سفر اخیر سیاوش کورانیفر، سرپرست سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت، به آبادان قرار بود فرصتی برای شنیدن مستقیم مشکلات کارکنان باشد. اما به گفته شماری از کارکنان، نامههایی که برای او نوشته بودند پیش از تحویل، از سوی حراست منطقه جمعآوری و نسخهبرداری شد تا معترضان مورد شناسایی قرار بگیرند.
به روایت کارکنان، نامهها درباره استخدام، اضافهکاری، ارزیابی سالانه، تخصیص منازل سازمانی، سهمیه وام و ارتقای شغلی بود. آنان میگویند مکاتبات در اتاق پشتی سالن جلسات هیئترئیسه کپی شده، اصل نامهها به کورانیفر رسیده و نسخههایی نزد حراست و مدیریت منطقه باقی مانده است.

نارضایتیها به آبادان محدود نیست
ماجرای نامهها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار
گزارشهای پیشین از دیگر بخشهای بهداشت و درمان صنعت نفت قرار گیرد. فیدوسنیوز
در گزارشهایی درباره اهواز، اعتراض کارکنان به انتصابهای رابطهای، معیارهای
انتخاب مدیران، واگذاری منازل سازمانی به افراد خاص و قرارداد با پزشکان کمتجربه
را مطرح کرده است. کارکنان، بنا بر این گزارشها، خواستار ورود مدیران وزارت نفت و
نهادهای نظارتی شدهاند. ادعاهای مربوط به افت کیفیت درمان و تخلفات در خریدها نیز
مطرح شده، اما برای نتیجهگیری قطعی درباره آنها باید اسناد خرید، دادههای درمانی
و پاسخ مسئولان منتشر شود.
موضوع فساد در بهداشت و درمان اهواز، افشای تخلفات مالی دانشگاه جندی شاپور و در کنار مجموعه مشکلات عمیق درمانی در اهواز، عسلویه، آبادان و ماشهر هر کدام تصویری روشن از ضعف عملکردی در بدنه شبکه بهداشت و درمان نفت نشان میدهد که حاصل مدیران قبلی و دوره مدیریت سیاوش کورانی فر است.

در آبادان، یک گزارش فیدوسنیوز مدعی شده مبالغ اختصاصیافته به پاداش کارکنان در دوره مدیریت وقت برای خرید و فروش طلا به کار رفته است. چنین ادعایی، حتی اگر کارکنان در نهایت وجهی دریافت کرده باشند، با یک پرسش روشن روبهروست: چه کسی، با چه مجوزی و تحت نظارت کدام مرجع درباره استفاده از پول پاداش آنان تصمیم گرفته است؟ گزارش دیگری نیز انتصاب همسر رئیس وقت بهداشت و درمان نفت آبادان در دانشگاه علوم پزشکی این شهر را منشأ پرسشهایی درباره روند انتخاب و احتمال تعارض منافع توصیف کرده است. صرف نسبت خانوادگی اثباتکننده تخلف نیست؛ انتشار مدارک و توضیح مقامهای مسئول میتواند به این ابهامها پاسخ دهد.
این موارد تصویری از چند محور تکرارشونده نارضایتی کارکنان به
دست میدهد: شفاف نبودن انتصابها، اختلاف بر سر مزایا و امکانات سازمانی، ابهام
در تصمیمهای مالی و نگرانی از پیامدهای اعتراض. اینها اتهامها و اعتراضهایی هستند
که باید مورد رسیدگی قرار گیرند؛ کنار هم قرار گرفتن گزارشها بهتنهایی وجود یک
شبکه فساد در سراسر سازمان را اثبات نمیکند.
در ماهشهر موضوع تا سطح معرفی مجموعه درمانی نفت به سازمان تعزیرات حکومتی جهت کم کاری پیش رفت تا نشان دهد فساد در این ساختار مختص به یک یا دو شهر نیست و پدیدهای فراگیر در تمامی بخشهای این مجموعه است.
آزمون مدیریت جدید؛ رسیدگی به پروندهها،
حفاظت از معترضان
کورانیفر اکنون با مسئلهای روبهروست که از رسیدگی به یک
شکایت محلی فراتر میرود. سازمان باید روشن کند نامههای آبادان چگونه دریافت و
نگهداری شدهاند، چه کسانی به نسخههای احتمالی دسترسی دارند و چه تضمینی برای
جلوگیری از برخورد تلافیجویانه با نویسندگان وجود دارد. همزمان، نتیجه بررسی
ادعاهای مالی آبادان و اعتراضهای مربوط به انتصابها، منازل سازمانی و خریدهای
اهواز باید بهصورت مستند اعلام شود.
کارکنان بهداشت و درمان نفت از آبادان تا اهواز حق دارند
بدانند شکایتشان به چه مرجعی میرسد و چگونه پیگیری میشود. درباره ماهشهر و
عسلویه نیز، اگر قرار است دامنه این بررسی به کل شبکه درمان نفت گسترش یابد،
مدیریت سازمان باید دادههای شکایت، وضعیت خدمات، معیارهای انتصاب و نتایج رسیدگی
را منتشر کند. پاسخ به نارضایتیهای انباشته با سفر و جلسه کامل نمیشود؛ معیار
آن، رسیدگی قابل پیگیری به هر پرونده و امکان سخن گفتن کارکنان بدون ترس است.
