برای شناخت قلمرو اقتصادی محمدعلی فاطمی، جستوجوی نام یک شرکت کافی نیست. «فاتح صنعت» تنها تابلوی آشکار مجموعهای است که رد آن در دهها شرکت، هیئتمدیره، پروژه صنعتی، کنسرسیوم پیمانکاری و فعالیت برونمرزی دیده میشود. آنچه از کنار هم گذاشتن اطلاعات ثبتی، سوابق مدیران و همکاریهای پروژهای به دست میآید، تصویر یک شرکت معمولی نیست؛ نقشه شبکهای چندلایه است که از صنایع نفت، گاز و پتروشیمی آغاز میشود و تا معدن، هوانوردی، خدمات فراساحلی، تأمین تجهیزات و جابهجایی منابع مالی در خارج از ایران امتداد پیدا میکند.
در
مرکز این نقشه، نام محمدعلی فاطمی قرار دارد؛ چهرهای که ساختار اقتصادی پیرامونش
نه فقط بر اعضای خانواده، بلکه بر حلقهای بزرگ از مدیران غیرخانوادگی و شرکتهای
بههمپیوسته استوار شده است. مدیرانی که گاه در یک شرکت عضو هیئتمدیرهاند، در
شرکتی دیگر مدیرعامل میشوند و در مجموعهای سوم بهعنوان نایبرئیس، بازرس یا
نماینده یک شخصیت حقوقی ظاهر میشوند.

تکرار
این نامها را نمیتوان صرفاً مجموعهای از انتصابات پراکنده دانست. همین همپوشانیهاست
که خطوط اصلی شبکه محمدعلی فاطمی را آشکار میکند: خانواده در رأس، مدیران مورد
اعتماد در لایه اجرایی، شرکتهای متعدد در حلقه عملیاتی و مجموعههایی در خارج از
کشور برای اداره فعالیتهای مالی و ارزی.
«فاتح صنعت»؛ تنها
ویترین یک ساختار گسترده
در
نخستین لایه این شبکه، «فاتح صنعت» قرار دارد؛ شرکتی که مهمترین بازوی پیمانکاری
مجموعه فاطمی محسوب میشود. اما فعالیتهای اقتصادی محمدعلی فاطمی به این نام
محدود نمانده است. شرکتهایی چون «انر شیمی»، مجموعههای فعال در حوزه انرژی و
شرکتهای مرتبط با خدمات هلیکوپتری و هوایی، از جمله «پرشین گلف اویشن سرویسز
کیش»، بخشهای دیگری از این ساختار را تشکیل میدهند.
حوزه
فعالیت این شرکتها نیز اهمیت زیادی دارد: نفت، گاز، پتروشیمی، پروژههای صنعتی،
خدمات فراساحلی، تجهیزات تولید بخار و هوانوردی. اینها صنایعی هستند که
قراردادهایشان معمولاً ارقام بزرگی دارد و اجرای پروژهها در آنها از طریق زنجیرهای
طولانی از پیمانکاران، شرکا، تأمینکنندگان و زیرپیمانکاران انجام میشود.
چنین ساختاری این امکان را ایجاد میکند که یک مجموعه اقتصادی، نه الزاماً با یک نام ثابت، بلکه از طریق چندین شخصیت حقوقی وارد پروژهها شود. یک شرکت در مناقصه حاضر میشود، شرکتی دیگر قرارداد میگیرد، مجموعهای سوم تجهیزات را تأمین میکند و شرکت چهارم بخشی از عملیات اجرایی را به دست میگیرد. در ظاهر با چند شرکت مستقل مواجهیم، اما تکرار مدیران و پیوندهای هیئتمدیره نشان میدهد که مسیر بسیاری از آنها دوباره به یک مرکز مشترک بازمیگردد. مرکزی که نام محمدعلی فاطمی در رأس آن دیده میشود.

