فوری
نفت

جان کارگران ملی حفاری قربانی مدیریت مکوندی و فولادی

مرگ کارگر در ملی حفاری؛ زنگ خطر ایمنی در صنعت نفت

حادثه مرگبار اصغر سلیمانی در شرکت ملی حفاری، نگرانی‌ها درباره ایمنی کارگران و مدیریت پرحاشیه این شرکت را تشدید کرده و نیاز به پاسخ‌گویی و بررسی جدی شرایط و تصمیم‌های مدیریتی را ضروری ساخته است. درخواست‌ها برای تحقیق مستقل و انتشار نتایج آن، به‌منظور رفع ابهامات و بهبود ایمنی، همچنان به قوت خود باقی است.

جان کارگران ملی حفاری قربانی مدیریت مکوندی و فولادی

مرگ اصغر سلیمانی کارگر شرکت ملی حفاری و آتش‌سوزی در دستگاهی دیگر، ضرورت بررسی مستقل ایمنی و کارنامه مدیران شرکت را برجسته کرده است.

اصغر سلیمانی، آزمایشگر سیالات و از نیروهای پیمانکاری شرکت ملی حفاری ایران، در حادثه دستگاه حفاری ۹۳ فتح جان باخت؛ کارگری که برای تأمین معاش به محل کار رفت و دیگر به خانه بازنگشت. خبر مرگ او در گزارش منتشرشده به نقل از ایلنا آمده است، اما در همان گزارش، جزئیات علت حادثه اعلام نشده است. پشت این خبر کوتاه، خانواده‌ای قرار دارد که حق دارد بداند چه اتفاقی افتاده، چه کسانی مسئول تأمین ایمنی بوده‌اند و آیا امکان جلوگیری از این مرگ وجود داشته است.

بر اساس روایت ارسالی برای این گزارش، سلیمانی هنگام جابه‌جایی و برپایی دستگاه دچار حادثه شده است. همین روایت، حادثه مرگبار دستگاه ۹۳ را در کنار آتش‌سوزی دستگاه ۸۷ فتح در محدوده مارون قرار می‌دهد؛ دو رخداد که به گفته ارائه‌کنندگان اطلاعات، در فاصله‌ای حدود دو هفته اتفاق افتاده‌اند. آنان از آسیب به مخازن گل حفاری و تجهیزات تصفیه گل و خسارتی حدود ۲۵۰ میلیارد تومان سخن می‌گویند. 


این حوادث بار دیگر ناکارآمدی مدیریتی در این شرکت طی دوره دو مدیرعامل اخیر مکوندی و فولادی را بار دیگر مطرح می‌سازد. مدیران عاملی که انتصاب آنها نه بر اساس توانمندی‌های فنی مورد نیاز برای مدیریت این شرکت که حاصل رانت و لابی‌های فسادزای سیاسی بوده و به همین خاطر هر دو مدیرعامل نمادی از فساد گسترده، تبانی و بی توجهی به جان کارگران و ایمنی محیط کار شناخته می‌شوند.

نارضایتی گسترده میان کارگران در سالهای اخیر انگشت اتهام را بطور مستقیم به سمت مدیریت مکوندی گرفته است. مدیرعاملی که با وجود برکناری همچنان نقش پدرخوانده این مجموعه را برعهده دارد و برخی از انتصابات و قراردادهای حوزه تامین ایمنی و نوسازی تجهیزات زیر نظارت او و مدیران منصوب او انجام می‌شود.

از سوی دیگر انتصاب فولادی مدیرعامل جدید نیز به گفته منابع مطلع تداوم مسیر مکوندی است که جایگاه مدیرعامل را در سطح دیدارهای نمایشی، زدوبندهای سیاسی و حضور بی اثر بر امور شرکت بدل ساخته است. 

مرگ یک نیروی عملیاتی به‌تنهایی کافی است تا مدیریت شرکت درباره شرایط کار، نظارت بر عملیات و وضعیت تجهیزات توضیح بدهد. خانواده سلیمانی و همکاران او مستحق پاسخی روشن‌تر از عبارت‌های تشریفاتی درباره تأسف و تأثر هستند.


