سالهاست درباره فساد ساختاری در پتروشیمی بندر امام حرف زده
میشود، اما هر بار اسناد تازهای منتشر میشود که نشان میدهد این ماجرا نه یک
خطا، نه یک اشتباه مدیریتی، بلکه الگویی تکرارشونده است؛ الگویی که حالا در دل
واحد نگهداری و تعمیرات فرآورش، با نامهای مشخص و شبکهای قابلتشخیص ادامه پیدا
کرده است.
از
مناقصه تا تلفن همراه؛ مسیری که رسمیت را دور میزند
پیشتر در فیدوس نوشته بودیم که شهره شاکری با ایجاد مجموعهای
از شرکتها، راه ورود یک شبکه محدود را به مناقصات باز کرده است. حالا اسناد جدید
نشان میدهد این شبکه تنها به مناقصه اکتفا نکرده؛ بخشی از خریدهای مهم شرکت، حتی
بدون طیکردن تشریفات حداقلی، با یک تماس تلفنی انجام شده است.
در اسنادی که تازه به دست رسیده، نام مینا فلاحی، منشی رئیس
تعمیرات فرآورش، و فردی به نام محمدی دیده میشود. ترکیب این سه نفر، سفارش تجهیزاتی
را ثبت کرده که قیمت آنها در فهرست هزینهها، چند برابر رقم واقعی درج شده است. این
یعنی حلقهای کوچک، فرآیند خرید یک شرکت بزرگ را در مشت گرفته؛ بیآنکه سازوکار
نظارتی توان مقابله با آن را داشته باشد.
فلاحی به گزارش مطلعان، در ابتدا همسر شخصی به نام عیدانی کارمند واحد HSE بندر امام بود، او پس از طلاق با همسر برادر خضیرنیا مشاور مدیرعامل بندرامام ازدواج کرد که نشاندهنده روند ترقی این گروه از کارمندان از طریق ارتباطات فامیلی است.
الکترولایزری
که ۳۲ میلیون درهم اختلاف قیمت داشت
نمونه روشن این تخلف، خرید یک الکترولایزر برای پروژه «گلوآلکانی ۲» است. بنا بر اسناد، محمدی با یک تماس تلفنی، مسیر خرید را باز میکند و شاکری آن را تأیید میکند. قرارداد از طریق دفتر دبی شرکت «فاتح صنعت کیمیا» بسته میشود؛ ۷۶ میلیون درهم برای تجهیزی که منابع آگاه قیمت واقعیاش را ۴۴ میلیون درهم اعلام کردهاند. اختلافی که نه قابل توجیه فنی است، نه قابل پنهانکردن در صورتهای مالی. تصاویر موجود نیز نشان میدهد شاکری و فلاحی در جلسات اصلی خرید حضور داشتهاند؛ حضوری که معنای آن برای کارشناسان شرکت روشن است.
باکس
پالتهایی که ناگهان دو برابر شدند
در پروندهای دیگر، تعداد زیادی باکس پالت فلزی با دستور شاکری
ثبت سفارش شده است؛ هر واحد ۲۴ میلیون تومان. کارشناسان اما میگویند با بهترین متریال و
روش ساخت، قیمت واقعی ۱۰ میلیون تومان بیشتر نیست. این اختلاف ساده نیست؛
نشانهای است از اینکه «قیمتگذاری»، خودش یکی از دندانههای چرخه فساد است.

نفوذ
خانوادگی؛ پروژههایی که به نزدیکان میرسند
اما ماجرا فقط به عدد و رقم خلاصه نمیشود. در پروژه کلر
آلکالی، شاکری مسئول پیگیری همکاری با شرکت تیسنگروپ بوده؛ پروژهای حساس و چندلایه.
اما همزمان، نام یک شرکت خانوادگی نیز دیده میشود: وارگه سازه جنوب، متعلق به
برادر همسر شاکری. نصب سینیهای تاور واحد پارازایلین بوعلی، بیآنکه توجیه فنی
مشخصی داشته باشد، به همین شرکت واگذار شده است.
در جای دیگری از پروندهها، نام زینب عیدیوندی، خواهر همسر
شاکری، دیده میشود؛ در شرکتی به نام «کنترل پویان» که با اتکای به همین مناسبات،
در طرحهایی برنده شده که اساساً تخصصی درباره آن نداشته است.
وقتی هزینه
سفر، پاداش برنده شدن در مناقصه است
روایتها تنها به داخل شرکت محدود نمیشود. در اسناد مربوط به
شرکت «نسیم جنوب» نیز ماجرا عجیب است. شرکتی که کارگاه مجهز برای ساخت مبدل و مخزن
نداشته، چگونه به چنین پروژههایی رسیده است؟ منابع مطلع میگویند
مدیران شرکت هواپیمایی وابسته به این مجموعه، هزینه سفرهای داخلی و خارجی شاکری و
نزدیکانش را تقبل میکردند. شرط نانوشتهای که آرام و بیصدا، مسیر مناقصات را تعیین
میکرد.
و سوال اصلی همچنان بیپاسخ است: با وجود انتشار اسناد متعدد و روایتهایی که هر روز کاملتر میشود، چرا این شبکه هنوز فعال است؟ و چرا هیچ سازوکار نظارتی، هیچ مقام مسئول و هیچ تصمیمگیر جدی، این چرخه را متوقف نمیکند؟
واقعیت این است که خلاهای نظارتی و حمایتهای پنهان، به این
شبکه قدرتی فراتر از حد تصور داده است. پتروشیمی بندر امام، یکی از مهمترین
مجموعههای صنعت پتروشیمی کشور، امروز زیر فشار مدیریتی است که با این روند، نهتنها
منابع مالی را تهدید میکند، بلکه آینده صنعتی شرکت و اعتماد عمومی را نیز به خطر
انداخته است.
متن کامل و اسناد و تصاویر بیشتر در فایل پیدیاف ضمیمه شده قابل مشاهده است.