لایه خاکستری؛ شرکتهایی برای مناقصه،
واسطهگری یا تقسیم قرارداد؟
در
حلقه دوم، شرکتهایی قرار میگیرند که بهعنوان شریک، پیمانکار جزء، واسطه یا
همکار پروژهای ظاهر شدهاند. درباره بخشی از این مجموعهها، تعبیر «شرکتهای
کاغذی» یا «پوششی» مطرح شده است؛ شرکتهایی که گفته میشود در مناقصهها کنار شرکتهای
فاطمی قرار میگیرند یا تحت عنوان کنسرسیوم در قراردادهای بزرگ وارد میشوند.
تعیین
ماهیت واقعی این شرکتها بدون دسترسی به صورتهای مالی، اسناد مناقصه، قراردادها،
صورتوضعیتها و گردش حسابهایشان ممکن نیست؛ اما یک علامت هشدار روشن وجود دارد:
تکرار اشخاص، سمتها و ارتباطات مدیریتی.
وقتی نام یک مدیر در چند شرکت ظاهراً جداگانه دیده میشود، این پرسش شکل میگیرد که استقلال واقعی آن شرکتها تا چه اندازه است. آیا با بنگاههایی دارای تصمیمگیری مستقل مواجهیم یا با اجزای حقوقی یک مجموعه که در پروژهها با نامهای متفاوت وارد میدان میشوند؟
این
پرسش بهویژه درباره پروژههای منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی بندر امام اهمیت پیدا
میکند؛ منطقهای که صدها پیمانکار و زیرپیمانکار در آن فعالیت دارند و پیچیدگی
زنجیره قراردادها میتواند شناسایی ذینفع نهایی هر پروژه را دشوار کند.
برای
روشنشدن نقش شبکه فاطمی باید مشخص شود هر قرارداد ابتدا به کدام شرکت واگذار شده،
چه بخشهایی از آن به شرکتهای دیگر انتقال یافته، مدیران مشترک چه نقشی در این
واگذاریها داشتهاند و پول هر پروژه در نهایت میان چه اشخاص و شخصیتهای حقوقی
توزیع شده است.

کنسرسیومها؛ دروازه محمدعلی
فاطمی به قراردادهای بزرگ
لایه
سوم شبکه، کنسرسیومها و همکاری با پیمانکاران بزرگ است. اینجا دیگر فقط با شرکتهای
مستقیماً مرتبط با خانواده فاطمی روبهرو نیستیم. شرکتهایی وارد تصویر میشوند که
ممکن است از نظر مالکیت مستقل باشند، اما در پروژههای کلان کنار مجموعه فاتح صنعت
قرار گرفتهاند.
در
اطلاعات ارائهشده، از همکاری با شرکتهای شناختهشده صنعت انرژی و مجموعههای
مرتبط با قرارگاه خاتم سخن گفته شده است. همچنین نام «کنسرسیوم جنر» در ارتباط با
قراردادهای بزرگ پالایشگاه بندرعباس مطرح میشود؛ کنسرسیومی که گفته شده برخی شرکتهای
متصل به آن، در مناقصهها یا پروژهها در کنار فاتح صنعت ظاهر شدهاند.
اهمیت
کنسرسیومها در ظرفیتی است که برای ورود به قراردادهای عظیم ایجاد میکنند. یک
شرکت ممکن است بهتنهایی شرایط مالی، رتبه پیمانکاری، تجهیزات یا سابقه لازم برای
کسب یک پروژه بزرگ را نداشته باشد؛ اما قرارگرفتن در کنار یک پیمانکار قدرتمند یا
تشکیل یک کنسرسیوم، مسیر ورود آن را هموار میکند.
این
ساختار در عین حال میتواند تشخیص سهم و مسئولیت واقعی هر شریک را پیچیده کند. چه
شرکتی تأمینکننده منابع مالی بوده است؟ کدام مجموعه عملیات اصلی را انجام داده؟ سهم
هریک از قرارداد چقدر بوده و چه بخشهایی به پیمانکاران مرتبط واگذار شده است؟
بدون
انتشار قراردادها و صورتجلسات کنسرسیومها، پاسخ روشنی به این پرسشها وجود
ندارد. همین تاریکی، ضرورت بررسی دقیق نقش محمدعلی فاطمی و شرکتهای متصل به او در
پروژههای بزرگ را دوچندان میکند.