از مکوندی تا فولادی؛ تغییر مدیر بدون حساب‌کشی از کارنامه‌ها

مرتضی فولادی در آبان ۱۴۰۴ با حکم مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران به مدیرعاملی شرکت ملی حفاری منصوب شد. پیش از او مهران مکوندی این مسئولیت را بر عهده داشت. بنابراین بررسی وضعیت امروز شرکت باید هم تصمیم‌های دوره کنونی را در بر بگیرد و هم میراث مدیریتی دوره پیشین را؛ از نحوه انتخاب مدیران عملیاتی تا تعمیرات، تأمین قطعات و رسیدگی به هشدارهای ایمنی.

در روایت انتقادی ارائه‌شده برای این گزارش، انتصابات سیاسی، روابط پشت‌پرده و ترجیح وفاداری بر صلاحیت حرفه‌ای، از عوامل تضعیف شرکت معرفی شده‌اند. این اتهام‌ها باید با بررسی احکام، سوابق افراد، قراردادها و گزارش‌های نظارتی رسیدگی شوند. مدیرانی که از سلامت عملکرد خود دفاع می‌کنند، باید امکان چنین بررسی‌ای را فراهم کنند؛ انتشار کارنامه، پاسخ عملی به اتهام رانت و فساد است.


بحث درباره تناسب سابقه فولادی با مسئولیت فنی شرکت، پیش از انتصاب او نیز مطرح بود. «میز نفت» در گزارشی انتقادی، بر سوابق او در حوزه حراست و ترابری تأکید کرده و صلاحیت فنی او برای اداره ملی حفاری را زیر سؤال برده بود. این ارزیابی رسانه‌ای، به‌خودی‌خود علت هیچ حادثه‌ای را ثابت نمی‌کند، اما پرسش درباره معیار انتخاب مدیرعامل را جدی‌تر می‌سازد: برای سپردن اداره این مجموعه عملیاتی، چه سنجشی از توان مدیریتی و شناخت فنی انجام شده است؟

ملی حفاری را نمی‌توان با دیدارهای تشریفاتی و نمایش ارتباط با صاحبان نفوذ اداره کرد. ارزش مدیریت باید در کیفیت عملیات، سلامت کارکنان و توان جلوگیری از تکرار حادثه دیده شود. هر جا روابط جای صلاحیت را بگیرد، نخستین هزینه را کارکنانی می‌پردازند که در میدان عملیات حضور دارند.


مکوندی نیز با پایان دوره مدیرعاملی از پاسخ‌گویی درباره تصمیم‌های آن دوره معاف نمی‌شود. همان‌طور که فولادی نمی‌تواند همه مشکلات را به گذشته حواله بدهد. مسئولیت مدیر فعلی شامل شناسایی خطرهای به‌جامانده، اصلاح تصمیم‌های نادرست و جلوگیری از ادامه شرایط ناایمن است.

مدیری که که دوران مدیریتش مملو از پرونده‌های فساد و رشد حوادث ایمنی در محیط کار بود تا مشخص شود مکوندی به شکل هدفمند مسئله ایمنی سلامت جان  کارگران  را قربانی منافع اقتصادی حلقه نزدیک به خود کرده که این امر به شکل تعمد در عدم نوسازی تجهیزات فرسوده و استفاده از قطعات معیوب و کم کیفیت با هدف سود بردن از درا»د واگذاری خرید تجهیزات  بروز مشخص داشته است.


ایمنی با پیام تسلیت تأمین نمی‌شود

محور اصلی نگرانی کارکنان و کاگران شرکت ملی حفاری همین مسئله فرسودگی تجهیزات، افت استانداردها و بی‌توجهی به وضعیت فنی است. برای روشن‌شدن این نگرانی‌ها باید سوابق بازرسی دستگاه‌های ۸۷ و ۹۳، زمان تعمیرات، موارد نقص ثبت‌شده و تصمیم‌های مسئولان مربوط منتشر شود. نسبت‌دادن حادثه به ضعف تجهیزات یا خطای مدیریتی، به بررسی فنی نیاز دارد؛ پنهان‌ماندن همین اطلاعات نیز مانع پاسخ‌گویی است.

