بوشهر روی دریایی از نفت و گاز نشسته است، میزبان نیروگاه اتمی، پالایشگاهها، مجتمعهای پتروشیمی و تأسیسات عظیم پارس جنوبی است؛ اما سهم بخش بزرگی از مردم استان از این ثروت، آلودگی، بیماری، گرانی مسکن، اشتغال ناپایدار و تماشای ورود نیروهای غیربومی است. در چنین شرایطی، کارنامه جعفر پورکبگانی، ابراهیم رضایی، غلامحسین زارعی و موسی احمدی را نمیتوان با تعداد دیدارها، تذکرهای شفاهی و عکسهای یادگاری کنار مدیران صنعتی سنجید. پرسش اصلی این است: این چهار نماینده برای تغییر محسوس زندگی مردم چه کردهاند؟
اساسی، شکلگیری مناسباتی غیرشفاف میان نمایندگان، مدیران دولتی و صنایع نفت، گاز و پتروشیمی حلقه محوری متهم شدن نمایندگان بوشهر طی دوره نمایندگی اخیر است. مناسباتی که نتیجه آن باید در انتصابها، استخدامها و قراردادهای استان دنبال کرد که هر کدام از این چهار نماینده بارها دخالتهای مشخص در موضوع انتصابات یا فشار بر مدیران شرکت های صنمعتی برای واگذاری قرادادها به پیمانکار مطلوب خویش داشتهاند.

از «نظارت» تا مسابقه نفوذ در انتصابها
جعفر پورکبگانی، نماینده بوشهر، گناوه و دیلم، در مجلس دوازدهم به چهرهای پراظهارنظر تبدیل شده است؛ اما حوزه انتخابیه او همچنان با بحران اشتغال جوانان، کمبود زیرساخت درمانی، مشکلات صیادان و ناپایداری اقتصاد بنادر روبهرو است. کارنامه نماینده زمانی قابل دفاع است که روشن شود چه میزان اعتبار پایدار برای این مشکلات گرفته و چه نهاد یا مدیر متخلفی با پیگیری او پاسخگو شده است؛ نه اینکه هر انتصاب یا جلسه مدیریتی بهعنوان «دستاورد» تبلیغ شود.
ابراهیم رضایی، نماینده دشتستان، از باسابقهترین اعضای این جمع است. او خود پیشتر گفته بود «بوی اعمال نفوذ سیاسی» در تصمیمهای تخصصی پارس جنوبی به مشام میرسد و خواستار جلوگیری از پارتیبازی در استخدام نیروهای بومی شده بود. همین اعتراف، پرسشی جدی ایجاد میکند: پس از چند سال حضور او در مجلس، نتیجه استفاده از «ابزارهای نظارتی» چه بوده است؟

اظهارات رضایی درباره اعمال نفوذ در پارس جنوبی
غلامحسین زارعی، نماینده دشتی و تنگستان، نیز در برابر یک آزمون روشن قرار دارد. منطقهای که او نمایندگی میکند با کمآبی، ضعف راهها، مهاجرت، بیکاری و عقبماندگی خدمات درمانی دستوپنجه نرم میکند. بااینحال، بخش مهمی از خبرهای مربوط به فعالیت نمایندگان استان به رایزنی با وزیران، مدیران نفتی و مسئولان اجرایی محدود میشود.
نمایندهای که بارها متهم به توصیه در قرادادهای نفتی و دخالت در چیدمان مدیران شرکتهای نفتی است به نظر از فرصت چهارساله کنونی نمایندگی مجلس برای سودبخشی در جهت منافع فردی خویش عمل میکند. مردم حق دارند بدانند این رایزنیها چه قرارداد،
بودجه یا فرصت شغلی قابلاندازهگیری برای حوزه انتخابیه ایجاد کرده است.
یکی از مهمترین پروندهها در مورد زارعی دفاع عجیب او از استاندار بوشهر در پرونده فساد ارزی استان است که به شکل عجیبی زارعی تلاش کرده بود از عملکرد استاندار دفاع کند . امری که شائبه همدستی زارعی با استاندار را مطرح ساخته بود

موسی احمدی؛ قدرت در کمیسیون انرژی،
محرومیت در کنار عسلویه
موسی احمدی از حوزه دیر، کنگان، جم و عسلویه به مجلس راه
یافته؛ حوزهای که مهمترین قطب انرژی ایران را در خود جای داده است. حضور او در
رأس کمیسیون انرژی باید فرصتی استثنایی برای وادارکردن وزارت نفت به شفافیت، اجرای
سهم اشتغال بومی، پرداخت کامل عوارض آلایندگی و بهبود درمان و زیرساخت منطقه باشد.
بااینحال، شهرهای پیرامون پارس جنوبی همچنان زیر فشار آلودگی، اجارهبهای سنگین،
کمبود امکانات تخصصی و اشتغال پیمانکاری قرار دارند.
عملکرد احمدی در موضوعاتی مانند نامه نگاری به هلدینگ خلیج فارس برای درخواست استخدام افراد مدنظرش به خوبی این رویه دخالت نابجا بی توجه به ضرورت دفاع از حقوق شهروندان حوزه انتخابیه خود را نمایان میکند
پرسش این استاگر رئیس کمیسیون انرژی نتواند فهرست استخدامشدگان بومی، میزان پرداخت عوارض آلایندگی، قراردادهای مسئولیت اجتماعی و نحوه انتخاب مدیران شرکتهای منطقه را علنی کند، ریاست او چه فایدهای برای مردم عسلویه و کنگان داشته است؟ نزدیکی مستمر نمایندگان به مدیران صنعت، بدون انتشار صورتجلسهها و نتایج مذاکرات، شائبهای جدی میسازد: آیا نماینده ناظر صنایع است یا واسطه میان مدیران، پیمانکاران و شبکههای قدرت؟

استانی که ثروتش ملی و فقرش محلی است
مشکل مشترک این چهار نماینده، غلبه سیاست نمایشی بر پاسخگویی
است. آنان بارها درباره اشتغال بومی، آلایندگی، مسئولیت اجتماعی صنایع و کمبود
زیرساخت سخن گفتهاند؛ اما هنوز سامانهای عمومی برای سنجش وعدهها، انتشار
مکاتبات، افشای سفارشهای استخدامی و اعلام دخالتها در انتصاب مدیران وجود ندارد.
مردم بوشهر به ملاقات تازه با وزیر نفت یا تذکر دیگری در صحن
مجلس نیاز ندارند. آنان حق دارند بدانند چه کسی مدیران صنعتی را پیشنهاد داده، چه
نمایندهای برای انتصاب یا ابقای آنان نامه نوشته، بستگان و اعضای ستادهای
انتخاباتی چه سهمی از مشاغل گرفتهاند و بودجه مسئولیت اجتماعی شرکتها کجا هزینه
شده است.
تا زمانی که پورکبگانی، رضایی، زارعی و احمدی این اطلاعات را
منتشر نکنند، نمیتوانند خود را صرفاً مدافع مردم معرفی کنند. سکوت در برابر شبکههای
انتصاب و قرارداد، مصداق روشن شکست سیاسی
است. حاصل این شکست نیز مقابل چشم مردم قرار دارد: ثروت از بوشهر خارج میشود،
آلودگی و فقر باقی میماند و نمایندگانی که باید بازخواستکننده مدیران باشند، بیش
از اندازه در حلقه همان مدیران دیده میشوند.
