نام غلامرضا تاجگردون، نماینده گچساران و باشت، بار دیگر با خبری جنجالی مطرح شده است. شایعه تعقیب و گریز به قصد شلیک به این نمانیده که در رسانههای محلی حامی تاجگردون تحت عناوین ترور نماینده مجلس منتشر شده است. هرچند پایگاه خبری «صدای جنوب» از بازداشت فردی مسلح خبر داده، اما همان گزارش نیز خواستار شفافسازی شده است و گفته است هنوز جزییات این حادثه مشخص نشده است.
آنچه اکنون میتوان نقد کرد، تبدیل خبری با جزئیات نامشخص به محور توجه عمومی است؛ درحالیکه پرسشهای مربوط به کارنامه این نماینده همچنان پاسخ روشن میخواهند.
سوقصد به جان تاجگردون حتی در صورت صحت بیش از آنکه نشانه اهمیت سیاسی او باشد میتواند ثمره دههها حضور فسادزا در بدنه منطقهای باشد که حاصل حضر نمایندهاش چیزی جز رنج و محرمیت و تبعیض برای مردم و جیبهای تلنبار شده از رانت و پول سیاه برای شخص تاجگردون و حلقه افراد منتسب به او نداشته است.
نمایندهای که سیاست تبلیغاتیاش ساختن چهرهای از خود است که گویی ناجی مردم گچساران است اما این عناوین فیک جز برای چپاول سرمایهها نیوده است.

شخصیت نمایشی آقای نماینده
مسئله تاجگردون صرفاً حضور مکرر در اخبار نیست؛ مسئله، وجه نمایشی سیاستورزی و تصویری است که شخص نماینده را در مرکز همه تحولات قرار میدهد. در چنین تصویری، موفقیتها حاصل اراده او معرفی میشوند، انتصابات نشانه قدرت او جلوه میکنند و مخالفتها به دشمنی با او تقلیل مییابند. سیاستمدار از جایگاه مسئولی قابلپرسش فاصله میگیرد و در قامت قهرمانی ظاهر میشود که اطرافیان باید پیوسته اقتدار، محبوبیت و مظلومیتش را بازگو کنند.
این حساسیت درباره تاجگردون پیشینه دارد. اعتبارنامه او در تیرماه ۱۳۹۹ با رأی مجلس رد شد. در جریان بررسی آن، مخالفان اتهامهایی درباره رانت و دخالت در انتصابات مطرح کردند.
جواد نیکبین، عضو وقت کمیسیون تحقیق، در همان دوره مدعی دخالت گسترده تاجگردون در ادارات و نصب افراد نزدیک به او در دستگاههای مختلف شده بود. این ادعا، پرسش درباره مرز نفوذ سیاسی و اختیارات نمایندگی را برجسته میکند. نمایندهای که قدرت چانهزنی خود را به رخ میکشد، باید توضیح دهد این قدرت چگونه به کار گرفته شده است: برای تقویت نظارت عمومی یا برای شکلدادن به حلقهای از مدیران و وابستگان که موقعیت خود را مدیون او میدانند؟

مریدپروری راهی برای ساختن گروه فشار
در همین نقطه، نقد تیمسازی به بحث مریدپروری میرسد. داشتن تیم سیاسی امری معمول است، اما توزیع سمت و فرصت اقتصادی بر مبنای وفاداری یا فعالیت در ستادهای انتخاباتی فرد معنایی کاملاً متفاوت دارد. در چنین سازوکاری، مجیزگویی به سرمایه ارتقا تبدیل میشود؛ نزدیکان از حمایت برخوردار میشوند و در مقابل، تصویر حامی را بزرگ میکنند. رابطهای شکل میگیرد که در آن، مدیر بهجای پاسخگویی درباره عملکردش، نگران رضایت صاحب نفوذ است و منتقد بهجای دریافت پاسخ، با حلقه مدافعان او مواجه میشود.
این حلقه تنها کفزنان تاجگردون نیستند و در مقاطعی که صدای انتقاد از او بلند میشود همین حلقه بدل به گروه فشار سرکوب هر صدای اعتراضی و افشاکننده فساد تاجگردون میشوند.
پرسش روشن است: معیار ورود به حلقه نزدیکان او چیست؟ تخصص و کارنامه یا همراهی و تأیید؟ اگر فرصتهای عمومی به پاداش وفاداری تبدیل شوند، مردم منطقه هزینه شبکهای را میپردازند که منافعش میان اعضای همان حلقه گردش میکند. آنوقت نمایش محبوبیت نیز ارزش سنجش مستقل ندارد؛ زیرا بخشی از تشویقکنندگان ممکن است خود از استمرار نفوذ بهرهمند باشند.

