در شرایطی که جمهوری اسلامی تلاش دارد از اخبار مربوط به بازگشت هنرمندان خارج نشین به ایران بعنوان بازوی تبلیغاتی بهره ببرد خبر مربوط به ورود بیژن مرتضوی به ایران بدل به حاشیههایی پررنگ تر از متن شده است.
ماجرا با انتشار
خبری از سوی بهمن بابازاده خبرنگار حوزه موسیقی آغاز شد که اعلام کرد مرتضوی به
ایران آمده و در خانهای حوالی منطقه نیاوران مستقر شده است. ساعاتی بعد این
خواننده و همسرش در ویدیوهایی مجزا با لحنی تند هرگونه خبر ورود ایران را تکذیب
کردند. داستانی که امروز مشخص است با واقعیت همخوانی نداشته است.
مطابق اسناد منابع فیدوس نیوز مرتضوی نه تنها یک هفته پیش از زمان ادعایی خود وارد ایران شده است که با معاونت وزارت ارشاد نیز دیدار داشته و از طریق شخص وزیر ارشاد برنامهای برای دیدار با مسعود پزشکیان نیز ترتیب داده شده است. مسئلهای که شاید بنا بود شکل رسمی رسانهای شیوه اعلام حضور این خواننده باشد.
از تکذیب تند تا تصاویر فرودگاه؛ پرسشهایی
درباره مدیریت خبر یک سفر
منتقدان یادآور میشوند بیژن مرتضوی حق دارد به ایران سفر کند؛
اما وقتی خبر این سفر را با لحنی تند تکذیب میکند و سپس تصاویر حضورش در ایران
منتشر میشود، باید درباره این تناقض پاسخ بدهد. مسئله، خود سفر نیست؛ مسئله فاصله
میان اتفاقی است که رخ داده و روایتی که قرار بوده به مردم ارائه شود. اگر مرتضوی
معتقد است کار اشتباهی نکرده، چرا جسارت اعلام روشن تاریخ ورود، برنامه سفر و
دیدارهایش را ندارد؟

بر اساس روایت منابع مطلع، مرتضوی پس از انتشار خبر ورودش از
سوی بهمن بابازاده، با لحنی تند آن را دروغ خواند. اما پس از آنکه بابازاده تهدید
کرد مستندات ورود او را منتشر خواهد کرد، حدود ۲۴ ساعت بعد تصاویر ورود مرتضوی انتشار یافت. این توالی، پرسشی
روشن ایجاد میکند: تکذیب اولیه بر چه مبنایی انجام شد و چه اتفاقی افتاد که ظرف
یک روز، جای خود را به انتشار تصاویر داد؟
سوال اصلی این است انتشار فوری عکسها و تصاویر ورود مرتضوی
۲۴ ساعت بعد از تهدید بابازاده تلاش برای مدیریت کردن اخبار سفر بوده و طبق ادعای تیم
رسانهای منتسب به مرتضوی او بطور حقیقی تا زمان ورودش به ایران در روز چهارشنبه
سفری نداشته است.
انتشار تصویر یک عکس از سوی دکتر صمدی زاده رد شبکه اجتماعی که
بنا بود سند حضور مرتضوی در هواپیمایی به مقصد ایران در روز چهارشنبه باشد نه تنها
به روایت مرتضوی کمک نکرد که برخی کاربران با دقت در جزییات تصاویر مربوط به ورود
مرتضوی یادآور شدند زمان ورود با تصاویر همخوانی نداشته و این تصاویر بی شک برای
روزها قبل از زمان ادعایی ورود است.

تصاویر تازه، سفر قدیمی؟
پس از این ماجرا، فیلم گفتوگوی مرتضوی، تصاویر بوسیدن خاک
ایران و ویدئوی گردش او و همسرش با خودرو در خیابانهای تهران نیز منتشر شد. این
تصاویر میتوانند احساس و تجربه شخصی او را نشان دهند، اما پاسخ تناقضهای قبلی
نیستند. بوسیدن خاک، تاریخ ورود را مشخص نمیکند؛ گردش در تهران هم توضیح نمیدهد
چرا خبر حضور در ایران ابتدا با خشم تکذیب شد. مخاطب حق دارد بداند آن تکذیب، انکار اصل سفر بود یا تلاشی
برای جلوگیری از انتشار زودهنگام خبری که زمان و شیوه اعلامش از قبل تعیین شده بود.
این هنرمند ایرانی نیز به جای پاسخگویی در مورد دلایل انکار
زمان حقیقی سفر در گفتگوهای مختلف تلاش کرده است مسئله را به حق بدیهی سفر به
ایران پوشش دهد. در حالی که برای مخاطب از اساس مسئله چرایی جعل زمان سفر است. پشت
این داستان را باید در توافقات نقض شده میان بابازاده و مرتضوی یا از دست خارج شدن
برنامه شیوه اطلاع رسانی حاکمیت دنبال کرد.

افشای خبر، کدام برنامه را برهم زد؟
روایت منابع مطلع این است که قرار بوده خبر ورود مرتضوی پس از
چند روز، از طریق رسانههای حاکمیت منتشر شود؛ اما انتشار زودهنگام آن توسط
بابازاده، برنامه اطلاعرسانی را برهم زده است. این روایت، اختلاف مرتضوی و
بابازاده را به یکی از توضیحهای احتمالی رفتارهای متناقض بعدی تبدیل میکند. با
این حال، تعیین نقش هر طرف و وجود چنین هماهنگیای، نیازمند روشنشدن جزئیات و
مستندات است.
حساسترین بخش اطلاعات شفاهی، احتمال بازگرداندن مرتضوی به
فرودگاه امام برای تهیه دوباره عکس و ویدئو و القای زمان متفاوت ورود است. اگر این
موضوع تأیید شود، ماجرا از یک تکذیب شتابزده فراتر میرود و به صحنهسازی برای
ساختن روایتی خلاف واقع تبدیل میشود. مرتضوی باید صریحاً توضیح دهد تصاویر ورود
چه روزی ضبط شدهاند، آیا پس از ورود اولیه دوباره برای تصویربرداری به فرودگاه
رفته و چه کسانی انتشار این محتواها را هماهنگ کردهاند.
پرسشها پیچیده نیستند: چه روزی وارد ایران شد؟ در فاصله ورود
تا انتشار خبر کجا بود؟ با کدام مقامات و با چه هدفی دیدار کرد؟ چرا خبر درست،
دروغ نامیده شد؟ و چه چیزی در برنامه سفر یا شیوه اعلام آن وجود داشت که نباید
زودتر آشکار میشد؟
مرتضوی با اعلام یک جدول زمانی روشن میتواند به این ابهامها
پاسخ دهد. تا آن زمان، تصاویر احساسی و ویدئوهای گردش شهری جای توضیح را نمیگیرند.
کسی که از تصمیم خود دفاع میکند، باید مسئولیت روایت آن تصمیم را نیز بپذیرد؛ بهویژه
وقتی تکذیب خودش، نقطه آغاز بیاعتمادی شده است.

