افزایش حاشیههای مدیریتی، ابهام در برخی انتصابها، تأخیر پروژهها، اعتراض کارکنان و انتشار گزارشهایی درباره تخلفات در شماری از پالایشگاههای ایران، بار دیگر نحوه مدیریت مجموعه شرکتهای زیرمجموعه و مرتبط با شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی را به موضوع بحث در صنعت نفت تبدیل کرده است.
آنچه در هفتهها و ماههای اخیر از پالایشگاههای بندرعباس، اصفهان، تهران و بهویژه آبادان منتشر شده، فقط مجموعهای از حوادث جدا از یکدیگر نیست. منتقدان میگویند تکرار این حواشی میتواند نشانه مشکلی گستردهتر در نحوه تصمیمگیری، انتخاب مدیران و نظارت در رأس شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی باشد.
این شرکت از شهریور ۱۴۰۳ با مدیریت محمدصادق عظیمیفر اداره میشود. انتصاب او از همان ابتدا با موافقتها و مخالفتهایی همراه بود. در کانالهای تخصصی کارکنان صنعت نفت، از جمله «افکار نفت»، گروهی از کارکنان در سوم شهریور ۱۴۰۳ با انتشار نامهای، تجربه عملیاتی و اجرایی او در بخش پالایش و پخش را مورد پرسش قرار دادند.

در ماههای بعد نیز تغییرات متعددی در ساختار مدیریتی این شرکت انجام شد. برای نمونه در ۲۱ تیر ۱۴۰۵، محمدرضا باقری که پیش از آن دستیار ویژه عظیمیفر بود، به معاونت اجرایی شرکت ملی پالایش و پخش منصوب شد. پیشتر نیز محمدعلی دادور به عنوان معاون مدیرعامل و محمد مشکینفام به مدیریت شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت ایران منصوب شده بودند.

چالشهای مدیریتی و پروژههای نیمهتمام
در کنار این تغییرات، مجموعه پالایش و پخش با مسائل مهمتری چون ناترازی بنزین، قاچاق سوخت، پروژههای نیمهتمام و توقف برخی طرحهای بزرگ نیز روبهرو بوده است. عظیمیفر در ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ اعلام کرد ساخت پتروپالایشگاه «شهید سلیمانی» پس از پیشرفت تنها چند درصدی متوقف شده و تأمین مالی آن از ابتدا بهدرستی طراحی نشده بود. این نمونه، پرسش درباره کیفیت تصمیمگیری و نظارت بر پروژههای بزرگ پالایشی را جدیتر کرده است.
یکی از تازهترین حواشی، به پالایشگاه تهران مربوط است. تا نیمه مرداد ۱۴۰۵، عباس محسنینیکوگفتار همچنان بهعنوان مدیرعامل شرکت پالایش نفت تهران فعالیت داشت و محمدصادق عظیمیفر نیز در ۱۲ مرداد همراه با دستیار ویژه رئیسجمهوری از طرحهای توسعهای این پالایشگاه بازدید کرده بود.
اما در روزهای ابتدایی شهریور ۱۴۰۵، رسانههای تخصصی صنعت نفت از احتمال تغییر مدیریت این پالایشگاه خبر دادند. نام امیرحسین باقری بایگی بهعنوان یکی از گزینههای مدیرعاملی مطرح شده است؛ مدیری که بر اساس گزارشهای منتشرشده، در دوره مدیریت عظیمیفر در هلدینگ انرژیگستر سینا نیز به مدیریت یکی از شرکتهای زیرمجموعه رسیده بود.

