهای آشنا را بار دیگر مقابل افکار عمومی قرار داده است؛ جوانانی که کار میخواهند، مقابل یک واحد صنعتی تجمع میکنند و کمی بعد مأموران مسلح وارد صحنه میشوند.

از درخواست شغل تا حضور مردان مسلح
وجه مشترک دو حادثه قابل توجه است. موضوع اولیه نه یک درگیری مسلحانه بود و نه یک اعتراض با خواستهای نامرتبط با زندگی روزمره؛ مسئله «کار» بود. در لیشتر، اعتراض از هفتهها قبل آغاز شده بود. جوانان لیشتر، دشت مور و خیرآباد در مرداد مقابل پالایشگاه و فرمانداری گچساران تجمع کرده و خواستار شفافیت در استخدام شده بودند. مقامهای محلی نیز اصل اعتراض به شیوه جذب نیرو را تأیید کردند.
در خوزستان نیز جوانان موران و عمیشیه میگویند صنایع بزرگ در مجاورت محل زندگی آنها فعالیت میکنند، اما فرصتهای شغلی نصیب آنان نمیشود. اعتراض مقابل نیشکر دعبل خزاعی حتی پس از برخورد نهم شهریور متوقف نشد و روزهای بعد نیز ادامه یافت.
این دو حادثه پرسشی جدی ایجاد میکند: چرا در برابر اعتراضی که نقطه آغاز آن بیکاری یا نحوه استخدام است، نیروی مسلح چنین سریع وارد صحنه میشود؟ دو تشکل کارگری صنعت نفت نیز در واکنش به حوادث گچساران و اهواز، تیراندازی به جوانان جویای کار را محکوم کردند و این دو واقعه را در کنار یکدیگر قرار دادند.

جنوب ثروتمند و جوانانی که پشت در صنایع ماندهاند
این نارضایتی محدود به گچساران و خوزستان نیست. در بوشهر، قلب صنعت گاز ایران، مسئله اشتغال بومی همچنان یکی از مطالبات جدی است. استاندار بوشهر در مرداد از وزیر نفت خواست سهم نیروهای بومی در فرصتهای شغلی و مدیریتی افزایش یابد. همزمان اعتراضهایی درباره شیوه استخدام در پتروشیمی بوشهر منتشر شده است.
در شهریور نیز کارکنان نفت و گاز در عسلویه، کنگان و سکوهای پارس جنوبی تجمع کردند. مطالبات آنها شامل وضعیت معیشتی، اصلاح پرداختها و تبعیض شغلی بود. منابع حقوق بشری از برگزاری تجمع در دستکم ۱۶ بخش و سکوی دریایی خبر دادهاند.
بوشهر همچنین تجربه تلختری در حافظه خود
دارد. در دی ۱۴۰۴ و در جریان
اعتراضات کنگان، ویدیوهایی از شلیک مستقیم به معترضان منتشر شد. تشکل کارگران
ارکان ثالث نفت بعدها نیز در بیانیههای خود به تیراندازی در کنگان، دیر، عسلویه و
پارسیان اشاره کرد.
در هرمزگان نیز اعتراض به وضعیت اشتغال و
معیشت در مناطق صنعتی و بندری سابقه دارد، اما در بررسی منابع مربوط به چند ماه اخیر،
مدرک کافی برای نسبت دادن تیراندازی به تجمعهای تازه این استان پیدا نشد.

وقتی اعتراض پیش از شنیدهشدن امنیتی میشود
مسئله اصلی جنوب ایران شاید فراتر از هر تجمع منفرد باشد. خوزستان، بوشهر، هرمزگان و کهگیلویهوبویراحمد میزبان بخش بزرگی از صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، پالایش و بنادر کشور هستند. با این حال، مطالبه اشتغال بومی بارها از همین مناطق شنیده میشود.
در چنین شرایطی، حضور سریع نیروهای مسلح در یک تجمع چند ده نفره میتواند فاصله میان شهروند و حکومت را عمیقتر کند. حتی اگر مقامهای محلی یک مطالبه را غیرقانونی یا نادرست بدانند، پاسخ طبیعی به اختلاف بر سر استخدام باید توضیح، انتشار ضوابط جذب و گفتوگو با معترضان باشد، نه تبدیل محل مطالبه کار به صحنه نمایش سلاح.
آنچه در نهم شهریور در گچساران و خوزستان دیده شد، این نگرانی را دوباره زنده کرده است که در بخشهایی از جنوب ایران، اعتراض اجتماعی پیش از آنکه شنیده شود، با نگاه امنیتی مواجه میشود. جوانی که مقابل پالایشگاه یا نیشکر ایستاده و میگوید «کار میخواهم»، ممکن است درباره سهم خود از استخدام محق باشد یا نباشد؛ این موضوع را میتوان با قانون، آمار و شفافیت بررسی کرد.
اما وقتی فاصله میان درخواست کار و صدای
شلیک به چند دقیقه کاهش پیدا میکند، مسئله دیگر استخدام یک کارخانه نیست. مسئله شیوه
مواجهه حکومت با مردمی است که در یکی از ثروتمندترین مناطق ایران زندگی میکنند و
برای سهم خود از همان ثروت، پشت در صنایع ایستادهاند.
