در صنعت دریایی ایران جایی
که میلیاردها دلار پروژه نفتی و دریایی جریان دارد یک شبکه پیچیده از مدیران، پیمانکاران،
شرکتهای لایروبی، ساختارهای حراست و گروههای سرمایهگذاری شکل گرفته که مسیر تصمیمگیری
را از سازوکار رسمی به نفوذ غیررسمی منتقل کرده است. با ابقای منوچهر بخشی در
فراسکو، نه یک تصمیم اداری ساده بلکه بخشی از یک زنجیره بزرگتر: با نقش آفرینی
چهرههایی ماندد فقیه،کیوانی،بخشی، اخوان و عبوری استکه بویژه در واگذاری طرح
لایروبی به شرکت تارا بروز عینی دارد.
تاریخچهای کوتاه از فساد قدیمی؛ IOEC چگونه آسیبپذیر شد؟
برای فهم امروز باید به
گذشته
IOEC نگاه کرد این شرکت از
دهه ۱۳۸۰ درگیر پروندههای سنگین بوده است:
پرونده دکل گمشده فورچونا؛ پرداخت ۸۷
میلیون دلار برای سکویی که هرگز وارد ایران نشد و محکومیت مدیرعامل وقت IOEC و شبکه واسطهها آن و همچنین قراردادهای
دریایی بدون شفافیت بسته میشود که موارد متعدد درباره خریدهای مشکوک، پیمانکاران
خاص و پرداختهای غیرقابلردیابی روی نیز هنوز مانده به علاوه نفوذ شرکتهای واسطه
به حدی بالاست که حضور شرکتهای کوچک دریایی در قراردادهای بزرگ، بدون سابقه کافی
وجود دارد لذا این سابقه، IOEC
را به بستری تبدیل کرد که
شبکههای غیررسمی میتوانستند در آن رشد کنند.

مدیری که ماند؛ بخشی چگونه در فراسکو تثبیت شد؟
سؤال اصلی این پرونده منوچهر بخشی چگونه ماند؟بر اساس اسناد موجود، نقش وحید کیوانی در حمایت از ادامه مدیریت بخشی برجسته است به واقع کیوانی یک فرد منفرد نیست او در ساختارهایی حضور داشته که بعدها در این شبکه دیده میشوند: همکاری با محمدرضا فقیه و از تباط با کیوانی، اخوان و عبوری در هلدینگ اهداف این زنجیره را سامان میدهد.
لطف سیاسی یا بدهی مدیریتی؟
در سازمان سالم، مدیر بر
اساس عملکرد میماند اما در ساختاری که شبکههای غیررسمی فعالاند ابقا میتواند
نتیجه پادرمیانی بدهی مدیریتی و جبران لطف باشد. در این روایت موجود، پس از تلاش کیوانی
و فقیه برای حفظ بخشی، مسیر به سطح بالاتری رسید: مهدی اخوان مشایخی – رئیس حراست صنعت نفت و
مهدی عبوری – مدیرعامل گروه سرمایهگذاری اهداف که میان این حلقهها برای حل موضوع مدیریت بخشی ارتباطگیری و پادرمیانی
انجام گرفته اما پرسش اصلی: بعد از آن تماسها چه تصمیمهایی تغییر کرد؟ که در تحلیل
شبکه قدرت، ارزش یک ارتباط را «نتیجه بعد از ارتباط» تعیین میکند.

وقتی لطف باید جبران شود؛ پروژهها میشود ابزار منفعت
در بسیاری از پروندههای
مدیریتی، پول مستقیم ردوبدل نمیشود منفعت از مسیر پروژهها ساخته میشود:
قرارداد، مشارکت، Claim
و فرصت تجاری، که محور اصلی این پرونده نیز بدین نحو بنا شده است. باید این خواسته بیان شود که که پس از تثبیت موقعیت مدیریتی بخشی، کدام پروژهها شکل گرفتند و آنها از نظر اقتصادی و قراردادی باید بررسی شوند که آیا در Business Plan فراسکو ضرورت داشتند؟ آیا بهترین گزینه
اقتصادی بودند؟ آیا مناقصه واقعی برگزار شد؟Beneficiary واقعی چه کسی بود؟ که اولین ایستگاه ما بررسی:
پروژه لایروبی است!.

لایروبی؛ پروژهای که یکبار تمام نشد و شاید دوباره شروع شود
در پروژه لایروبی، پنج سؤال کلیدی وجود دارد: ۱. پیشنهاد پروژه از کجا آمد؟ ۲. شرکتها را چه کسی معرفی کرد؟ ۳. Scope چگونه تنظیم شد؟ ۴. تصمیم نهایی نزد چه کسی بود؟ ۵. منفعت اقتصادی کجا نشست؟
وحید کیوانی در سال ۱۳۹۹ رئیس هیئتمدیره شرکت «سکان اروند»
بوده شرکتی که همزمان نمایندگان IOEC و
شرکت لایروبی ترانشه پارس تتیس در هیئتمدیره آن حضور داشتهاند این یک اتصال ثبتی
قطعی میان کیوانی، IOEC
و یک شرکت لایروبی است. این
مسئله فرضیه دخالت شبکه در پروژههای لایروبی را اثبات میکند.

قرارداد FAC-MTA-CON-۰۴-۱۰۰۰۰-۳۲۶ میان فراسکو و تارا، نقطهای است که پرونده از سطح روابط مدیریتی وارد سطح قرارداد بزرگ EPC میشود الان وجود قرارداد فراسکو–تارا قطعی است و Model Review فاز ۳۰٪ در دفتر تارا برگزار شده و کارفرما: فراسکو است همچنین مشاور: شانول فرآیند و پیمانکار EPC: تارا گذاشتند بنابراین ایرادات قراردادی: تقریبی بودن مقادیر در قرارداد مقطوع، نبود فهرست مقادیر و بهای واحد، سقف خسارت تأخیر و محدودیت مسئولیت پیمانکار وجود دارد.
خداییان و سبحانی؛ حلقهای که نباید گم شود
ارتباطگیری با خداییان و سبحانی برای مدیریت ایرادات قرارداد مطرح شده که این بخش حساسترین قسمت پرونده است که افرادی از خارج از زنجیره عادی فراسکو وارد فرآیند میشوند پرونده از سطح Contract Management به سطح Influence Mapping منتقل میگردد.
این گزارش نشان میدهد
در این پرونده، ترکیبی از قدرت، نفوذ، قرارداد، شرکتهای دریایی و حلقههای
مدیریتی است شبکهای که همچنان میتواند مسیر تصمیمگیری را از سازوکار رسمی به
نفوذ غیررسمی منتقل کند.
