وقتی نمایندهای با بیش از دو دهه
سابقه حضور در مجلس، افتتاح یک زمین چمن فوتبال را به ویترین تبلیغاتی خود تبدیل
میکند، پیش از هر چیز سطح انتظاری را نشان میدهد که برای پاسخگویی به مردم در
نظر گرفته است. آنهم زمین چمنی که پیش از این نیز گزارش در مورد افتتاح آن دیده
شده است.
در استانی با انبوه محرومیت و مشکلات
زیرساختی دستاورد ساختن از افتتاح یک زمین چمن به خوبی میزان توجه نماینده استان
به مشکلات حوزه انتخاباتیاش را فاش میسازد و مشخص میکند چرا این سرحلقه رانت و
فساد استان کهگیلویه و بویراحمد در نگاه مردم محلی نماد روشن فساد سیاسی و
ناکارآمدی ساختار اجرایی است.
در منطقهای گرفتار بیکاری، کمآبی و
زیرساختهای فرسوده، وقتی موحد با لگد زدن به یک توپ در زمین چمنی محلی و کوچک
احساس قهرمان مردم بودن پیدا میکند، نشانه نگرانکنندهای از فاصله تبلیغات با
واقعیت زندگی مردم است.
محمد موحد، نماینده شهرستانهای
کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده، سیاستمداری تازهوارد نیست که برای شناخت مشکلات
منطقه به زمان نیاز داشته باشد. سابقه طولانی حضور او در ساختار قدرت، مسئولیتش را
سنگینتر میکند. مردم حق دارند بدانند حاصل این همه سال دسترسی به وزیران، مدیران
و مراکز تصمیمگیری، دقیقاً چه تغییری در زندگی آنان ایجاد کرده است. کارنامه
نمایندگی باید با اشتغال پایدار، دسترسی به خدمات و کاهش محرومیت سنجیده شود؛
تعداد دیدارها و تصاویر افتتاح، جای این شاخصها را نمیگیرد.

کارنامه دو دهه نمایندگی مجلس موحد برابر با هیچ
ابعاد ناکامی را حتی میتوان در سخنان
خود موحد دید. او در شهریور ۱۴۰۵
وضعیت بیکاری حوزه انتخابیهاش را بغرنج توصیف کرد و گفت جوانان کهگیلویه برای
گوجهچینی مهاجرت میکنند. این سخن، برای نمایندهای با چنین سابقهای، صرفاً
اعتراض به دولت نیست؛ اعترافی به تداوم بحرانی است که خودش نیز باید درباره سهمش
در مهار آن پاسخ بدهد. جوانی که برای دستمزد روزانه راهی مزارع دیگران میشود، حق
دارد نتیجه عملی سالها وعده اشتغال را مطالبه کند.
همین تناقض در مسئله آب و کشاورزی
آشکار است. موحد در نطق اردیبهشت ۱۴۰۴،
از نبود آب کشاورزی و اجبار جوانان و زنان منطقه به کارگری در مزارع دیگران سخن
گفت؛ وضعیتی که به گفته او با رفتوآمدهای طولانی، تصادفات و آسیبهای اجتماعی
همراه است. نمایندهای که این واقعیت را میشناسد، باید نشان دهد ابزارهای قانونگذاری
و نظارت را چگونه برای تغییر آن به کار گرفته است. تکرار شرح محرومیت از پشت
تریبون، پس از سالها مسئولیت، دیگر بهتنهایی امتیاز محسوب نمیشود.

مطالبات زمین مانده مردم؛ نماینده در حال نمایش بی نتیجه
فهرست مطالبات نیز تازه نیست. در
دیدارهای فروردین ۱۴۰۱
موحد با مردم چاروسا، مشکلات راه، آب، برق، گاز و زیرساختهای روستایی مطرح بود.
همان زمان وعدههایی درباره بهبود راهها و رفع کمبودها منتشر شد. این سابقه نشان
میدهد مسائل اساسی منطقه سالهاست روی میز مسئولان قرار دارد. مردم برای شناساندن
دردهایشان کم نگفتهاند؛ آنچه کم بوده، پاسخ روشن درباره زمان اجرا، میزان پیشرفت
و مسئولیت تأخیرهاست. هر وعده تازه باید با سرنوشت وعده قبلی سنجیده شود.
سد آبریز و پتروشیمی دهدشت نیز همچنان
در ادبیات رسمی، مطالبات دیرینه و نماد توسعه منطقه معرفی میشوند. در مهر ۱۴۰۵ بار دیگر از شتابگرفتن این پروژهها
سخن گفته شد. برای مردم، ارزش چنین خبری به تاریخ بهرهبرداری، منابع تأمینشده و
فرصتهای شغلی واقعی آن وابسته است. عبارتهایی مانند «پیگیری مستمر» و «اراده
جدی» وقتی مرتب تکرار شوند، بدون آنکه خروجی متناسبی نشان داده شود، به فرمولی
برای عقبانداختن پاسخگویی تبدیل میشوند.

ضعف نمایندگی از جایی عیان میشود که
حق عمومی مردم به مراجعه شخصی و تماس تلفنی وابسته بماند حتی صفحات تبلیغاتی خود
موحد هم در گزارش دیدارهای مردمی اذعان دارند اشتغال را در صدر درخواستهای مردمی
قرار دارد. موضوعی که بطور روشن بحران عملکردی نمایندگان استان را پیش چشم مردم
گذاشته است.
افتتاح زمین چمن نمیتواند شکاف میان
سابقه طولانی قدرت و تداوم محرومیت را بپوشاند. موحد باید کارنامهای قابل ارزیابی
ارائه کند: کدام وعده اجرا شده، کدام پروژه عقب مانده و برای کدام ناکامی از ابزار
نظارتی مجلس استفاده کرده است؟ مسئولیت دولت و دستگاههای اجرایی روشن است، اما
نماینده نیز نمیتواند هم اعتبار افتتاحها را برای خود بردارد و هم هنگام حسابکشی،
تمام مسئولیت را به دیگران حواله دهد. مردم کهگیلویه سهم خود از توسعه را میخواهند.
پس از این همه سال، قاب دوربین دیگر پاسخ کافی نیست.
