محمد موحد از پروژههای ناتمام، مهاجرت جوانان و جلسات بینتیجه در کهگیلویه انتقاد کرده است؛ سخنانی که اگر از زبان یک شهروند محروم بیان میشد، مطالبهای روشن بود، اما از زبان سیاستمداری با بیش از دو دهه سابقه نمایندگی، پیش از هر چیز پرسشی درباره کارنامه خودش میسازد: موحد چگونه از وضعیتی گلایه میکند که سالها در ساختار تصمیمگیری و نظارت بر آن حضور داشته است؟
او در نشست اتاقهای بازرگانی یاسوج، از بلاتکلیفی سد آبریز و پتروشیمی دهدشت سخن گفته و تأکید کرده مردم دیگر وعده نمیپذیرند. اما همین معیار باید درباره خودش اعمال شود. مردم حق دارند بدانند حاصل سالهای نمایندگی، ارتباطات سیاسی و پیگیریهای او چه بوده و چرا پروژههای اساسی همچنان موضوع سخنرانیاند.
موحد تازهوارد نیست. سابقه او چندین
دوره نمایندگی کهگیلویه و یک دوره نمایندگی بهبهان را در بر میگیرد. چنین حضوری
مسئولیت پاسخگویی را سنگینتر میکند. نمیتوان هنگام انتخابات، سابقه طولانی را
سرمایه توانایی معرفی کرد، اما هنگام توضیح ناکامیها، مانند ناظری بیاختیار سخن
گفت و همه مسئولیت را به دیگران سپرد.

نفوذ برای انتصاب؛ ناتوانی برای توسعه؟
گزارشهای فیدوسنیوز، پرسش درباره
کارنامه موحد را از بحثی کلی به موضوعاتی مشخص پیوند میزنند. در گزارش مربوط به
رضا کریمی، این رسانه به نقل از منابع مطلع نوشته است که کریمی با سفارش محمد
موحد، حدود یک سال مدیر بازرگانی پتروشیمی مرجان بوده است. همان گزارش، حمایت موحد
از رشد مدیریتی کریمی را با انتصاب و استخدام افرادی در کیمیای پارس خاورمیانه و
سبلان مرتبط دانسته است.
این روایت، موحد را مقابل پرسشی مستقیم
قرار میدهد: اگر جایگاه نمایندگی برای سفارش مدیر و معرفی نیرو کارایی داشته، چرا
نتیجه همین قدرت در توسعه حوزه انتخابیه دیده نمیشود؟ او باید درباره نقش خود در
این انتصابات، معیار معرفی افراد و نسبت میان حمایت سیاسی و فرصتهای استخدامی
توضیح بدهد. سخنرانی درباره بیکاری جوانان، پاسخ این پرسشها نیست.

فیدوسنیوز در گزارش دیگری، به نقل از
منابع آگاه و اسناد مورد اشاره، از واگذاری دو قطعه سیهکتاری اراضی امیدیه به سید
کامل رضوی و سید حسین افشانی خبر داده است؛ افرادی که منابع گزارش آنان را از
بستگان موحد معرفی کردهاند. بهای اعلامشده برای هر قطعه، پنجاه میلیون تومان
بوده است.
همان گزارش، انتصاب سید مجید پروین به ریاست منابع طبیعی امیدیه را به نفوذ موحد و همراهی سید صادق موسویان نسبت داده است. کنار هم قرار گرفتن این روایتها، ضرورت بررسی مسیر انتصاب و واگذاری را آشکار میکند: مدیر چگونه انتخاب شده، زمین چگونه قیمتگذاری شده و دریافتکنندگان با حلقه سیاسی پشتیبان انتصاب چه نسبتی داشتهاند؟
قراردادهای بزرگ و مسئولیتهای فراموششده
در پرونده جمعآوری گازهای مشعل مارون
نیز اخبار از ورود موحد و حلقه نزدیک به او برای حمایت از پیمانکار نوشته
است. مطابق روایت این رسانه، جلوگیری از ضبط ضمانتنامه پنجهزار میلیارد تومانی و
پیگیری پرداخت دوهزار و پانصد میلیارد تومان با عنوان تعدیل، از محورهای فشار بوده
است. این گزارش، دخالت منتسب به موحد را در تصمیمهایی با ابعاد مالی سنگین مطرح
میکند.
این موارد، توضیح مشخص میطلبند. موحد
باید روشن کند در حمایت از پیمانکار چه نقشی داشته و مبنای مداخله احتمالی او چه
بوده است. نمایندهای که از نبود منابع برای پروژههای مردم گلایه میکند، نمیتواند
پرسش درباره نقش خود در تصمیمهای مالی شرکتها را بیپاسخ بگذارد. منابع عمومی،
ملک شبکههای سیاسی نیستند.

کنار هم گذاشتن این گزارشها و سخنان
اخیر موحد، تناقضی سیاسی را برجسته میکند: نفوذی که در روایت منابع برای انتصاب،
استخدام و حمایت قراردادی فعال است، هنگام توضیح محرومیت مردم به گلایه از موانع
اداری تبدیل میشود. این تناقض با تکرار نام پروژهها برطرف نمیشود؛ به انتشار
مکاتبات، معرفینامهها و گزارش اقدامات نظارتی نیاز دارد.
وقتی وفاداری سیاسی جای تخصص بنشیند و فرصت شغلی به پاداش نزدیکی به دفتر نماینده تبدیل شود، توسعه قربانی میشود. نقد اصلی متوجه همین سازوکار است: نمایندگی بهجای دفاع از حقوق عمومی، در معرض تبدیل شدن به واسطه توزیع موقعیت قرار میگیرد؛ مردم بیرون حلقه میمانند و پروژهها سالها معطل میشوند.
موحد نمیتواند تنها با ژست منتقد، سهم
خود را از حسابرسی سیاسی حذف کند. اگر مردم دیگر وعده نمیپذیرند، نخست باید
کارنامه او روی میز قرار گیرد: نفوذ برای چه کسانی نتیجه داشته و برای مردم چه
آورده است؟ کهگیلویه به بازخوانی محرومیت نیاز ندارد؛ به پاسخگویی صاحبان قدرت
نیاز دارد.