بازوهای خارجی خانواده؛ رد پول از
دوبی تا سوئد
شبکه
اقتصادی پیرامون محمدعلی فاطمی در مرزهای ایران متوقف نمیشود. بخشی از اطلاعات
پرونده به شرکتها و فعالیتهایی در سوئد و امارات مربوط است و نام میلاد و مهدی
فاطمی در این قسمت دیده میشود.
از
شرکتی با نام «افجیسی» در سوئد و مجموعه «Emerland Ocean» در دوبی نام برده شده است. در اطلاعات موجود،
فعالیت این شرکتها با جابهجایی ارز، دریافت اطلاعات گمرکی، بررسی سوابق ثبتی
شرکتهای خارجی و یافتن مسیرهای انتقال منابع مالی مرتبط دانسته شده است.
همچنین این موضوع مطرح شده که مجموعه دوبی بدون برخورداری از مجوز صرافی، در حوزه انتقال ارز و منابع مالی فعالیت میکند. بررسی صحت و ابعاد این موضوع به انتشار نوع مجوزها، حسابهای بانکی، فهرست تراکنشها، سهامداران واقعی و طرفهای تجاری شرکت نیاز دارد. پرسش اساسی این است: چرا بخش حساس فعالیتهای خارجی عمدتاً در اختیار اعضای خانواده قرار گرفته است؟
اگر
مدیران غیرخانوادگی برای اداره شرکتهای داخلی و قبول سمت مدیرعاملی مناسب شناخته
شدهاند، چرا فعالیتهای مربوط به پول، ارز و ارتباطات برونمرزی در حلقه خانوادگی
متمرکز مانده است؟ این تقسیم کار، یکی از مهمترین بخشهای ساختار اقتصادی فاطمی
است: اداره اجرایی برخی شرکتها به افراد بیرون خانواده واگذار میشود، اما کنترل
بخشهای راهبردی و برونمرزی همچنان نزد بستگان باقی میماند.
۴۲
مدیر پشت
یک نام؛ ارتش غیرخانوادگی فاطمی
با حذف نام اعضای خانواده فاطمی از فهرست شرکتها، شبکه ناپدید نمیشود. برعکس، حلقه دیگری آشکار میشود که دستکم ۴۲ مدیر غیرخانوادگی را شامل میشود. در میان آنها نام مهدی قطبی، سیامک کیان، علیاکبر شریف، محمدرضا رویان، باقر فرجی انزابی، علی جعفری و علی مسروری بیش از دیگران تکرار شده است. اهمیت این افراد فقط در تعداد سمتها نیست؛ آنها نقش پل ارتباطی میان شرکتها و حوزههای متفاوت شبکه را بازی میکنند.

مهدی
قطبی یکی از پرتکرارترین چهرههاست. نام او در دستکم شش شرکت دیده میشود: «فاتح
صنعت کیمیا»، «پتروشیمی فاتح کیمیا»، «صنایع تجهیزات تولید بخار فاتح»، «پارس
توسعه فاتح»، «کیمیاگران صنعت پارس» و «پرتوگران کیمیا صنعت».
قطبی
تنها یک عضو تشریفاتی هیئتمدیره نبوده است. او در فاتح صنعت کیمیا مدیرعامل و عضو
هیئتمدیره و در صنایع تجهیزات تولید بخار فاتح نایبرئیس هیئتمدیره بوده است. در
نتیجه، حضورش هم سطوح اجرایی و هم ساختار تصمیمگیری را در بر میگیرد.

سیامک
کیان دیگر چهره پرتکرار این حلقه است. نام او در «تولیدی مهندسی نیتل پارس»،
«پتروشیمی فاتح کیمیا»، «گروه فاتح بینالملل کیمیا»، «توسعه معادن و صنایع معدنی
فاتح» و «فاتح فرآیند گستر اروند» دیده میشود. او همچنین سابقه بازرسی در «گروه
هوانوردان آوا» را دارد. حضور کیان، شرکتهای صنعتی، معدنی، پتروشیمی و هوانوردی
را به یکدیگر متصل میکند.