همین سابقه باعث شده برخی رسانههای نفتی این پرسش را مطرح کنند که آیا انتخاب احتمالی مدیرعامل جدید پالایشگاه تهران بر اساس یک فرآیند رقابتی و تخصصی انجام خواهد شد یا روابط و همکاریهای مدیریتی گذشته در این انتخاب نقش دارد. تا زمان انتشار این گزارش، حکم رسمی نهایی برای تغییر مدیرعامل پالایشگاه تهران منتشر نشده و بنابراین آنچه درباره انتصاب باقری مطرح است، در حد گزارش رسانهها و گمانهزنی درباره گزینههای مدیریتی است.
پالایشگاه بندرعباس و انتصابهای پرحاشیه
در پالایش نفت بندرعباس نیز مدیریت احمد هاشمی طی ماههای اخیر با انتقادهایی روبهرو شده است. بخشی از انتقادها به نحوه اجرای پروژههای بزرگ پالایشگاه و بخشی دیگر به انتصابهای مدیریتی مربوط میشود.
فیدوس نیوز پیشتر در گزارشی، درباره برخی انتصابها در این شرکت و احتمال نقش روابط سیاسی در آنها پرسشهایی مطرح کرده بود. گزارشهای دیگری نیز درباره تأخیر و تغییرات در پروژههای بزرگ این پالایشگاه منتشر شده است. تعیین میزان دقیق خسارت ناشی از این تأخیرها اما نیازمند انتشار اسناد قرارداد، صورتوضعیتها و گزارشهای مالی و فنی پروژه است.
با این حال، در میان پالایشگاههای کشور، وضعیت پالایشگاه آبادان بیش از دیگر مجموعهها مورد توجه کارکنان و افکار عمومی جنوب ایران قرار گرفته است.
مدیریت فردین راشدی همزمان با مجموعهای از اعتراضها و گزارشها درباره استخدامها، وضعیت کارکنان، قراردادها، املاک سازمانی و حفاظت از داراییهای پالایشگاه روبهرو است.
یکی از محورهای اصلی اعتراض، نحوه جذب نیروی انسانی است. کارکنان و منابع محلی طی ماههای گذشته ادعاهایی درباره استخدامهای فامیلی، سفارششده و خارج از فرآیندهای متعارف مطرح کردهاند. فیدوس نیوز نمیتواند همه این ادعاها را مستقلاً تأیید کند، اما تکرار آنها و نارضایتی نیروی انسانی، ضرورت انتشار شفاف آمار استخدامها، آزمونها، مجوزهای جذب و نسبت نیروهای پیمانکاری و رسمی را افزایش داده است.

چالشهای آبادان و پرونده سرقت لولهها
موضوع دوم، منازل بریم و بوارده است؛ دو منطقه تاریخی که فقط دارایی سازمانی شرکت نفت محسوب نمیشوند و بخش مهمی از هویت تاریخی آبادان به شمار میروند.
اسنادی که سالها پیش درباره سیاست واگذاری منازل سازمانی منتشر شده نشان میدهد منازل بریم و بوارده به دلیل شرایط خاص آبادان و ضرورت حفظ و جذب نیروی متخصص، از واگذاری عمومی مستثنا شده بودند. در یکی از اسناد مربوط به سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ صراحتاً بر غیرقابل واگذاری بودن این منازل برای حفظ نیروی متخصص در منطقه تأکید شده است.
با این حال در ماههای اخیر، دوباره بحث واگذاری برخی املاک و منازل این دو منطقه مطرح شده است. منتقدان هشدار میدهند تصمیمگیری موردی یا واگذاری این املاک به مدیران و افراد خاص، بدون ضابطه عمومی و شفاف، میتواند علاوه بر تضییع دارایی شرکت، ساختار تاریخی مناطق شرکتنشین آبادان را نیز از بین ببرد.
مسئله دیگر، پرونده سرقت لولهها، تجهیزات و اقلام موجود در انبارهای پالایشگاه آبادان است.

بر اساس اطلاعات و گزارشهای منتشرشده در منابع محلی و شبکههای اجتماعی، کشف یکی از موارد سرقت، ظن وجود تخلفاتی گستردهتر را ایجاد کرده است. منابعی مدعی شدهاند بخشی از اموال طی دورهای طولانی از مجموعه خارج شده و سپس از مسیر شرکتها، واسطهها یا صورتحسابهای جدید دوباره به مجموعه صنعتی فروخته شده است.
اما همین ابهام یک پرسش مهم را ایجاد میکند: اگر ابعاد پرونده محدود به یک سرقت عادی نبوده، چرا جزئیات تحقیقات و سرنوشت داراییهای پالایشگاه به افکار عمومی اعلام نمیشود؟
مسئله فقط یک پالایشگاه نیست. آنچه اکنون از آبادان تا بندرعباس و از اصفهان تا تهران دیده میشود، پرسشی بزرگتر را متوجه مدیریت شرکت ملی پالایش و پخش کرده است.
وظیفه این مجموعه فقط مدیریت روزمره تولید و توزیع سوخت نیست؛ این شرکت باید بر نحوه اداره پالایشگاهها، اجرای پروژههای میلیاردی، حفاظت از داراییها، انتصاب مدیران و فرآیندهای منابع انسانی نیز نظارت مؤثر داشته باشد.
وقتی همزمان در چند پالایشگاه، بحث تأخیر پروژهها، انتصابهای پرحاشیه، تغییر مدیریت، اعتراض کارکنان، استخدامهای غیرشفاف و حتی سرقت داراییها مطرح میشود، دیگر نمیتوان همه آنها را صرفاً «حاشیههای محلی» تلقی کرد.
پرسشی که اکنون محمدصادق عظیمیفر و وزارت نفت باید به آن پاسخ دهند این است که چه میزان از این آشفتگی محصول ضعف ساختاری در نظارت و انتخاب مدیران مجموعه پالایش و پخش است؟
