انتصاب حسین فروزان به سمت دبیر شورای عالی مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی و ویژه اقتصادی، از همان هفتههای نخست با تکاپو برای تغییر ترکیب مدیران و هیئتمدیره مناطق آزاد همراه شده است. این تغییرات در تحلیل مناسبات پیرامون آن، یک مؤلفه بیش از همه جلب توجه میکند: ارتباطات منطقهای و سیاسی فروزان با طیفی از مدیران و چهرههای آذربایجانی نزدیک به مسعود پزشکیان و نهاد ریاستجمهوری. منتقدان، فروزان را بخشی از همین شبکه سیاسی ـ منطقهای میدانند و معتقدند این ارتباطات یکی از مهمترین پشتوانههای قدرت او برای ورود به ساختار مناطق آزاد و آغاز تغییرات مدیریتی است.
فروزان که در دولت نخست حسن روحانی مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ماکو بود، در حالی به یکی از مهمترین مناصب مدیریتی مناطق آزاد بازگشته که همچنان پرسشها و ابهاماتی درباره برخی تصمیمات، قراردادها و مناسبات مدیریتی دوره حضور او در ماکو مطرح است. اکنون همزمانی بازگشت او با تقویت نفوذ چهرههای آذربایجانی در اطراف دولت پزشکیان، این پرسش را ایجاد کرده که آیا پیوندهای منطقهای و سیاسی فروزان با حلقه نزدیک به رئیسجمهور به پشتوانه اصلی او برای بازچینی مدیریت مناطق آزاد تبدیل شده است؟ بهویژه آنکه از ارتباط فروزان با برخی چهرههای نزدیک به مسعود پزشکیان و همچنین یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور، سخن گفته میشود؛ ارتباطاتی که در صورت اثرگذاری بر انتصابات، دولت باید درباره حدود و نقش آنها شفافسازی کند.
اولین هدف؛ حلقه مدیران رضا مسرور
یکی از نخستین نشانههای این بازآرایی، تلاش برای تغییر مدیرانی است که در دوره رضا مسرور، دبیر پیشین شورای عالی مناطق آزاد، منصوب شده یا به حلقه مدیریتی او نزدیک بودهاند. شواهد اولیه این تصور را تقویت میکند که فروزان قصد دارد با تکیه بر پشتوانه سیاسی خود، موازنه قدرت باقیمانده از دوره مسرور را به سرعت تغییر دهد.
در این میان، نام محمد کبیری، مدیرعامل سازمان منطقه آزاد کیش، بیش از دیگران مطرح شده است. انتخاب کبیری به عنوان یکی از نخستین گزینههای تغییر از این جهت قابل توجه است که او برخلاف بسیاری از مدیران مناطق آزاد، خود دارای شبکه ارتباطات سیاسی قابل توجهی است. کبیری در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ مسئول ستاد جوانان حسن روحانی بود و در جریان انتخابات مسعود پزشکیان نیز در سازماندهی ستادهای جوانان نقش داشت.

با این حال، نقطه آسیبپذیر کبیری در معادلات جدید، نزدیکی او به رضا مسرور است. کبیری از نخستین مدیرانی بود که در دوره مسرور منصوب شد و روابط نزدیک میان این دو نیز در فضای مدیریتی مناطق آزاد شناختهشده بود. استمرار مدیریت کبیری در کیش، با وجود انتقادهایی که نسبت به عملکرد مدیریتی او مطرح شده، از نگاه منتقدان بدون در نظر گرفتن این پشتوانه سیاسی و مدیریتی قابل تحلیل نیست.
برکناری کبیری؛ نمایش قدرت فروزان؟
در چنین شرایطی، تغییر احتمالی مدیرعامل کیش میتواند برای فروزان اهمیتی فراتر از یک جابهجایی اداری داشته باشد. کنار گذاشتن مدیری که هم به حلقه مسرور نزدیک بوده و هم خود دارای سابقه فعالیت انتخاباتی در ستادهای حسن روحانی و مسعود پزشکیان است، میتواند نوعی نمایش قدرت دبیر جدید باشد.
پیام چنین تغییری روشن خواهد بود: فروزان میخواهد نشان دهد پشتوانه سیاسی و منطقهای او در ساختار جدید دولت به اندازهای قدرتمند است که حتی مدیران برخوردار از ارتباطات سیاسی مستقل نیز در برابر تصمیمات او مصونیت ندارند.
در این چارچوب است که ارتباط فروزان با شبکه مدیران آذربایجانی نزدیک به دولت پزشکیان اهمیت پیدا میکند. اگر این شبکه واقعاً پشتوانه تغییرات مدیریتی جدید باشد، مسئله دیگر صرفاً انتخاب یک مدیرعامل برای کیش یا تغییر چند عضو هیئتمدیره نیست؛ بلکه با انتقال مرکز ثقل قدرت از یک شبکه سیاسی ـ مدیریتی به شبکهای دیگر مواجه هستیم.
البته وابستگی انتصابات مشخص به روابط قومی یا منطقهای، بدون اسناد قابل اتکا، قابل اثبات نیست. با این حال، تکرار حضور چهرههایی با پیوندهای سیاسی و منطقهای مشترک، ضرورت شفافسازی درباره معیارهای انتصابات را افزایش میدهد.
حلقه ماکو دوباره در اطراف فروزان
وجه دیگر این تحولات، بازگشت برخی چهرههایی است که سابقه همکاری با فروزان در منطقه آزاد ماکو را دارند. بر اساس اطلاعات مطرحشده، تعدادی از مدیران، معاونان و مشاوران دوره مدیریت فروزان در ماکو اکنون بار دیگر به حلقه مدیریتی اطراف او نزدیک شدهاند.