مهرههای چندمنظوره؛ از پتروشیمی
تا هوانوردی
علیاکبر
شریف در چهار شرکت «فاتح صنعت کیمیا»، «پتروشیمی فاتح کیمیا»، «پرتوگران کیمیا
صنعت» و «فاتح فرآیند گستر اروند» سمت داشته است. جایگاه او زمانی مهمتر میشود
که بدانیم در پتروشیمی فاتح کیمیا علاوه بر عضویت در هیئتمدیره، مدیرعامل نیز
بوده است.

محمدرضا
رویان نیز در چهار مجموعه «تکوین فنآوران مهندسی و ساخت»، «پترو بهرهبردار
فراساحل»، «پرشین گلف اویشن سرویسز کیش» و «گروه فاتح بینالملل کیمیا» دیده میشود.
گستردگی حوزه فعالیت این شرکتها، رویان را به یکی از حلقههای اتصال میان مهندسی،
عملیات فراساحلی، هوانوردی و ساختار هلدینگی تبدیل کرده است.
علی
جعفری در «فاتح صنعت کیمیا»، «صنایع تجهیزات تولید بخار فاتح» و «پارس توسعه فاتح»
عضو هیئتمدیره بوده و مدیریت مالی مجموعههای فاطمی نیز به او نسبت داده شده است.
اگر این جایگاه مالی با اسناد شرکتی و اختیارات رسمی او تطبیق داشته باشد، نقش
جعفری از یک عضو هیئتمدیره فراتر رفته و به یکی از مراکز حساس کنترل منابع تبدیل
میشود.
باقر
فرجی انزابی نیز در پتروشیمی فاتح کیمیا عضو هیئتمدیره، در پترو فنآوران فاتح
رئیس هیئتمدیره به نمایندگی از گروه فاتح بینالملل کیمیا و در مهندسی انر شیمی
نایبرئیس و مدیرعامل بوده است. این سمتها، پیوندی مستقیم میان پتروشیمی فاتح،
هلدینگ بینالمللی و انر شیمی ایجاد میکند.
خانواده در بالا، مدیرعامل در خط
مقدم
یکی
از معنادارترین الگوهای این شبکه، نحوه تقسیم سمتها میان اعضای خانواده و مدیران
غیرخانوادگی است. در شماری از شرکتها، محمدعلی و مهدی فاطمی ریاست و نایبرئیسی
هیئتمدیره را در اختیار دارند، اما مدیرعاملی به فردی خارج از خانواده سپرده شده
است.
در
«توسعه نفت و گاز فاتح»، محمدمعمار دزفولی مدیرعامل است، در حالی که محمدعلی فاطمی
و مهدی فاطمی در جایگاه رئیس و نایبرئیس هیئتمدیره قرار دارند. همین الگو در
«تولیدی مهندسی نیتل پارس» تکرار میشود؛ فرشید نوربخش مدیرعامل است و دو عضو
خانواده فاطمی رأس هیئتمدیره را در اختیار دارند.

این
چینش لزوماً بهخودیخود تخلف نیست، اما درباره توزیع قدرت و مسئولیت حقوقی پرسش
جدی ایجاد میکند. مدیرعامل در خط مقدم امضا، اجرا و پاسخگویی قرار میگیرد، در
حالی که سیاستگذاری و کنترل شرکت میتواند همچنان در هیئتمدیره و نزد اعضای
خانواده باقی بماند.
بنابراین
برای فهم نقش محمدعلی فاطمی نباید فقط نام مدیرعامل هر شرکت را دید؛ باید حق امضا،
اختیارات هیئتمدیره، نمایندگان اشخاص حقوقی، صاحبان سهام و تصمیمگیرندگان نهایی
قراردادها را نیز بررسی کرد.
شبکهای که با تغییر تابلوها باقی
میماند
علاوه
بر هفت چهره اصلی، نامهای دیگری نیز میان دو یا چند شرکت تکرار شدهاند: حسین
شکریزاده، امین آزادگان، محمدمعمار دزفولی، سیدامیر حسینی، علی مسروری، محمدعلی
خسرونژاد و سیدامین لاجوردیزاده.
