هرمزگان، استانی که ستون فقرات تجارت دریایی ایران است، پس از جنگ ۴۰ روزه و حملات آمریکا، وارد مرحلهای از آسیب زیرساختی رکود اقتصادی و امنیتیشدن فضای اجتماعی شده که پیامدهای آن هنوز ادامه دارد. از آسیبدیدن ۴۰۰ شناور صیادی و تجاری گرفته تا تعطیلی گردشگری، کاهش شدید تجارت، اخراج کارگران، بلاتکلیفی صنوف و فشار بر روزنامهنگاران و مطالبهگران، مجموعهای از بحرانهای همزمان اکنون زندگی مردم جنوب را در وضعیت اضطراری قرار داده است.
زیرساختهایی که در یک جنگ ۴۰ روزه فرو ریختند
طبق گزارش رسمی معاون اقتصادی استانداری هرمزگان، ۴۰۰ شناور صیادی و
تجاری در جریان حملات آسیب دیدهاند شناورهایی که بخشی در اسکلهها پارک بودند و
بخشی دیگر در حال فعالیت اقتصادی و تأمین معیشت مردم جنوب هستند به علاوه بسیاری
از این قایق ها و لجها در اختیار سپاه برای مین ریزی دریایی استفاده شدند.

این حملات، علاوه بر خسارت مستقیم زنجیرهای از اختلالات را در تجارت
دریایی ایجاد کرد: کاهش ورود کشتیها، توقف خطوط حملونقل، آسیب به کانتینرها و
کاهش ظرفیت عملیاتی بندر شهید رجایی در همین دوره دولت بستهای حمایتی برای جبران
خسارتها تصویب کرد بستهای که شامل بازسازی حملونقل جادهای، ریلی و دریایی و
حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده بود اما دمخروس بیرون زد چون در واقعیت میدانی
نشان میدهد که سرعت بازسازی بسیار کمتر از سرعت تخریب بوده است.
تجارت سنتی جنوب؛ از رونق تا رکود
هرمزگان سالها بر پایه تجارت سنتی، صیادی، حملونقل دریایی و گردشگری
زمستانی زندگی کرده است. اما اکنون این ستونهای اقتصادی یکی پس از دیگری فرو
ریختهاند.
گزارش «دنیای اقتصاد» نشان میدهد که بسیاری از شرکتهای فعال در بندر
رجایی، که پیشتر سه کشتی در هفته داشتند، اکنون تنها یک کشتی دارند و «در بسیاری
از اوقات کاری برای انجام دادن نیست». صیادان میگویند هزینه تعمیر شناورهای آسیبدیده
چند ده میلیون تومان است و هیچ سازوکار جبرانی برای خسارتها وجود ندارد.
در قشم، فروش برخی اصناف تا ۹۰ درصد کاهش یافته است. قیمت کالاهای وارداتی نیز
جهش کرده چای کرک که ۱۸۰ هزار تومان بود اکنون ۷۵۰ هزار تومان فروخته میشود و گردشگری زمستانی که
معمولاً نجات بخش اقتصاد جنوب بود امسال عملاً به صفر رسیده است.

کارگران؛ قربانیان خاموش جنگ و رکود
گزارشهای کارگری از بندرعباس تا شوش نشان میدهد که کارگران با تعویق
دستمزد، اخراج، نبود قرارداد رسمی و تهدید کارفرمایان مواجهاند در بندر شهید
رجایی، برخی نیروها چهار ماه است نه فراخوانده شدهاند و نه دستمزدی دریافت کردهاند.
شرکتها حتی نامه «عدم نیاز» صادر نمیکنند تا کارگران نتوانند بیمه بیکاری بگیرند.
کارگران مهاجر افغانستانی و بلوچ بدون قرارداد، بیمه یا تجهیزات ایمنی، در محوطههای گوگرد و سنگآهن تا ۱۴ ساعت کار میکنند. در شوش، حقوق ۱۸۰ کارگر شهرداری پرداخت نشده و کارگران در بلاتکلیفی مطلق هستند. این وضعیت، بهگفته کارشناسان، بخشی از یک بحران ملی بیکاری است که جنگ آن را تشدید کرده است.
امنیتیشدن فضا؛ روزنامهنگاران و مطالبهگران زیر فشار
در کنار بحران اقتصادی، هرمزگان با امنیتی شدن فضا برای روزنامهنگاران،
فعالان اجتماعی و مطالبهگران روبهروست. افزایش فشار فوقالعاده بر رسانههای
محلی، احضار فعالان و محدودیت دسترسی به اطلاعات افزایش یافته است.
روزنامهنگاران محلی میگویند که دسترسی به بنادر، اسکلهها و مناطق
آسیبدیده محدود شده و انتشار گزارشهای مستقل درباره خسارتها با تهدیدهای
غیررسمی همراه است. مطالبهگران اقتصادی نیز از «بیپاسخماندن درخواستها» و «ترس
از برخورد امنیتی» سخن میگویند.

مردم؛ میان جنگ، گرانی و بلاتکلیفی
در هرمز، رانندگان محلی میگویند از آغاز جنگ «تقریباً هیچ مسافری
نداشتهاند» در قشم، اتاقهای اقامتی که ۴.۵ میلیون تومان بودند، اکنون ۲ میلیون تومان شدهاند نه
بدلیل ارزانی، بلکه به دلیل نبود مشتری بازارها نیمهتعطیلاند رستورانها کمتر
از ۱۰
درصد ظرفیت دارند و بسیاری از خانوادهها با افزایش شدید قیمت کالاهای وارداتی دستوپنجه
نرم میکنند.
در چنین شرایطی، مردم جنوب با ترکیبی از جنگ، رکود، گرانی، بیکاری و ناامنی اجتماعی مواجهاند ترکیبی که آینده اقتصادی هرمزگان را در هالهای از ابهام قرار داده است. هرمزگان امروز در نقطهای ایستاده که سه بحران همزمان آن را احاطه کرده است: ۱. فروپاشی زیرساختهای سنتی تجارت و صیادی ۲. رکود گسترده کسبوکارها و بحران کارگری ۳. امنیتیشدن فضا برای رسانهها و مطالبهگران
این وضعیت نه تنها اقتصاد جنوب را فلج کرده بلکه حق دانستن و حق
مطالبهگری مردم را نیز محدود کرده در حالیکه دولت بستههای حمایتی تصویب کرده،
واقعیت میدانی نشان میدهد که بازسازی نمیکند و خسارتها سنگین باقی مانده و مردم
در بلاتکلیفی هستند.