دیدارهای فروزان پس از انتصاب با فعالان قومی آذربایجانی به خوبی رویه اولویت بخشی به حالقه قومی و ارتباطات رانتی او را نمایان میسازد.

این موضوع به دلیل ابهامات مطرحشده درباره عملکرد آن دوره اهمیت مضاعف دارد. منتقدان پیشتر پرسشهایی درباره برخی واگذاریها، قراردادها، لابیهای مدیریتی و مناسبات اقتصادی در منطقه آزاد ماکو مطرح کرده بودند. بنابراین بازگشت احتمالی همان شبکه مدیریتی به ساختار دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد، بدون پاسخ روشن درباره عملکرد گذشته، میتواند نگرانیها درباره بازتولید همان مناسبات در مقیاسی بزرگتر را افزایش دهد.
دبیر شورای عالی مناطق آزاد اکنون بر ساختاری اثرگذار است که چندین منطقه آزاد مهم اقتصادی کشور را دربر میگیرد. به همین دلیل، شبکهای که در گذشته تنها در محدوده منطقه آزاد ماکو فعالیت میکرد، در صورت ورود به دبیرخانه میتواند به مجموعه بسیار گستردهتری از منابع، انتصابات و تصمیمات اقتصادی دسترسی پیدا کند.
یکی از پرسشهای کلیدی درباره تحولات اخیر همین است: پشتوانه فروزان برای آغاز سریع چنین تغییراتی چیست؟
پاسخی که منتقدان ارائه میکنند، بار دیگر به مناسبات سیاسی و منطقهای بازمیگردد. فروزان از یک سو سابقه مدیریتی و شبکهای از مدیران همراه خود دارد و از سوی دیگر به طیفی از چهرههای آذربایجانی نزدیک به دولت پزشکیان منتسب میشود. مجموعه این ارتباطات، در روایت منتقدان، به او قدرتی داده که میتواند با اتکا به آن وارد تقابل با شبکههای مدیریتی باقیمانده از دوره قبل شود.
در این میان، طرح نام خانواده پزشکیان و بهخصوص یوسف پزشکیان نیز بر حساسیت موضوع افزوده است. اگر این روابط صرفاً مناسبات شخصی و منطقهای است، طبیعتاً نباید نقشی در فرآیند انتصابات داشته باشد؛ اما اگر این ارتباطات به پشتوانهای برای تغییر مدیران و توزیع مناصب تبدیل شده باشد، موضوع مستقیماً به مسئله شفافیت و تعارض منافع در دولت مربوط خواهد شد.
مسئله اساسیتر اما وضعیت خود مناطق آزاد ایران است. مناطق آزاد قرار بود به مراکز جذب سرمایهگذاری خارجی، توسعه صادرات، انتقال فناوری و گسترش تجارت بینالمللی تبدیل شوند، اما عملکرد چند دهه گذشته نشان میدهد بسیاری از آنها فاصله قابل توجهی با این مأموریتها پیدا کردهاند.
در مقابل، طی سالهای گذشته بارها گزارشها و انتقاداتی درباره رانت در واگذاری زمین، قراردادهای غیرشفاف، نفوذ سیاسی در انتصابات، واردات و قاچاق و بهرهبرداری گروههای خاص از امتیازات مناطق آزاد مطرح شده است.
در چنین ساختاری، تغییر دبیر شورای عالی مناطق آزاد زمانی میتواند معنای اصلاح داشته باشد که با تغییر سازوکارها همراه شود، نه صرفاً تغییر افراد.
اگر قرار باشد مدیرانی که با لابی حلقه رضا مسرور یا سایر چهرههای سیاسی به قدرت رسیدهاند کنار بروند و جای آنها را مدیرانی بگیرند که پشتوانهشان ارتباط با شبکه آذربایجانیهای نزدیک به دولت پزشکیان و حلقه سیاسی پیرامون حسین فروزان است، نمیتوان از تحول واقعی در مناطق آزاد سخن گفت. در این صورت تنها صاحبان سهم و شبکههای برخوردار از نفوذ تغییر کردهاند.
نخستین انتصابات و برکناریهای فروزان از همین منظر اهمیت زیادی خواهد داشت. معیار انتخاب مدیران جدید مشخص خواهد کرد که آیا او برای اصلاح مناطق آزاد آمده یا برای بازتوزیع قدرت در این مجموعه.
اگر شایستگی، کارنامه اقتصادی و توان جذب سرمایه معیار باشد، میتوان از آغاز یک تغییر مدیریتی سخن گفت؛ اما اگر حلقه مسرور صرفاً جای خود را به حلقهای متکی بر مناسبات سیاسی و منطقهای نزدیک به دولت بدهد، نتیجه چیزی جز جابهجایی شبکههای نفوذ نخواهد بود.
اکنون حسین فروزان در برابر یک آزمون جدی قرار دارد: نشان دهد ارتباطات منطقهای و سیاسی پیرامون او صرفاً بخشی از سابقه سیاسیاش است و نقشی در توزیع مناصب ندارد، یا با نخستین انتصابات خود این نگرانی را تقویت کند که مناطق آزاد بار دیگر به میدان تقسیم قدرت میان شبکههای سیاسی تبدیل شدهاند؛ این بار با افزایش نفوذ حلقهای که منتقدان آن را شبکه آذربایجانیهای نزدیک به دولت مسعود پزشکیان توصیف میکنند.