پرسش‌ها مشخص‌اند: پیش از آغاز عملیات چه ارزیابی‌ای انجام شده بود؟ چه کسانی اجازه ادامه کار داده بودند؟ آیا کارکنان درباره خطرها هشدار داده بودند؟ اگر نقصی ثبت شده بود، چه اقدامی برای رفع آن صورت گرفت؟ پاسخ به این پرسش‌ها باید متکی به سند باشد و سهم تصمیم‌های مدیریتی را نیز بررسی کند.

تقلیل بررسی به رفتار آخرین کارگر حاضر در صحنه، تصویری ناقص از مسئولیت می‌سازد. باید معلوم شود برنامه کار، ترکیب نیروها، نظارت، تأمین تجهیزات و رسیدگی به نقص‌ها چگونه مدیریت شده است. اگر در هر یک از این حلقه‌ها کوتاهی رخ داده، جایگاه سازمانی افراد نباید مانع اعلام آن شود.

درباره آتش‌سوزی ادعاشده دستگاه ۸۷ نیز مدیریت باید اصل واقعه، زمان وقوع، دامنه آسیب و میزان خسارت را روشن کند. رقم ۲۵۰ میلیارد تومان، در صورت تأیید، نیازمند توضیح درباره نحوه محاسبه و اقدامات پیشگیرانه پیش از حادثه است. سکوت، ابهام را برطرف نمی‌کند و اعتماد کارکنان را بازنمی‌گرداند.

اصغر سلیمانی دیگر بازنمی‌گردد؛ اما مسئولیت در برابر خانواده او و کارگرانی که همچنان سر کار می‌روند پابرجاست. مطالبه امروز، تحقیق مستقل، انتشار نتیجه، حمایت از خانواده جان‌باخته و اصلاح فوری نقص‌های شناسایی‌شده است. شرکت ملی نفت و نهادهای نظارتی نیز باید توضیح دهند چگونه بر انتخاب و عملکرد مدیران ملی حفاری نظارت کرده‌اند.

کارنامه مکوندی و فولادی باید با همین معیار سنجیده شود: تصمیم‌های آنان چه اثری بر ایمنی و شرایط واقعی کار گذاشته است؟ صندلی مدیریت نمی‌تواند محل برخورداری از اختیار و مصونیت از پاسخ‌گویی باشد. جان کارگران، هزینه قابل‌قبول حفظ مدیران نیست.

 

💡 چرا این خبر مهم است؟

این خبر از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا نشان‌دهنده چالش‌های جدی ایمنی و مدیریت در صنایع حساس نفت و حفاری است. مرگ یک کارگر و خسارت‌های مالی سنگین، نیاز به تجدیدنظر در سیاست‌های ایمنی و مدیریتی را برجسته می‌کند. بررسی دقیق این حوادث می‌تواند از تکرار رخدادهای مشابه جلوگیری کند و به بهبود شرایط کاری و افزایش ایمنی کارکنان منجر شود.

📜 پیشینه

شرکت ملی حفاری ایران یکی از شرکت‌های کلیدی در صنعت نفت کشور است که وظیفه حفاری و نگهداری چاه‌های نفت و گاز را بر عهده دارد. در سال‌های اخیر، مسائل مدیریتی و ایمنی در این شرکت بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. انتصاب‌های مدیریتی و چالش‌های بودجه‌ای و فنی از جمله موضوعاتی هستند که بر عملکرد این شرکت تأثیر گذاشته‌اند.

🔢 اعداد مهم

- خسارت تخمینی: ۲۵۰ میلیارد تومان
- دستگاه‌های حادثه‌دیده: ۸۷ و ۹۳ فتح
- فاصله زمانی دو حادثه: حدود دو هفته

برچسب‌ها: مدیریت بحران مرتضی فولادی آتش‌سوزی حوادث صنعتی مهران مکوندی ایمنی کار ملی حفاری اصغر سلیمانی
⚖️ حق پاسخ محفوظ است. فیدوس این خبر را پس از دریافت پاسخ، اصلاحیه یا تکذیبیهٔ مستند، به‌روزرسانی می‌کند.
ارسال پاسخ رسمی / درخواست اصلاح / تکذیبیه
اطلاعات تماس شما محرمانه است و منتشر نمی‌شود. پاسخ پس از بررسی تحریریه ذیل خبر نمایش داده می‌شود.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه
دیدگاه شما پس از بررسی و تأیید تحریریه منتشر می‌شود.