در فهرست گستردهتر نیز ۴۲ مدیر غیرخانوادگی دیده میشوند؛ مهدی قطبی، حسین شکریزاده، امین آزادگان، علی جعفری، رسول مرحمتی، علیاکبر شریف، اسماعیل ستودهزاده، امین عقبیطلب، علی مسروری، محمدرضا رویان، ابراهیم مختاری، مهدی بحرینی خورموجی، محمدمعمار دزفولی، کاظم دمیری، سیدامیر حسینی، فرشید نوربخش، سیامک کیان، باقر فرجی انزابی، مجید علی عقیقی روان، محمدعلی خسرو نژاد، ایمان نصیری، فرشاد وطنی، جلیل سبحانی، فرزاد احمدی یرکی، محمدرضا اخوان ملایری، اسماعیل نادری، اکبر اسماعیلپور، بهارک ملاحسین، داریوش کمیجانی، سید امین لاجوردیزاده، آرمین زاهدی، رامین پیرویان، حامد بیگی، محمد امین جعفری، محمدرضا جوکار، سینا حامدنی، بابک مجیدینژاد، سید مهدی مقیمی، عباسعلی طحانیپور، هدایتالله هدایتی، اسماعیل جهانبخش، محمد عامری موغاری.
وجود
نام یک فرد در چند شرکت، بهتنهایی اثباتکننده فساد یا تبانی نیست؛ اما وقتی این
تکرار در مجموعهای از شرکتهای مرتبط، پروژههای مشترک، کنسرسیومها و حوزههای
مالی مشاهده میشود، دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. این دادهها دستکم نشان میدهد
که ساختار اقتصادی محمدعلی فاطمی بر شبکهای پایدار از مدیران مورد اعتماد بنا شده
است؛ شبکهای که حتی با تغییر نام شرکت، حوزه فعالیت یا عنوان سمت، انسجام درونی
خود را حفظ میکند.
پرونده محمدعلی فاطمی؛ پرسشهایی
که باید پاسخ داده شوند
تصویری
که از این اطلاعات بیرون میآید، فراتر از فعالیت یک پیمانکار صنعتی است. در مرکز،
محمدعلی فاطمی و خانوادهاش قرار دارند؛ در حلقه دوم، مدیران مشترک و شرکتهای
وابسته دیده میشوند؛ در حلقه سوم، پیمانکاران، کنسرسیومها و مجموعههای واسطهای
قرار گرفتهاند و در لایه بیرونی، شرکتها و فعالیتهای مالی برونمرزی ظاهر میشوند.
اکنون باید پرسید ذینفع نهایی شرکتهای این شبکه چه کسانیاند؟ چه میزان از قراردادهای بزرگ به شرکتهای دارای مدیران مشترک واگذار شده است؟ کدام شرکتها در مناقصهها رقیب یکدیگر معرفی شدهاند، در حالی که از طریق مدیران، سهامداران یا شرکای تجاری به یک مرکز واحد متصل بودهاند؟ منابع مالی منتقلشده به دوبی و سوئد از کدام قراردادها تأمین شده و مقصد نهایی آنها کجا بوده است؟ نقش شرکتهای حاضر در کنسرسیوم جنر و پروژههای پالایشگاه بندرعباس چه بوده است؟
تا
زمانی که اسناد مناقصهها، قراردادهای کنسرسیومی، صورتهای مالی، سهامداران واقعی
و گردش وجوه منتشر نشود، بخش مهمی از این شبکه در تاریکی باقی خواهد ماند. اما
اطلاعات ثبتی موجود یک واقعیت را آشکار کرده است: پشت نام محمدعلی فاطمی، فقط
«فاتح صنعت» قرار ندارد؛ مجموعهای از شرکتها، ۴۲ مدیر غیرخانوادگی، شرکای بزرگ پروژهای و بازوهای
خارجی قرار گرفتهاند.
شبکهای که تابلوهایش متعدد است، اما
خطوط آن بارها به یک نقطه بازمیگردد: محمدعلی فاطمی.
