اطلاعات جدیدی که از انتصابهای اخیر در پالایش نفت بندرعباس به دست آمده، بار دیگر توجهها را به عملکرد مدیریتی احمد هاشمی و ارتباطات سیاسی این انتصابها جلب کرده است. بر اساس گزارشهای منابع آگاه، هاشمی به تازگی «صادق ستاریفرد»، معاون سابق وزیر آموزش و پرورش در دولت ابراهیم رئیسی را به مدیریت موسسه آموزشی تازهتاسیس شرکت پالایش نفت بندرعباس منصوب کرده است.

منابع مطلع اعلام کردهاند که برای ستاریفرد حقوقی در حدود ۴۰۰ میلیون تومان در نظر گرفته شده است. این مبلغ، بهویژه با توجه به ماهیت موسسه و شرایط اقتصادی کارکنان، نیازمند شفافسازی از سوی شرکت پالایش نفت بندرعباس است. صادق ستاریفرد اهل استان کهگیلویه و بویراحمد و هماستانی احمد هاشمی است. همچنین، منابع فیدوس از حمایت حلقهای از نیروهای موسوم به «نورآبادیها» در وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش از او سخن گفته و ستاریفرد را از چهرههای نزدیک به جریان جبهه پایداری معرفی میکنند.
انتصابهای سیاسی در پالایش نفت
این نخستین انتصاب از این نوع در دوره مدیریت هاشمی نیست. پیشتر «سینا کلهر»، معاون سابق وزیر ورزش و جوانان در دولت ابراهیم رئیسی و از چهرههای نزدیک به همین طیف سیاسی، به مدیرعاملی باشگاه پالایش نفت بندرعباس منصوب شده بود. منابع مطلع مدعیاند که برای کلهر نیز حقوقی در محدوده ۴۰۰ میلیون تومان تعیین شده است. این دو انتصاب، اکنون این پرسش را مطرح کرده که آیا هاشمی در تلاش است با واگذاری موقعیتهای مدیریتی به چهرههای نزدیک به یک جریان سیاسی، برای ادامه حضور خود در مدیریت پالایشگاه پشتوانه ایجاد کند؟

این وضعیت در حالی رخ میدهد که هرمزگان با جمعیت قابل توجهی از جوانان تحصیلکرده و جویای کار روبهروست. از همین رو، عملکرد محمد آشوری، استاندار هرمزگان و نمایندگان این استان نیز محل پرسش است؛ اینکه چرا در مجموعهای اقتصادی با اهمیت پالایش نفت بندرعباس، درباره معیار انتخاب مدیران غیربومی و میزان دریافتی آنها شفافسازی صورت نمیگیرد.
ارتباطات سیاسی و اقتصادی
موضوع زمانی حساستر میشود که این انتصابها در کنار اطلاعات منتشرشده درباره ارتباط برخی چهرههای پرونده موسوم به «تراستیها» با افراد منتسب به جبهه پایداری قرار میگیرد. طبق اطلاعات مربوط به این پرونده، گفته میشود روحالله رضوی، یکی از چهرههای مطرحشده در پرونده تراستیها، بعنوان داماد متقی فر سخنگوی جبهه پایداری است. همچنین، برخی اسناد نشاندهنده نقش رضوی و محمدهادی مومنین در تامین منابع مالی مرتبط با فعالیتهای سیاسی این طیف مطرح است.

در چنین شرایطی، انتصاب چهرههای نزدیک به این جریان در شرکتهای حوزه انرژی، این پرسش را جدیتر میکند که آیا میان شبکه اقتصادی شکلگرفته پیرامون شرکتهای نفتی و تلاش مدیران برای کسب حمایت سیاسی ارتباطی وجود دارد؟
عملکرد احمد هاشمی پیش از این نیز با حاشیههایی درباره قراردادهای پالایشگاه همراه بوده است. یکی از مهمترین موارد به همکاری با مجموعههای مرتبط با محمدعلی فاطمی، مالک هلدینگ فاتح صنعت، بازمیگردد. فیدوس پیشتر در گزارشی فاش ساخته بود که در جریان اجرای فاز دوم پالایشگاه بندرعباس، تغییراتی برخلاف نظر بخشی از کارشناسان در پروژه اعمال شد که در نهایت منافع قابل توجهی برای مجموعههای مرتبط با فاطمی و کنسرسیوم «جنر» ایجاد کرد.
مجموع این موارد، از قراردادهای پرحاشیه تا انتصاب مدیران نزدیک به جریانهای سیاسی، تصویری از شیوه مدیریتی ایجاد کرده که منتقدان آن را مبتنی بر شبکهسازی و تامین حمایت برای حفظ جایگاه مدیریتی میدانند. همزمان، منابع داخلی از افزایش هزینههای غیرضروری، کاهش معنادار سود و گسترش نارضایتی در بدنه پالایش نفت بندرعباس سخن میگویند.
اکنون پرسش اصلی متوجه وزارت نفت، شرکت ملی پالایش و پخش، استاندار و نمایندگان هرمزگان است: معیار این انتصابها چیست، دریافتی واقعی مدیران منصوبشده چقدر است و آیا منابع یکی از مهمترین شرکتهای پالایشی کشور به ابزاری برای ایجاد ائتلاف و حمایت سیاسی تبدیل شده است؟