پدرخوانده فساد رویای سوپراستار شدن دارد
تعبیر «پدرخوانده اقتصادی» در مقام نقد، به همین شخصیشدن مناسبات قدرت اشاره دارد: وضعیتی که دسترسی به فرصت، از مسیر رابطه با فرد میگذرد و حقوق شهروندی در قالب لطف او عرضه میشود. وجه نمایشی چنین الگویی نیز روشن است؛ صاحب نفوذ باید همواره مقتدر و محبوب دیده شود تا وابستگی اطرافیان طبیعی جلوه کند. مردم، در این روایت، صاحبان حق نیستند؛ جمعیتیاند که باید حضور قهرمان را تحسین کنند.
اخبار هیجانی میتوانند این نمایش را تقویت کنند و توجه را از قراردادها، انتصابات و مطالبات محلی به سرنوشت شخص نماینده بکشانند. بااینحال، نسبتدادن طراحی خبر تیراندازی یا هدایت رسانههای جعلی به تاجگردون، بدون شواهد مستقل، قابلدفاع نیست. نقد مؤثر باید اثر حاشیه را نشان دهد و همزمان بر سند پافشاری کند. هیچ خبر امنیتی، واقعی یا تأییدنشده، برای یک سیاستمدار مصونیت از پرسش ایجاد نمیکند.
تاجگردون بهجای جمعکردن ستایشگران پیرامون تصویر خود و ساخت سناریوهای خبری به قصد اهمیت جعلی یافتن، باید درباره مناسبات نفوذ و نتیجه عملکردش پاسخ دهد. اعتبار نمایندگی با شمار مجیزگویان و شایعات و حواشی زرد سنجیده نمیشود. معیار، سهم مردم از فرصتها، شفافیت تصمیمها و امکان انتقاد بدون ترس از حذف است. هرچه نمایش قهرمانی پرصداتر شود، ضرورت بررسی پشتصحنه آن بیشتر میشود: چه کسانی بالا رفتهاند، با چه معیاری و به هزینه چه کسانی؟

تلاش برای به حاشیه راندن خبر شلیک به معترضان استخدامهای رانتی
نکته دیگر زمانبندی انتشار چنین اخباری پیرامون تاچگردون است. نمایندهای که پیش از این از ابزار خبرسازیهای فیک در بزنگاههای افشای تخلفات و فساد خود برای به حاشیه راندن واقعیت فساد خود بهره برده است اینبار نیز تنها چند هفته پس از خبر اعتراضات مردم محلی نسبت به انتشار فهرست رانتی استخدامهای پالایشگاه لیشتر که طبق روایت محلی با دستور تاجگردون صورت گرفته و با شلیک نیروی انتظامی به سمت معترضان همراه شد این گمانه را برجسته میسازد چنین روایت قهرمان سازی از تاجگردون تا چه حد وابسته به اخبار متعدد دخالتهای فسادزای او در تبعیض حاکم بر استخدام افراد غیر محلی در لیشتر است.
کمااینکه پیش از این برخی صفحات هواداری تاجگردون گفته بودند این نماینده تهدید کرده است اگر انتقادات نسبت به او متوقف نشود دیگر پیگیر شرایط منطقه انتخابی خود نخواهد بود.
مردی که به نظر چنان غرق حواشی شده است که خود را نه نماینده مردم که سوپراستاری شیفته فلاش دوربینها و کف زدنهای مجیزگویانیش میبیند. از این رو دایره گسترده فساد و تبانی و لابیگری خود را تلاش دارد پشت همین حواشی بی ارزش مخفی سازد به این امید که مردم با باورکردن روایتهای ساختگی پیرامون او فراموش کنند آقای نماینده هیچ حاصل و منفعتی برای مردم چگساران در دوران نمایندگی مجلس نداشته است.

