درگذشت حسین آلبوغبیش، کارگر پروژهای فجر انرژی خلیجفارس، بار دیگر پرده از واقعیتی تلخ برداشت: در هاب پتروشیمی ماهشهر جایی که میلیاردها دلار سرمایه میچرخد جان کارگر همچنان ارزانترین مؤلفهٔ تولید است. پیامهای تسلیت مدیران پروازی از تهران که قاتل واقعی همین کارگر است، تکرار میشود اما نه برخوردی با مقصران از سوی دادستان، نه شفافسازی علت حادثه از سوی اداره کار و نه حمایت واقعی استاندار و نماینده مفتخور در مجلس از خانوادهٔ قربانی این جنایت کاری که با مرور تاریخچهٔ فساد و ناایمنی در صنعت نفت ایران، نشان میدهد چگونه ساختاری معیوب، مرگ کارگران را به یک «قتل سازمانیافته» تبدیل کرده است.

چرخهٔ تکراری مرگ؛ از دههٔ ۷۰ تا امروز
مرگ کارگران در صنعت نفت ایران سابقهای طولانی دارد. از دههٔ ۱۳۷۰، با گسترش مناطق ویژه و آزاد بخش بزرگی از واحدهای پتروشیمی از شمول کامل قانون کار خارج شدند همین «دوگانگی حقوقی» یکی از عوامل اصلی افزایش حوادث کار است. حذف تدریجی گواهینامهٔ ایمنی پیمانکاران از مناقصات دولتی، که در سالهای اخیر شدت گرفته، به گفتهٔ کارشناسان «ایمنی را از حالت پیشگیرانه به واکنشی» تبدیل کرده است یعنی دستگاه نظارتی فقط زمانی وارد میشود که کارگر جان باخته باشد و کار خاصی هم انجام نمیدهد.
طبق دادههای شورای ایمنی و سلامت کارگران، تنها در ماه اوت ۲۰۲۶، دستکم ۲۲۶ کارگر در ایران هنگام کار جان باختند آماری که نشان میدهد مرگ کارگران نه حادثه، بلکه یک روند ساختاری است.

ماهشهر؛ هاب پتروشیمی یا میدان مین انسانی؟
ماهشهر، بزرگترین خوشهٔ پتروشیمی ایران، سالهاست که با پارادوکس توسعه مواجه است: تصمیمگیریها در تهران، خطر و آلودگی در ماهشهر گزارشهای رسمی نشان میدهد حملههای سال ۲۰۲۶، یوتیلیتیهای فجر ۱ و ۲ را کاملاً از کار انداخت و بیش از ۵۰ واحد تعطیل شدند اما پیش از جنگ نیز این منطقه با بحران ایمنی، فساد پیمانکاری و تبعیض ساختاری دستوپنجه نرم میکرد.
همکاران آلبوغبیش گفتند: «اول ایمنی بعد کار فقط یک شعاره؛ کار پیش بره، صد کارگر هم مرد، مرد بیمه میدهد این منطق مدیران است.»، «تمام زحمات بر دوش کارگران با کمترین حقوق؛ مدیر پروازی فقط پیام تسلیت میدهد.»، «کارگر روزمزد ده ساعت کار میکند، اما مدیر با حقوق صد میلیونی ۱۵ روز کار و ۱۵ روز مرخصی دارد.»، «همسرم از آلودگی هوا سکته کرد، گفتند چون حادثه نبوده دیه تعلق نمیگیرد.» این شهادتهای مردمی، همان شکاف ساختاری را تأیید میکند: کارگر در خط مقدم خطر، مدیر در خط مقدم سود...!

فساد پیمانکاری؛ از رانت خانوادگی تا حذف نیروهای بومی
در بسیاری از نظرات مردم ماهشهر به صراحت از «فامیلیسالاری»، «رانت»، «رشوهخواری» و «استخدامهای سفارشی» سخن گفتهاند. این صحبتها با گزارشهای رسمی نیز همخوان است: تمرکز تصمیمگیری در تهران، خصوصیسازیهای بیضابطه و حضور هلدینگهای غیرتخصصی، زمینهٔ شکلگیری شبکههای قدرتی را فراهم کرده که استخدام، پیمانکاری و حتی ایمنی را تابع روابط کردهاند، نه قانون که نتیجهٔ این ساختار، حذف نیروهای بومی و تبدیل کارگران منطقه به «نیروی ارزان و قابل جایگزینی» است و همانطور که یکی از کارگران نوشته: «پنج سال کار کردم، دو ماهه بیکارمون کردن و بلافاصله نفر آوردن جامون آورند.»

پیامدهای انسانی؛ مرگ، بیماری، بیحقوقی
مرگ حسین آلبوغبیش تنها یک نمونه است در سالهای اخیر، موارد متعدد مسمومیت، خفگی، سقوط، انفجار و بیماریهای ناشی از آلودگی صنعتی گزارش شده است. بیش از ۷۰٪ حوادث مرگبار در پروژههای پیمانکاری رخ میدهد و ایران با وجود پیوستن به سازمان جهانی کار، هنوز نتوانسته استانداردهای ایمنی را اجرایی کند.
چرا این وضعیت ادامه دارد؟ چهار عامل اصلی، چرخهٔ مرگ کارگران را بازتولید میکند: ۱. دوگانگی حقوقی در مناطق ویژه و آزاد ۲. حذف نظارت ایمنی و تبدیل ایمنی به «مانع تولید» ۳. فساد پیمانکاری و رانت خانوادگی ۴. تمرکز تصمیمگیری در تهران و بیتوجهی به جامعهٔ بومی ماهشهر که آنها را استعمار کردند. این ساختار، مرگ کارگران را نه یک حادثه، بلکه یک قتل سازمانیافتهٔ ناشی از سیاستگذاری غلط تبدیل کرده است.
مرگ حسین آلبوغبیش و دهها کارگر دیگر در ماهشهر، نتیجهٔ مستقیم ساختاری است که سود را بر جان انسان ترجیح میدهد. تا زمانی که نظارت ایمنی بازگردانده نشود، پیمانکاریهای رانتی اصلاح نشوند، مناطق ویژه از دوگانگی حقوقی خارج نشوند و مدیران پاسخگو نباشند، مرگ کارگران ادامه خواهد داشت چه در روزهای جنگ، چه در روزهای صلح مسئله این است.

