نام یاسین باورصاد در ماههای اخیر در محافل مرتبط با صنعت نفت خوزستان، شرکتهای پتروشیمی و نهادهای مذهبی به گوش میرسد. او چهرهای جوان است که بنا بر اطلاعات موجود، خود را بهعنوان طلبه، نیروی فعال در بسیج و دارای ارتباط با مدیران و شخصیتهای بانفوذ معرفی میکند. با این حال، منابع مطلع میگویند که این ادعاها تنها در حد ادعا باقی مانده و هیچ داده روشنی در قبال چنین سوابقی در دست نیست.
باورصاد با استفاده از این روابط، شبکهای از ارتباطات با مدیران عرصه انرژی در جنوب کشور ایجاد کرده و به نام طرحهای مذهبی و حاکمیتی مبالغ هنگفتی دریافت کرده است. سوابق او با برخی حلقههای امنیتی نیز باعث شده تا بهعنوان چهرهای مخبر در تعاریف امنیتی شناخته شود و به شیوه اعمال نفوذش بر مدیران انرژی، تهدید امنیتی را افزایش دهد.

ادعاهای مذهبی و ارتباطات باورصاد
بر اساس اطلاعات موجود، باورصاد از نزدیکی خود به دفتر آیتالله موسوی جزایری سخن گفته و عناوینی مانند «مشاور ویژه مدیرعامل پالایشگاه نفت آبادان» و «مشاور حوزه نفت در دانشکده منابع طبیعی ملاثانی» را برای معرفی خود به کار برده است. سکوت دفتر آیتالله جزایری در قبال ادعاهای باورصاد میتواند نشانهای از ارتباطات حقیقی بین او و دفتر این روحانی خوزستانی باشد.
بخش دیگری از فساد مرتبط با او به ارتباطات مذهبی باورصاد مربوط میشود. او در گزارشهای تبلیغاتی، تلاش کرده چهرهای باورمند به مسائل مذهبی از خود بسازد. ادعای حضور بهعنوان خادم حرم امام هشتم شیعیان و مسجد جمکران و ارتباط نزدیک با مسئولان این اماکن، فرصتی برای او فراهم کرده تا به نام کمکهای فرهنگی و تبلیغاتی دینی، مبالغ هنگفتی از مدیران شرکتهای نفتی و پتروشیمی دریافت کند.

باورصاد در ماههای اخیر با فروش تابلوفرشهایی با تصویر رهبر پیشین جمهوری اسلامی که قیمتی چندبرابر قیمتهای حقیقی این کالاها داشته، به شرکتهای انرژی منطقه درآمدزایی کرده است. تهدید به تبعات نپذیرفتن این کالاها نشان میدهد که او چگونه به نام باورهای دینی یا شرایط خاص حاکمیت، برای خود فرصت ایجاد منافع مالی کلان ساخته است.
فعالیتهای اقتصادی و رسانهای
یکی دیگر از موضوعاتی که منابع مطلع فاش کردهاند، ورود باورصاد به پرونده مطالبات برخی پیمانکاران در شرکتهای نفتی خوزستان است. گفته میشود او برای پیمانکارانی که بعضاً مرتبط یا نزدیک به مجموعههای خاص، از جمله دفتر آیتالله جزایری معرفی شدهاند، در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و شرکت ملی حفاری پیگیریهایی انجام داده است. باورصاد در ازای این پیگیریها، سهمی مجزا از این شرکتها دریافت کرده که نشان میدهد برای خود نقشی فراتر از یک فعال فرهنگی ساخته است. نکته مهم سوابق فساد گسترده در این شرکتها و سوابق فاکتورسازیهایی است که پیش از این نیز به الگوی تکرارونده تخلفات مالی مدیران آن بدل شده بود.
همزمان، گزارشهایی درباره تلاش جدی او برای راهاندازی دفتر یا مجموعهای مرتبط با بیمه آسیا در شرکتهای نفتی خوزستان مطرح شده است. مشخص نیست این پیگیریها با چه مجوزی صورت گرفته و آیا منافع مالی مستقیم یا غیرمستقیمی برای افراد دخیل در آن وجود داشته است.

راهاندازی پایگاه خبری ـ تحلیلی «صدای پتروشیمی جنوب» نیز بخشی از فعالیتهای منتسب به باورصاد است. تهدید رسانهای، خبرسازی و انتشار شایعات به قصد باجخواهی، الگوی تکرارشونده این چهره در جنوب کشور است که این رسانه را به شبکهای برای باجگیری از مدیران بدل کرده است.
موضوعی که روابط خاص برخی مدیران با باورصاد را قطعی میسازد، استفاده شخصی او از امکانات شرکتهای نفتی، از جمله اقامت در هتلهای متعلق به این شرکتها در کیش و تهران و استفاده از خودروهای سازمانی همراه با راننده است. مشخص نیست چنین خدماتی چگونه برای فردی بدون هرگونه سمت رسمی صورت گرفته و چه کسانی بهعنوان حامی او چنین ظرفیتی برای باورصاد فراهم کردهاند.
موضوعی که میتوان در ترددهای مکرر باورصاد به ساختمانها و دفاتر شرکت ملی حفاری و شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، بدون وجود سمت رسمی شناختهشده دنبال کرد. به گفته منابع آگاه در این شرکتها، او بدون هرگونه ممانعتی حق تردد در دفاتر مدیران بخشهای مختلف را در اختیار دارد.
